
امروز طی تماس با داد ستان محترم جناب آقای شاه کرمی، قراری را با خانواده مرحوم منصور تنظیم کردم. قرار است فردا به شهرستان ... سفر کنیم
از آنجاییکه خودم کسی نیستم تا صحبتم اثر داشته باشد ،درحاشیه جلسه دوشب گذشته کمیته محیط زیست شورای اسلامی شهر تهران موضوع را با خانم دکتر ابتکار در میان گذاشتم .ایشان با استقبال کامل گفتند :آمادگی دارند برای تقاضای بخشش محمد به دیدار خانواده منصور بیایند
قبل از سفر، امروز به مجتمع ملاصدرا واقع در منطقه ۵که مدرسه پسرم است رفتم ودر جمع دانش آموزان دبیرستانی تمام قضیه را برای دانش آموزان توضیح دادیم آقای محمد خزائی ریس مجتمع گفت:فرزندان عزیزم اگرچه شخصیت والای شما برایم روشن است ولی بدانید صحبتهایی که بین آن دو نوجوان رد وبدل شد ممکن است در هر جایی بین همسالانشان اتفاق بیافتد باید همه ما مراقب رفتار خود باشیم وعواقبش را بدانیم. از آنجاییکه بابررسی متوجه شدیم محمد سابقه بزهکاری نداشته ونا خواسته گرفتار چنین سر نوشتی شده بهم سهم خود علاقه مندم برای نجاتش از خانواده محترم منصور تقاضای بخشش کنم واز خانواده مرحوم دعوت کنم به اینجا بیایند و ببینند همسالان آنها در چه حال وهوایی هستند باشد که موثر افتد و از آقای مجابی میخواهم که دعوت مرا فردا اعلام کند
بعد از آقای خزائی من هم صحبت کردم و خیلی خلاصه صحبتهای خودم را با خانواده محمد، وکیل اوآقای مصطفایی ودادستان آقای شاه کرمی گفتم واینکه قرار است فردا برای تقاضای رضایت بروم
گفتم: تعداد زیادی از شما همسن محمد در زمان حادثه بودید وتعداد زیادی از شما همسن مرحوم منصور وهمینطور همسال الان محمد
محمد متولد ۱۳آبان ۶۸هست او در روز دانش آموز بدنیا آمده و در زمان دانش آموزی گرفتار شد آرزو میکنم در دانش آموزی از دنیا نرود
بجه ها من فردا برای تقاضای بخشش می روم ،اجازه دارم از طرف شما هم تقاضا کنم ؟
همه دستشان را بالا گرفتند واز خانواده منصور تقاضای عفو کردند
پسرم سید امیر محمود مجابی در همان لحظه با موبایلش شکار لحظه کرد تا این حرکت انسان دوستانه ثبت شود

