سه روز قبل یعنی یکشنبه عازم جلسه بررسی علل مرگ ومیر بیش از ۷۰ دلفین که در شهریور اتفاق افتاد،بودم خوشبختانه با پیگیری جدی طرفداران حیات وحش می رود تا به یک اقدام اساسی برای حمایت از آنان تبدیل شود ونمونه بارز آن انتشار بیش ۷۰۰۰موضوع خبری در این باره بوده است
درست قبل از رفتن به جلسه روزنامه اعتماد را می خواندم که با خواندن حکم قصاص یک نو جوان که در 14سالگی طی درگیری کودکانه او با یک نوجوان 16 ساله وی کشته شده بود بر سرجایم میخکوب شدم
من یک پسر 1۴ ساله دارم وبا روحیات آنان کاملا آشنا هستم واقعا بچه ها دراین سن وسال اصلا معنی مرگ و کشتن را نمی فهمند وجدی ترین جدیها برایشان جدی نیست
شاید این نوجوان هنوز هم نمی فهمد قصاص یعنی چی؟
این حس پدرانه باعث شد موضوع را با جدیت پیگیری کنم تا شاید بتوانم قدمی در راه اخذ رضایت خانواده مقتول بردارم
با خانواده نوجوان زندانی تماس گرفتم خواهرش که دانشجوی فوق لیسانس بود برایم ماجرا را تعریف کرد
برادرش محمد متولد 13 آبان 1368 است در سال 83 زمانی کلاس اول دبیرستان بوده در یک نزاع کاملا بی هدف و کودکانه این حادثه برایش اتفاق می افتد ومنصور در اثر خونریزی وعدم توانایی بیمارستان جان می سپارد
از آن روز تا کنون وی در زندان است و نظریه کمسیون پزشکی در عدم بلوغ عقلانی او باعث نجاتش نمی شود
با دادستان محترم شهر آقای شاه کرمی تماس گرفتم با گشاده رویی او مواجه شدم و ازاو تقاضا کردم شرایط ملاقات مارا با خانواده منصور فراهم کند او پذیرفت
قرار است جمعه به آن شهر برویم
محمد توان مالی گرفتن وکیل نداشته ودارای وکیل تسخــــــــــــــیر ی بوده ولی وکیل دیگری بنام آقای محمد مصطفایی داوطلبانه وکالت او را پذیرفته است
با وی تماس گرفتم وبا استقبال فراوانش مواجه شدم او گفت :وکالت 14 نوجوان دراین شرایط را داوطلبانه پذیرفته است
ازاو پرسیدم آیا در کشور بجز این موارد هم هست ؟گفت :70 نوجوان یا حکم گرفتند ویا در انتظارحکمند
ناخود آگاه یادمرگ 70 دلفین افتادم که دلم را خون کرده
ایکاش خانواده منصور رضایت دهند ،ایکاش بشود دلشان را بدست آورد ،ایکاش........
شمارا بخدا دعا کنید مرگ وزندگی این نوجوان به مویی بند است

