تبليغاتX
روزنوشتهای سید محمد مجابی - همنشینی با مسافران مرگ

روزنوشتهای سید محمد مجابی

همنشینی با مسافران مرگ

دیشب بر من بسیار سخت گذشت .

کمتر از یک ساعت است که به خانه باز گشتم و باید برای ادامه نشست شهرداران مناطق کلان شهرهای کشور بروم.

دیشب محمد مصطفایی وکیل شجاع و دلسوزی که به رایگان وکالت زیر ۱۸سالگان را بعهده دارد از من خواست تا نیمه شب به بازداشتگاه اوین محل اجرای حکم بروم و از خانواده مرحوم رضایی که اولیاء دم هستند تقاضا کنم تا از قصاص صفر انگوتی که در زیر سن ۱۸ سالگی در یک مشاجره مرتکب قتل شده است بگذرند .

وارد بازداشتگاه شدم ۵ مرد و یک زن در اطاق نشسته بودند و آماده وداع با این جهان می شدند.

برایم بسیار سخت بود تا با آنان روبرو شوم فضای سنگینی بود .

با تلاش و لطف آقای جابری دادیار اجرای احکام و آقای پورمکری توانستیم از اولیاءدم یک ماه مهلت بگیریم تا شاید شرایط رضایت فراهم شود.

در آنجا همراه با خانم جعفری وکیل سهیلا غدیری خیلی تلاش کردیم تا اجرای حکم او را برای دو ماه عقب بیاندازیم ولی نشد .

بهرحال شب سختی بود که در یک اظاق کنار افرادی که آماده مرگ می شدند قرار گرفتم ولی خوشحالم که به صفر انگوتی مهلت یک ماهه داده شد .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 7:31  توسط سیدمحمد مجابی  |