
به نظر من قرون ۴تا ۷ هجری قمری در کشور ما از اهمیت ویژه ای برخوردار است وقایع مهمی مانند حمله مغولها در این دوره صورت گرفته ودر این دوره دانشمندان و ادیبان و سیاستمداران بنامی زندگی میکردند. امروز یاد داستانی که در یکی از کتب مر بوط به حسن صباح خواندم، افتادم که تقدیم میدارم.
نقل است یکی از بزر گان در کلاس درس خود به اقوال فرق مختلف پرداخته و زمانی که به باطنیون میرسیده است دشنام داده و میگفته : قال الباطنیون لعنهم الله......
خبر این توهین به حسن صباح میرسد وی برآشفته شده و یکی از فداییان مطلق را ماموریت می دهد که برود و این قائله را ختم کند.
فدایی مطلق به مدرس استاد میرود و چون قبلا تمام این دروس را خوانده بوده بسیار می درخشد و مورد توجه و احترام استاد قرار میگیرد بطوریکه استاد او را به کتابخانه و اندرونی خود دعوت میکند.
یک بعدازظهر فدایی و استاد به تنهایی در کتابخانه در حال بحث بودند ناگهان فدایی حمله برده و استاد را نقش بر زمین می کند وخنجر خود بر سینه استاد می فشارد و پس از معرفی خود میگوید: اگر تنها یک بار دیگر به باطنیون توهین کنی این خنجر تا دسته در سینه ات فرو میرود ولی اگر جبران کنی مورد لطف قرار می گیری.
فردا در کلاس درس، استاد پس از ذکر اقوال مختلف وقتی به باطنیون میرسد با احترام می گوید : قال الباطنیون ایدهم الله و وفق هم الله.......
طلاب تعجب زده می پرسند : استاد تا دیروز لعنهم الله بودند چطور امروز ایدهم الله شدند؟
استاد می گوید دیروز غروب قبل از نماز مغرب در کتابخانه مشغول مطالعه و مباحثه بودم که برهان قاطعی دیدم و پی به اسرار بردم.

