شاید برایتان قابل تصور نباشد رفتن به خانه کسی که نوجوان ۱۶ساله اش را از دست داده واز آنها طلب بخشش کنید چقدر سخت است
براستی چرا باید دو نوجوان براثر خشونت زندگی خود را ببازند،نوجوان ۱۶ ساله برومندی که نگاه به عکس قاب شده اش همراه با لبخند دلنشینش قلبت را از جا می کند
ونوجوانی که از ۱۴سالگی ۳سال است درزندان با کابوس طناب دار میخوابد وصبح که بیدار می شود داستان تلخ زندگی اش را مرور میکند ومی داند که اگر جان سالم هم در ببرد باز زندگی اش برباد رفته است
با این سابقه آیا انگشت نما نخواهد بود؟آیا انگیزه درس خواندن خواهد داشت؟آیا کاری به او خواهند داد؟آیا کسی با او ازدواج خواهد کرد ؟
این دو نوجوان هردو زندگی خود را باختند ولی یکی هنوز کور سوی نوری به چشمانش می رسد تا شاید از این تاریکی مبهم بیرون بیاید
براستی چه کسی می تواند دردداغ وسوز جگر پدر ومادر منصور را زمانی که در بیمارستان به او گفتند هرکار میتوانستیم کردیم! ولی...متوجه شود
فرزندرعنایی که صبح به دبیرستان رفت وشب به سردخانه
وچه کسی می تواند رنج پدر محمد را تصور کند زمانی که فرزندش کنج زندان زانوی بغل گرفته ودر معرض انواع مسایل است
واو هیچ آری هیچ کاری ازدستش ساخته نیست
جه کسی در این خشونت مقصر است؟آیا با نوجوانان این سن ارتباط داشته اید ؟
چرا باید ده ها نوجوان در شرایط محمد باشند؟
آیا باید تنها بعد از وقوع حادثه دنبال نجات طرف دوم رفت؟آیا نمی توان برای جلوگیری از تکراراین حوادث کاری کرد؟
این تمام حرف ما به خانواده داغدار منصور بود !
که شما می توانید به این مسئله نگاه دیگری داشته باشیدوخون ریخته شده منصور وغم جگر سوز خود را به پیامی تبدیل کنید که:
خشونت در نوجوانان مذموم است واین نقل را در هر کجا بیاورید مطمئن باشید بسیاری با شما همنوا خواهند شدواگر تلاش شما مانع ریخته شدن خونهای نوجوانان دیگر شود ومانع پرپر شدن زندگی های پر آرزو شود دیگر منصور خونش به هدر نرفته است
خانواده منصور را خانواده فهیمی دیدم این حضور وگفتگو در تصمیمشان بی تاثیر نخواهدبود آرزو میکنم به تصمیم خوبی برسند
ولی بر ماست که برای کمک به رفع این ناهجاری وخشونت در نوجوانان همت کنیم
هرکس به قدر همت خود


