تبليغاتX
روزنوشتهای سید محمد مجابی - بوی گند

روزنوشتهای سید محمد مجابی

بالاترين Balatarin
بعد از جلسه در اهواز به آبادان رفتم.به محض رسیدن به آبادان می خواستم زمینش را به احترام دلاوریهای گمشده در تاریخ ببوسم .به کنار اروند رفتم ودر خاکریز قدم زدم ،جایتان خالی ،در میان بازدید پایینتر از اسکله ۱۲هنگام بازدید با صحنه ای مواجه شدم که منقلبم کرد.دو لوله بزرگ با شدت فاضلاب بد رنگ وبد بوی شهری را مستقیم به داخل اروند وارد می کرد بوی تند وزننده ای فضا را پر کرده بود وکف بد رنگی روی آب بود .

پرسیدم: این چه وضعی است ؟گفتند: آقای مجابی اینکه خوب است ! کنار بازار ماهی فروشان فاضلاب با کانال به داخل اروند می ریزد و حجم فاضلاب پتروشیمی بندر ماهشهر خیلی وسیع تر از این هاست!

یاد صحبت ناخدای فربه دیابتی که پول خرید دارو نداشت وما به هیچ عنوان از جریمه دوباره اش وتهدید به ابطال پروانه اش دست برنداشتیم افتادم 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 20:55  توسط سیدمحمد مجابی  |