تبليغاتX
روزنوشتهای سید محمد مجابی - می توان اصلا نبود

روزنوشتهای سید محمد مجابی

بالاترين Balatarin
مدتی در ذهن من هست این سوال

چرا اکثر انسانهای دور برم از زندگی نا راضی هستند ؟

خیلی از ناراضیان آنهایی هستند که تمام آنچه را که ناراضیان دیگر به علت نداشتنش ناراضی هستند دارند!

وخیلی از ناراضیان کسانی هستند که چیز هایی را که عده ای برای داشتنش نا راضی هستند ندارند!

یاد داستان غازی افتادم که آرزوی داشتن قسمتهایی از بدن دیگر پرندگان را داشت. ولی هرکدام از موجودات زیبایی خودشان را دارند

به نظرمن تا هستیم باید به بودنمان افتخار کنیم وبدانیم چون هستیم می توانیم

زیبایی زندگی در فراز ونشیب هاست، زیبایی زندگی در بدست آوردن موفقیت هاست .تا طعم تلخ شکست را نچشیده باشیم شیرینی موفقیت را حس نخواهیم کرد

آخر کلام میتوان اصلا نبود

میلیونها سال میتوانیم نباشیم ولی متاسفانه دیگر نمی توانیم غر بزنیم و نمی توانیم دیگر شکایت بکنیم و نمی توانیم ببینیم دیگران برایمان دلسوزی میکنند! تمام اینها را برا ی این نوشتم که کامنت یکی از دوستان را در پست لذت بردن خواندم ووقتی به وبش رفتم دیدم از روز تولدش خوشش نمی آید ولی من با تمام وجود روز تولدش را که گوهر بودن را به او ارزانی داشته تبریک میگویم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 12:44  توسط سیدمحمد مجابی  |