تبليغاتX
روزنوشتهای سید محمد مجابی - پدر

روزنوشتهای سید محمد مجابی

بالاترين Balatarin

گل عزیز است

شاید هرگز فکر نمیکردم که دیگر اورا نبینم

و هرگز باورم نمیشد که دیگر هیچ وقت مرا ازخواب بیدار نکند وبگوید:

پسر جان دیگر خواب بس است

اگر میدانستم در خیابان آهسته دستم را از دستش نمیکشیدم

وگرمی دستش راروی گونه هایم ولبهایم حس میکردم

آه که چقدر دلم میخواست پدرم زنده بود

روز پدر مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 18:22  توسط سیدمحمد مجابی  |