چندی قبل در محفلی صحبت از کسی به میان آمد گفتم:من ایشان را می شناسم ،انسان بسیار محترم ،خوش برخورد ،دقیق ودر کار خود سرآمد است.
خانمی که درجلسه بود گفت :آقای مجابی می دانید این مرد چه بلایی به سر همسرش می آورد ؟
متعجب شدم واو ادامه داد همسراین آقا بیش از ۱۵ سال از او کوچکتر است ویک فرزند هم دارند .این آقا فردی بسیار بد بین وتهدید کننده است وشبیه آنجه در فیلم قرمز دیدید با زنش رفتار می کرده بطوریکه زن دچار افسردگی فراوان شده وبه خانه پدر پناه می برد ولی بیچاره نمی دانسته که این موضوع چه نقطه ضعفی برایش ایجاد می کند.
شوهرش فردی مسلط به قوانین وحقوق است وهر ماه برایش پول می فرستد وبه بهانه عدم تمکین اورا طلاق نمی دهد وبه صراحت گفته تا پیر نشوی ودیگر کسی سراغت نیاید ترا طلاق نخواهم داد.وخودش نیز همسر صیغه ای نه یکی ....اختیار کرده.
یاد قضیه دیگری افتادم مربوط به خانواده محترمی در قزوین که دخترشان را به عقد جوانی درآوردند وبعد از مدتی این جوان که در امور مختلف مشکل داشت راهی زندان شد وپدر بیچاره این دختر بیش از ۵سال دوندگی کرد تا بتواند طلاق او را بگیرد.
از این خاطرات بسیار است واین مشکلات یک شبه حل نمی شود چراکه همان کسانی که این ستم ها را روا می دارند فامیل ،همسایه ،همشهری،هموطن ویا حتی خود ما هستند.
زمانی که خود زنها هم خود را کمتر باور می کنند باید چه گفت؟
یک روز در جلسه مشترک مجلس ودولت نشسته بودم سرکار خانم شجاعی در صندلی کنار من بودند .آقای حداد عادل نیز مشغول صحبت بودند .خانم شجاعی که در جریان بیماری قلبی مادرم قرار داشت حال مادرم را از من سوال کرد.
گفتم :فردا عمل دارد.
خانم شجاعی با آرامی گفت :چندی قبل یکی از والدینش را به بیمارستان برده وزمان اخذ رضایت برای عمل به او گفته اند شما نمی توانید رضایت دهید وباید پسر ایشان بیاید !
واقعا نمی دانستم چه باید بگویم .
با اعتقاد به فرهنگ وتمدن وآموزه های مذهبی معتقدم باید تلاش مضاعفی برای حل این مشکلات صورت پذیرد

