دیشب کرج عروسی دعوت داشتم به علت اینکه یک خروجی اشتباه را انتخاب کردم چند ساعت در ترافیک گرفتار شدم وخواهرم نرگس بالحنی ملایم ولی...به من گفت: ساعت ده ونیم گذشته ومراسم تا ساعت ۱۱ است!
تنها راهی که به ذهنم رسید این بود که از یک مسافر کش ون کمک بخواهم.وراننده ون نیز با نهایت محبت علیرغم اینکه مسیرش نبود نزدیک ۶ کیلومتر ما را راهنمایی کرد وهرچه کردم مبلغی تقدیمش کنم نپذیرفت.
درست در همان جا به یک خودرو کلانتری برخوردم .گفتم جناب سروان من ۲۰ دقیقه بیشتر وقت ندارم شما آدرس این سالن را بلدید ؟
جناب سروان گفت دنبالم بیا، وچراغهایش را روشن کرد وبسرعت مارا تا سالن عروسی برد وتقریبا تمام آنهایی که دم در بودند حیران مارا نگاه می کردند ومن گفتم :به به!
امروز هم اینترنت خانه مشکل داشت به پشتیبانی شاتل زنگ زدم وآقایی بنام موسوی چنان با احساس مسولیت مشکلم را حل کرد که کلی لذت بردم.
ایکاش بد اخلاقان اخلاقشان بهتر شود و.........
+ نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 14:7  توسط سیدمحمد مجابی
|


