تبليغاتX
روزنوشتهای سید محمد مجابی - وجدان درد

روزنوشتهای سید محمد مجابی

بالاترين Balatarin
امروز یکی از همکلا سان دوره فوق لیسانس که دکتری قبول شده لطف کرده و ما را به نهار دعوت کرده بود .جای شما خالی دیدم دیگر وقت رژیم گرفتن نیست و دلی از عزا درآوردم.شب از اضافه وزنی که پیدا کردم دچار وجدان درد شدم وبه ناچار ۷ کیلومتر دویدم خوشبختانه جبران شد.امیدوارم برای قبولی ترم اولش به وزن مناسب رسیده باشم تا بتوانم راحتتر بخورم.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 0:22  توسط سیدمحمد مجابی  |