تبليغاتX
روزنوشتهای سید محمد مجابی - تقدیم به گربه دوستان ایرانی

روزنوشتهای سید محمد مجابی

بالاترين Balatarin

شاید باورش برایتان سخت باشد ولی حقیقت دارد ، در کنار محل کار من یک شهر کتاب است که صاحبانش هم اهل مطالعه هستند وهم بال حال! وبه من کتاب قرض می دهند

دیروز دنبال کتابی از آقای خانلری بودم که آقای هامون جوان خوش برخورد این کتاب فروشی گفت:من در خانه کتابی دارم بعداز ظهر برایتان می آورم و کتاب صدشعر از این صدسال آقای وفایی را برایم به امانت آورد .

در این کتاب که گزیده اشعار است به شعری از خانم پروین اعتصامی برخوردم که دیدم مناسب است به گربه دوستان از جمله خانم ژاله ف  تقدیم کنم اولش را می نویسم باقیش را در دیوان بخوانید

ای گربه ،تو را چه شد که ناگاه 

رفتی ونیامدی دگر بار

بس روز گذشت وهفته وماه

معلوم نشد که چون شد این کار

جای تو شبانگه وسحرگاه

در دامن  من تهی است بسیار

در راه تو کند آسمان چاه

کار تو زمانه کرد دشوار

                                             پیدا نه به خانه ای نه بر بام

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 15:36  توسط سیدمحمد مجابی  |