از وقتی به همت دوست خوبم آقای فرازنده کار وب را شروع کردم ،به وب دوستانی که برایم کامنت می گذارند سر زدم و هم با دیدن وب جوانان وهم مشاهده وضع جامعه بد جوری نگران شدم
جوانی یعنی :شور ،نشاط ،انرژی ،فعالیت ،آرزوهای بزرگ ،عشق ،امید و....
اما متاسفانه آنچه در مشاهده بیشتر جوانان می بینم غیر از این است خصوصا در وب هایشان بلحاظ اینکه شناخته نمی شوند راحت تر می شود این موضوع را دید،تنهایی ،غم ،اندوه ،ناامیدی وشکایت در نوشته هایشان موج میزند براستی چرا؟چرا از وجود اینهمه جوانی که وجودشان برای کشور فرصت طلایی است کمتر بهره مند می شویم؟
در یکی از پستها موضوع اخراج دانش آموزی که بعلت سرما کاپشن پوشیده بود نوشتم این ماجرا مربوط به بیست سال قبل است شما امروز به کار ناظمی که این کار را کرده می خندید فکر می کنید چند سال دیگر به بعضی از کار هایی که امروز انجام میدهیم خواهیم خندید؟مشکل اینجاست که شخصیت وغرور آسیب دیده براحتی تر میم نمی شود
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 9:16  توسط سیدمحمد مجابی
|


