امروز یاد خانم ژاله ف افتادم
چند روز قبل در تاتر شهر بودم. در یک قسمت بسیار احساسی نمایش که خودم من هم بغض کرده بودم ناگهان صدای همهمه تماشاچیان شدت گرفت قضیه از این قرار بود که: یک گربه سفید وزیبا از پشت صحنه روی سن آمد وبه حضار نگاه کرد وبعد با سرعت رفت.
امشب که یکی از دوستان دانشجوی تاتر به خانه ما آمده بود گفت:
در تاتر شهر تعداد زیادی گربه هست که کسی با آنها کار ندارد ودر وسط تمرین مرتبا می آیند و می روند !
اینم برای اینکه ژاله خانم از دست همه ناراحت نباشند
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 0:21  توسط سیدمحمد مجابی
|

