بالاترين
اگرچه بنده با این سن وسال قطعا شور وشوق عشق جوانی را نمی فهمم! ولی در وب گردی رد پای عشق را زیاد می بینم امروزشعری زیبا از یک روزنامه نگار کاملا جدی که اصلا اهل شوخی نیست خواندم وکلی صفا کردم واین مطلب را براش نوشتم:
عشق چست؟
یار کیست؟
انتظار چیست ؟
توقع کدامست؟
قیمت محبت چقدر است؟
قیمت عشق چقدر است؟
آیا من عاشقم؟
نمی دانم تا بحال عاشق بوده ام؟
نمی دانم تا بحال در خانه کسی را زده ام ؟
شاید اشتباهی در خانه خودم را زدم!
وخودم به خودم جواب ندادم!
عشق چه رنگی است؟قرمز یا سیاه؟
قرمز رنگ شادی است ،شعف،ایثار،...،خوشی
سیاه رنگ سکون است ،غم ،ماتم و مرگ
عشق چه رنگی است من قرمز ومشکی ام
من عاشقم؟
من عاشق خیلی چیزام ....من عاشق زندگی ام!
بالاترين
بالاترين
با خودم فکر کردم بالاخره همه خواهیم مرد و بعد یاد کتاب آداب معاشرت نوشته خانم شهین دخت بهزادی افتادم که در آداب مردن مطالب جالبی نوشته:
آداب زندگی آداب مردن هم لازم دارد
به دلیل این که روزی خواهید مرد آداب زندگی را نباید فراموش کنید!
لازم است برای بعد از خودتان خاطره خوبی به جا بگذارید.
آخرین جملات
بالاخره دهان هر کسی بسته خواهد شد.اگر هنوز چیزی برای گفتن دارید بجنبیدقبل از این که خیلی دیر شود.
اگر چیزی برای گفتن ندارید چیزی نگویید.
مسلمانی تان را ثابت کنید واشهدتان را بگویید.آخرین جملات بایدکوتاه مهربان وحتی با مزه باشد.
سعی کنید اطرافیانتان را بخندانید
اگر در شرایطی نیستید که چیزی بگویید جمله کوتاهی بر زبان بیاورید
کلمه آخر
بدرود
بای بای
ما که رفتیم
وبرای آخرین نفس سعی کنید که دستتان را جلوی دهنتان بگیریدتا مودب جلوه کنید.
توجه: مرگ چیز ترسناکی نیست تنها اشکال مردن در این است که در لحظه مرگ تماشاچی زیادی حضور ندارد تا انسان را تشویق کند!
بدرود !
ما که رفتیم !(من وهمسرم)
البته برای خرید!
بالاترين
ایشان فرمودند :
در شهر بزرگی مثل تهران مرگ ومیر عادی است!
بهشت زهرا بطور متوسط روزانه به ۱۷۰متوفی خدمت رسانی می کند!
(احتمالا طرح تکریم هم انجام می شود)
بهشت زهرا از سال دیگر جا ندارد وموضوع هم اصلا سیاسی نیست.
من به نوبه خود از ایشان که فکر می کنم جز رکورد داران طول مدت یک مسولیت هستند تشکر می کنم البته این مهم است که مراجعان از آدم راضی باشند!
امید وارم به این زودی به ایشان مراجعه نکنم ! تا خدا چه خواهد
بالاترين

البته برای شروع خوب است. لطفا اشتباهات جواد یساری مرحوم سوسن گوگوش معین اصفهانی و .... را نیز یادآوری کنید. مخصوصا آنجا که معین می فرماید کفتر کاکل به سر های های به نظرم نوعی خشونت نهفته در برخورد با محیط زیست و پرندگان در آن مستتر است.
موتوصورتمون یافت نمی شه عجب چقدر ما جوان ماندیم بزنیم به تخته...
یادمه :
سال سکوت - سال فرار - سال گریز و انتظار...
اما مرحوم مولانا فرموده :
از محبت خارها گل می شود...
متوجه شدید محبت کردن هیچ هزینه ای نداره و چقدر راحت میشه اجراش کرد
آقا وقت کردید سری به ایمیلتون بزنید شاید برا وب شما که مطالب زیاد دادرید جالب باشه
ارادتمندیم
بالاترين
در این آواز او سال ۲۰۰۰ را سال بسیار بدی معرفی کرده ومیگوید: دراین سال احساسات و دوستی وجود ندارد .
او می گوید :در آن روزها کسی به فکر کسی نیست وهر کس به فکر خودشه.
آن موقع که این آواز را شنیدم هنوز زمان زیادی تا سال ۲۰۰۰ باقیمانده بود وپیش خود مجسم می کردم اگر واقعا سال ۲۰۰۰ به این سیاهی باشد چه می شود ؟
قبول دارم محبتها کم شده وجوامع خشن شدند و زندگی ماشینی اثرات زیادی بر انسانها گذاشته ولی در کنار تمام اینها انسانیت وایثار ومحبت را در خیلی از انسانهای اطرافم می بینم .
چه خوب است همه باهم تلاش کنیم این روحیات تقویت شود.
فکر می کنم داریوش اشتباه کرده و آینده روشن در انتظار انسانهاست
بالاترين
ایشا ن گفت :خواستم ببینم مجابیها همشان طناز هستند؟!
بالاترين
دیروز کمسیون قضایی وحقوقی مجلس ، شور دوم لایحه رسیدگی به جرایم اطفال را در دستور کار داشت. شور اول این لایحه به تصویب رسیده ومصوب اصل ۸۵ هم گرفته است یعنی کمسیون هرچه را تصویب کند فقط برای تصویب مدت زمان اجرا به صحن علنی می رود .
اگرچه جناب آقای سلیمانی مخبر کمسیون وقت زیادی گذاشت ودر حاشیه جلسه با هم مذاکره کردیم ولی دلم می خواست خودم نماینده بودم ودر کمسیون فعالانه شرکت می کردم ورای می دادم!
بعد از سه دوره حضور درجلسات مختلف مجلس این تنها باری بود که چنین آرزویی کردم!
بالاترين
حیفم آمد نخوانید خصوصا صفحه ۱۹ آنرا !
بالاترين
لطفا ، متشکرم ،ببخشید
کتاب آداب معاشرت- شهین دخت بهزادی
بالاترين
بعداز ظهر برایتان موضوع را خواهم نوشت
بالاترين
امروز در مهر خبر اعطای سومین جایزه مطبوعاتی امید یادبود دکتر مهدی سمسار ، به سرکارخانم جمشیدی را دیدم .
این موفقیت را به ایشان وتمام دوستداران محیط زیست صمیمانه تبریک می گویم .
این خبرنگار جوان در طول دوران فعالیتش بسیار خوب درخشیده هیچگاه پیگیریهای جدیش در مورد سرخه حصار یا شهادت محیط بانان از یادم نمی رود .
این دومین جایزه اش در دومین ماه امسال بوده امیدوارم ادامه یابد .
مطمینم می تواند در مسیر حفاظت از محیط زیست گامهای موثرتری بردارد.
برایش آرزوی توفیق می کنم
بالاترين
|
|
شنبه 21 اردیبهشت1387 ساعت: 3:12 | توسط:شکیبا | |||
| گفتند آن مرد ماهی گیر است آن مرد از دریا ماهی می گیرد گفتند آن مرد کشاورز است آن مرد در زمین دانه می کارد جوانمرد گفت چه نیکو ...اما نیکوتر مردی است که از خشکی ماهی می گیرد و دانه اش را در دریا می کارد . ونیکوتر از این دو کسی است که می تواند از آب آتش بگیرد واز زمین آسمان برداشت کند. ممکن را به ممکن رساندن کار مردان است اما کار جوانمردان آن است که نا ممکن را ممکن سازند. هزاران معجزه میان آسمان و زمین معطل است . دستی باید تا معجزه ها را فرود آورد . وآن دست جوانمرد است .(کتاب جوانمرد نام دیگر تو) سربلند باشید . | |||||
| وب سایت | |||||
بالاترين
سرزمين من پر است از آدم هاي خوب. پر از باران.پر از صدا و هيا هو. اما همه در پس پرده اي سياه پنهان اند. سرزمين هر كس با من و ما فرق دارد.
سرزمين تو چگو نه است؟
بالاترين
بالاترين
وقتی مردی می گرید صورتش را می پوشاند ولی من با صدای بلند گریه کردم!
برای جوان ۱۹ ساله ای که با هزاران آرزو امروز زیر خروارها خاک آرمیده است .
برای پدری که برصورت یخ کرده پسرش بوسه زد .
برای مادری که هر روز پسرش را بدرقه کرد وبعد از آخرین بدرقه هنوز در اتتظار اوست.
آیا هرگز پدر بوده اید تا بدانید مرگ فرزند یعنی چه ؟آیا هرگز مادر بوده اید تا داغ فرزند را بفهمید؟
بغضم شکست وقتی بیاد جوانی افتادم که سه سال است ۱۷ سال دارد!
بغضم شکست وقتی بیاد بهنود شجاعی، جوان۱۷ ساله ای افتادم که برای صلح به قتلگاه رفت ودر یک اتفاق دستش به خونی آلوده شد که هرگز فکرش را نمی کرد .
او مادر ندارد
او هر روز مرگ را احساس می کند
آیا جوان بوده اید ؟آیا غرور جوانی را بیاد دارید ؟
سه سال است که صفحه گرامافونش گیر کرده !
سه سال است که می گوید:
ایکاش تلفن زنگ نزده بود ایکاش برای صلح دادن به پارک نمی رفتم ایکاش مادرم نمرده بود
مادر کجایی
کسی نیست که به پای مادر احسان بیافتد ومن در کنج تنهایی فقط بیاد توام مادر
چرا ؟چرا سرنوشت این دو نوجوان این شد ؟چند نوجوان دیگر در چنین وضعی قرار دارند ؟چند نوجوان دیگر قرار است به این وضع دچار شوند ؟
دلم شکسته ای دوست هوای گریه دارم
خدا کند در این ۳۰ روز مهلت باقی مانده پدر ومادر امیر در قنوت نمازشان زمانی که می گویند :
بسم الله الرحمن الرحیم
رحم وشفقت حضرت حق بر دلشان بنشیند و ومهر مادرانه وگذشت پدرانه آنان را در بزرگترین تصمیم زندگیشان راهبری کند .
دلم نمی خواست چیزی بنویسم ولی نوشتم
بالاترين
بالاترين
این کودک برای مادر عنان خود را از کف داد
اوخطای بزرگی کرد
و براین خطاشاید جان خود را نیز از دست دهد
او نیاز مند مرهم بود ولی..
شعر سعید بیابانکی تقدیم به او می کنم تا در خوف ورجای آنچه دارد ازدست می دهد آرامشی یابد .
اگرچه مطمینم این شعر را نمی بیند.
بالاترين
باور بفرمایید این میزان سم آنهم غیر استاندارد ویا شستن جایی که سوسک افتاده با چندین لیتر آب ، هم باعث اسراف شده هم بر روی سلامت اثر مخربی خواهد داشت وهم باعث آلودگی آب و خاک می شود که بمراتب از اثر خود سوسک بیشتر است.
نمی دانم نظر خانم ژاله ف در مورد کشتن سوسک چیست؟
بالاترين
بالاترين
بنظر من :
بعضی ها قبل ازورود به شغل زوال عقل دارند
بعضی ها بعد از انتخاب شغل دچار زوال عقل می شوند
بعضی ها بعد از ترک شغل دچار زوال عقل می شوند
بعضی ها هم با مراجعه به این افراد دچار زوال عقل می شوند
لازمه داشتن بعضی مشاغل هم زوال عقل است
بنابر این زیاد دنبال حل زوال عقل نباشید چون یا با بدست آوردن یا با ازدست دادن شغل دچار این مشکل می شوید.
بنظر شما عقل یا شغل داشتنش بهتر است یا نداشتنش ؟
بالاترين
چودریای رحمـــت تلاطم کند گنه صاحب خویش را گم کند
بالاترين
بالاترين
دستور اول جلسه برایم بسیار مهم بود این دستور درباره چگونگی اجرای مصوبه شورای شهر تهران درخصوص توجیه فنی واقتصادی و..وزیست محیطی تمام پروژهها بود .
آقای حیدرزاده وآقای جعفری نحوه اجرایی شدن را توضیح دادند ودوستان هم اظهار نظر کردند اما نظر بنده:
این برای اولین بار است که شورای شهر چنین تکلیف مهمی را کرده ونظر من بر این است که با وجود اینکه ۲ماه از سال تمام شده وباید ۶۰۰۰ میلیارد تومان اعتبار هزینه شود لازم است روند مناسب وقابل دستیابی اتخاذ شود .
در پیشنهاد شهرداری آمده بود تمام طرحهایی که براساس مصوبه شورایعالی محیط زیست باید ارزیابی شوند لازمست مسیر کامل را طی کنند وباقی طرحها باید دسته بندی شوند واولویتهای آنان برای ارزیابی وبررسی اثرات مشخص شود.
بنده گفتم : دسته بندی واولویتها باید سریعا مشخص و با نگاه زیست محیطی صورت پذیرد بعضی از پروژهها ممکن است کم اهمیت تلقی شود ولی بسیار مهمند مانند سم پاشی فضای سبز ویا مبارزه با جانوران موذی ویا پاک سازی معابر از برف و...
بنظر بنده شهرداری لازمست افزون براین مباحث وبررسی موردی طرحها ، ارزیابی استراتژیک و نیز بررسی اثرات تجمعی را تهیه کند چراکه ممکن است پروژه ها به تنهایی قابل تایید باشند ولی اثرات تجمعی آنها قابل قبول نباشد
بالاترين
بعدا نظراتم را خواهم نوشت
بالاترين
یکی از آن دو گرافیست است ودیگری موسیقی خوانده .
دو عکس برایم خیلی جالب بود یکی عکسی که کاملا قابل تبدیل به طرح پارچه بود ودیگری عکس از پنجره ای که ۵ ماه در آن می تابید.
پیشنهاد می کنم حتما بازدید کنید
زمان : ۱۱ تا ۱۶ اردیبهشت
ساعت : ۴ تا ۸ شب
مکان : میدان تجریش - خیابان شهید دربندی -بعد از چهارراه حسابی - کوچه ی شهیدرضایی - بن بست مقدم - پلاک ۱۷- گالری ثمین
بالاترين
بالاترين
نزدیک ۶ یا ۷ سال پیش با او آشنا شدم در آن روز حس کردم او رشد خواهد کرد وچنین شد .
مدتی بود می خواستم به او بگویم سقف پروازش بلندتر است ولی نمی دانستم چگونه بگویم تا گفتنم تلخ نباشد !
چون وقتی کسی به شهرت برسد کمتر حاضر به شنیدن خواهد بود .
من به تکلیف خود عمل کردم وآرزو می کنم همانگونه که در پیش بینی قبلی درست حس کردم باز نیز شاهد موفقیتش باشم که موفقیتش بیش از موفقیت فردی ارزش دارد چراکه او می تواند بیان کننده ای دقیق وخوب برای آینده باشد.
بالاترين
محمود رضاییان اعلام کرده قیمت تمام شده قبر در سال جدید سه میلیون وپانصد هزار ریال است ولی او همان قیمت پارسال یعنی دو میلیون وپانصد هزار ریال را می گیرد وبرایش هم فرق نمی کند که از کجای تهران آمده باشی! منتها یک میلیون ریال هم برای شستشو باید بدهید .
ایشان برای رفاه حال مرحومان محروم بعضی قطعات را رایگان می دهند .
تفاوت قیمت تمام شده را هم از فروش قبرهای دو بر ونبش خیابان و رو به پارک و کم طبقه وکلا ویلایی که سال قبل تا صد میلیون ریال بوده در می آورند.
خدا پدرشان را بیا مرزد که باعث آسودگی خیال اموات شده اند.
متن خبر را در ابتکار امروز منظورم روز نامه بخوانید.
رونوشت :دوست عزیزم جسد خیس
بالاترين
ایکاش او مادر داشت تا برایش دعا کند واز خانواده آن جوان تقاضای بخشش کند.
با آقای جابری قاضی اجرای احکام تلفنی صحبت کردم او هم آرزو می کرد که مورد بخشش خانواده قرار بگیرد .
راستی چرا به آموزشهای خشونت زدایی در بین جوانان توجه نمی کنیم وچرا اینقدر ساده این اتفاقات می افتد؟
دو روز قبل مجله سپیده دانایی را خواندم که در آن مفصل در خصوص خشم وراههای کنترل آن ونیز نقش خنده وشوخ طبعی نوشته بود .توصیه می کنم آنرا بخوانید
بالاترين
یک اتوبوس و کامیون درجاده با هم مشکل پیدا می کنند وکامیون چپ میکنه واز حرکت باز می ایسته ولی اتوبوس از مسیر خارج میشه و رانندش از ترس می پره بیرون و اتوبوس ۱۶۰۰ متر بدون راننده می ره وبالاخره متوقف می شه وهیچ کس هم آسیب نمی بینه راننده بخت برگشته اتوبوس هم متواری است.
نتیجه می گیریم:
اولا نباید زود بیرون پرید
دوم اینکه راننده خوب کاری کرد بیرون پرید
سوم اینکه اگر بعضی چیزها ول شده اصلا نگران نباشید
چهارم اینکه اگر کامیون چپ نمی کرد متوقف نمی شد
بالاترين
بالاترين

زلزله پاکستان عکس یلدا معیری
امروز بعد از ظهر به نمایشگاه عکس در فرهنگسرای نیاوران رفتم که با حمایت شرکت نور نگار برگزار شده است.
بعضی از عکسهای این نمایشگاه تاثیر فوق العاده ای بر انسان می گذاشت ازجمله:
عکسی از عباس کوثری که در این عکس یک دختر کفش از پای درآورده ودر منطقه جنگی در کنار یک خودرو نابود شده به جلو خیره مانده است.
عکسهایی از یلدا معیری خصوصا عکس دخترافغانی درصف رای دهندگان
عکسهای زیبای آرش عاشوری از قایقی در دریای طلایی
عکس زیبایی از روستای اوان کار افشین دانیلی ذکریان
عکس هوایی زیبایی از میل قنات کار محمد رضا رفایی که مرا بی اختیار بیاد استاد کسراییان انداخت
آیینه های در دار کار مینا مومنی
وبالاخره عکسی با ...کار مهدی قاسمی با عنوان زن ومرد رهگذر در میدان آزادی
این نمایشگاه تا پنجشنبه دایر است
بالاترين
همه آنان را دعا کردم که باعث شدند خدا را در یاد داشته باشم
بالاترين
| دوشنبه 9 اردیبهشت1387 ساعت: 15:19 | توسط:پسرک فضول | ||||
| سلام سیدجان ارادتمندیم دربست. علی رغم انجام بسیار محدود جداسازی زباله ها هنوز با اصول اولیه آن هم فاصله بسیار داریم. برای شروع بسیار خوب است ولی اصلا پیشرفت خوبی ندارد. خیلی برایم جالب بود که در بلژیک و در شهر لوون علی رغم اینکه سیستم جمع آوری زباله مکانیزه نداشت و هنوز از درب منازل زباله ها را جمع می کردند ولی به دلیل آنکه در روزهای مشخص در طول هفته، زباله های مشخصی را جمع آوری می کرد (البته اين عمليات جمع آوري توسط شركتهاي خصوصي انجام مي گرفت.) عملا همه مردم به خوبي بيش از سه گونه زباله را جمع آوري و در همان روزهاي مشخص شده آن نوع زباله ها را در جلوي ساختمانهاي خود مي گذاشتند. اين امر كار فرهنگي بسيار بالايي را خصوصا براي مردمي مثل ما ايرانيها مي طلبد. هنوز مردمي هستند كه علي رغم وجود سطلهاي جمع آوري زباله حاضر نيستند آنها را يك قدم آنطرفتر از جلوي درب ساختمان خود بگذارند چه برسد به اينكه آنها را جدا كنند. و يكي هم مثل من پيدا مي شود كه زباله ها را جدا مي كند ولي جمع كننده هاي زباله خشك سراغ محله ما نمي آيند و من مجبورم آنها را با زباله هاي تر درون سطلهاي بزرگ بريزم. ارادتمند پسرك فضول | |||||
| وب سایت پست الکترونیک | |||||
بالاترين
این یکی از آرزوهای دیرینه مدیران کلان شهر تهران بوده که بتوانند طلای کثیف را مدیریت کنند .
اگرچه طی سالهای اخیر اقدامات خوبی به انجام رسیده از جمله مکانیزاسیون جمع آوری پسماندها که محلهای جمع آوری را از تعداد پلاکهای منازل به کمتر از ۸۰۰۰۰باکس محدود کرد ویا طرح تفکیک از مبدا ولی آنچه برای من مسلم است این است که اگر تمام مسایل پسماندها یکمجا دیده ومدیریت نشود یا با راند مان نامطلوبی جلو خواهد رفت وپس مدتی جایگاه خود را از دست خواهد داد .
من هنوز اطلاعی از پیشنویس این طرح ندارم ولی آرزو می کنم تمام فرایندها یکجا دیده شود و به نقاط ضعف وقوت طرحهای قبلی نیز توجه شده باشد
بالاترين
| شنبه 31 فروردین1387 ساعت: 23:39 | توسط: | ||||
| جناب آقای مجابی بزرگوار حسب امر در زمینه موضوعی که فرمودید اندیشیدم و به این نتیجه رسیدم که آفت وبلاگ نویسی در ایران (احتمالا نظیر سایر نمودهای نوپا و لرزان مدنیت نظیر تشکل های مردمی و...)عدم اعتقاد به ابزارها و الزامات آن است.تساهل و تسامح -لزوم احترام به حریم خصوصی-آزادی بیان-تمایل به مونلوگ و..در واقع فکر می کنم بسیاری از ما از دردهایی که می بینیم به محیط مجازی پناه می آوریم اما فرهنگ غیر دموکراتیک را همراه خود به محیطی می آوریم که اساسا هدفش و مبنایش متفاوت است.اینگونه است که از نقد اندیشه به تخریب شخصیت روی می آوریم و نوشته های خود را به جای ایجاب خود در سلب دیگری می نگاریم.و مخالفت و یا موافقتمان با اندیشه یا برنامه دیگری بر مبنای تعداد کامنتهایش در وبلاگمان است و وابستگی احتمالیش به انجمن و اداره و ارگانی خاص.در واقع رفتار بسیاری از ما نه بر مبنای آرمانهای آزادی و صلح و برابری که بر اساس کپی معوجی از دنیای واقعی رفتار می کنیم .دنیایی که به دنبال اصلاح آنیم . اما پیشنهاد عملی برای یاد آوری مجدد به خودمان و به همگان شاید تدوین منشوری بر مبنای اصول و اخلاق باشد.منشوری که بلاگرها با امضا آن خود را متعهد به رعایت اصولی نمایند که آئینه آرزوهامان برای دنیای واقعی باشد. پایدار باشید و سبز | |||||
| وب سایت پست الکترونیک | [ نظر خصوصی ] | ||||
بالاترين

گرتو را نوح است کشتیبان زطوفان غم مخور
بالاترين
تنها راهی که به ذهنم رسید این بود که از یک مسافر کش ون کمک بخواهم.وراننده ون نیز با نهایت محبت علیرغم اینکه مسیرش نبود نزدیک ۶ کیلومتر ما را راهنمایی کرد وهرچه کردم مبلغی تقدیمش کنم نپذیرفت.
درست در همان جا به یک خودرو کلانتری برخوردم .گفتم جناب سروان من ۲۰ دقیقه بیشتر وقت ندارم شما آدرس این سالن را بلدید ؟
جناب سروان گفت دنبالم بیا، وچراغهایش را روشن کرد وبسرعت مارا تا سالن عروسی برد وتقریبا تمام آنهایی که دم در بودند حیران مارا نگاه می کردند ومن گفتم :به به!
امروز هم اینترنت خانه مشکل داشت به پشتیبانی شاتل زنگ زدم وآقایی بنام موسوی چنان با احساس مسولیت مشکلم را حل کرد که کلی لذت بردم.
ایکاش بد اخلاقان اخلاقشان بهتر شود و.........
بالاترين

شاید باورش برایتان سخت باشد ولی حقیقت دارد ، در کنار محل کار من یک شهر کتاب است که صاحبانش هم اهل مطالعه هستند وهم بال حال! وبه من کتاب قرض می دهند
دیروز دنبال کتابی از آقای خانلری بودم که آقای هامون جوان خوش برخورد این کتاب فروشی گفت:من در خانه کتابی دارم بعداز ظهر برایتان می آورم و کتاب صدشعر از این صدسال آقای وفایی را برایم به امانت آورد .
در این کتاب که گزیده اشعار است به شعری از خانم پروین اعتصامی برخوردم که دیدم مناسب است به گربه دوستان از جمله خانم ژاله ف تقدیم کنم اولش را می نویسم باقیش را در دیوان بخوانید
ای گربه ،تو را چه شد که ناگاه
رفتی ونیامدی دگر بار
بس روز گذشت وهفته وماه
معلوم نشد که چون شد این کار
جای تو شبانگه وسحرگاه
در دامن من تهی است بسیار
در راه تو کند آسمان چاه
کار تو زمانه کرد دشوار
پیدا نه به خانه ای نه بر بام
بالاترين
شاید به همین دلیل است که بعضی اوقات یک عالمه نابغه دور هم جمع می شوند
بالاترين
ایکاش آقای طالبلو این حوله را به گرفتاران در جامهای حذفی دیگر که در انتظارند بدهد تا شاید کارساز شود
بالاترين
بالاترين
سلام
من هم آمدم .برایم جالب بود صفورا را هم ببینم با آن دنیای رنگیش .فکر کردم نیامدی.
من که کلی تابلو بودم! از من رنگی رنگی تر و یک جا بند نشو تر اونجا نبود!
شما رو نمیدونم چطور میشد تشخیص داد!
بالاترين
آنچه در این گردهمایی برایم جالب بود دیدن دوستانی بود که تنها در فضای مجازی با آنها آشنا بودم ووقتی خود را بهم معرفی میکردیم بسیار باهیجان بود .
وقتی خانم زواران خود را معرفی می کردند بی اختیار گفتم :صفورا خانم !
خیلی از دوستان هم نیامده بودند ، زمان پذیرایی با صدای بلند چند نفر را صدا کردم ازجمله :ژاله ف وجسد خیس که تشریف نداشتند خیلی دلم می خواست آقای عبداللطیف را هم ببینم اماایشان گفته بودند که تشریف نمی آورند.
بهرحال همایش برگزار شد با صوت دل انگیز قرآن توسط آقای قدیانی کارشناس وعکاس طبیعت و سپس فیلم مستند وسحرانگیز مستند ساز ارزشمند طبیعت ایران آقای سید مانی میر صادقی .
مجری برنامه خانم محمدی بودند.
بنده خوش آمد عرض کردم و به تاسی از آقای دکترناصر کرمی گفتم چون خجالتی هستم تنها جریان دعوت ومشارکت پرشین بلاگ وسایر دوستان را گفتم وحکایتی از گلستان بمناسبت اول اردیبهشت خواندم ودر آخر تفالی به حضرت حافظ زدم .
خانم پولاد زاده مدیر روابط عمومی پرشین بلاگ گزارش خوب وپیشنهادات ارزشمندی دادند.
آقای اشراقی مدیر گرین بلاگ نیز گزارش خوبی ارایه کردند
سپس آقای درویش به عنوان پیشکسوت وبلاگ نویسان محیط زیست صحبت کردند
وبعد از برگزیدگان نظر سنجی فرزند ایران درخواست شد که به معرفی وب خود بپردازند و به احترام روز زمین پاک از مدیر وب بازیافت هم درخواست شد در خصوص وب خود صحبت کند سپس خانم دکتر ابتکار به خاطرات وب نویسی وکامنت های خود پرداخت ودر آخر هم آقای محرابی مدیر وب فرزند ایران گزارشی از نظر سنجی خود داد و در آخر کتبی که از سوی اکسیژن و شورای شهر تهران ، حافظه وامکان استفاده از اینترنت توسط پرشین بلاگ به انضمام هدیه ای از سوی مرکز صلح ومحیط زیست و لوحی که به امضای آِقای محرابی مدیر وب فرزند ایران تهیه شده بود از سوی نمایندگانشان تقدیم شد .
در آنجا از زحمات خانم نگین جرنگی و ستاد کار آفرینی نیز تشکر شد.
اما من باید بگویم از کم وکاست ها در تمام قسمتها شرمنده ام خصوصا اینکه ما برای پذیرایی از ساندویچ استفاده کرده بودیم وشرمنده دوستان عزیز گیاهخوار شدیم
از آنجاییکه تعدادی از دوستان علاقه به معرفی خود نداشتند ثبت نام نکردیم
امیدوارم این نشست فرصت دوستی هایی را که منتج به خلاقیتهای جدید می شود فراهم کرده باشد.
خوشحالم که دوستان زیادی در این خصوص مطلب نوشتند که آنهایی را که دیدم تقدیم می کنم:gonbademinaei nikash
antihunter
palas/ avayesabz
irandeserts animal
samkhf.
jamshidi samkhf
zadgahamiran sabzmiras
gtoe
safzav hamnahad
بالاترين
جناب آقای عبداللطیف عبادی
نوشتار شما همچون نامتان برای من تداعی کننده لطافت است ممنونم از این حضور پررنگتان وپیگیری مطالب ایکاش در باره مختصر عرایض بنده در جلسه هم اظهار نظر می فرمودید.
اگر تا کنون مطلبی ننگاشتم بیشتر خواستم گزارشها از سوی دوستان شرکت کننده باشد :
خوشتر آن با شد که سردلبران گفـــــــته آید درحدیث دیگران
اطمینان دارم در جریان پیشنهادی که داده شد وآن اینکه نظر سنجی در این جلسه مطرح شود وپاسخ من هستید که با نظر فرزند ایران قرار شد در انتهای جلسه مطرح شود .
اطمینان دارم وشما هم اطمینان دارید که اصحاب قلم و فرهیختگان آزاد اندیش تر از این هستند که نمک گیر کسی شوند واگر چنین شود قضاوت عامه مرز پایانی آنها خواهد بود.
قطعا هر برنامه ای کم وکاستی خواهد داشت و من به نوبه خود شرمنده این کاستی ها هستم.و ایکاش فرصت دیدار شما بود اگر چه بدون دیدارهم آشنایید
ایام عزت مستدام
سید محمد مجابی
بالاترين
گفت منت خدای را عز وجل که گلت از خار بر آمد وخار از پای بدر آمد و بخت بلندت کرد واقبال وسعادت یاوری ،تا بدین پایه رسیدی .
گفت :ای یار عزیز تعزیتم کن که جای تهنیت نیست. آنگاه که تو دیدی غم نانی داشتم و امروز تشویش جهانی
بالاترين
| یکشنبه 1 اردیبهشت1387 ساعت: 18:8 | توسط:... | ||||
| سلام من هر وقت که به این ویژگی های مردم ایران اشکال وارد می کنم همه ناگهان وطن دوست می شوند و خیال می کنند که دارم مردم خودم را تضعیف یا تحقیر می کنم. یکی از دلایلی که هر روز یک اشکال تازه در فرهنگ عمومی ما ایجاد می شود همین است که با خودمان روراست نیستیم و درد را نمی پذیریم. خوب معلوم است که تا نپذیریم درمان هم نمی شویم. ما به طور دایم سر خودمان کلاه می گذاریم و واقعیت را منکر می شویم. ولی خوب انکار واقعیت که آن را از بین نمی برد. نمی دانم دقت کرده اید یا نه. مردم جامعه ما که مسیولین هم از همانها هستند بسیار دروغ می گویند. من نمی دانم به دلیل کمبود است یا عدم پذیرش واقعیت. فقط می دانم که مردم ما به خودشان افتخار نمی کنند. به آنچه هستند اعتماد ندارند. به طور دایم می خواهند یک جور دیگر باشند که شبیه خودشان نیست. این خیلی وحشتناک است که آدم خودش را دوست نداشته باشد و برای این که دیگران دوستش داشته باشند تصویری دیگر بسازد. ما هرگز یاد نگرفته ایم که دیگران را همان طور که هستند بپذیریم و عدم پذیرش در مقابل خود ما هم هست. یعنی پذیرفته نمی شویم. باید همه مان مثل یک کتاب از پیش تعیین شده باشیم. یعنی مصنوعی. در مدرسه در دانشگاه در اداره هرجایی که هستیم باید یک نفر دیگر باشیم تا پذیرش اجتماعی به دست بیاوریم. از همان ابتدا در مدرسه دروغگویی را یاد می گیریم. تازه خانواده ها هم که اصلا حواسشان نیست یک نسل را در خانه دارند... ما از خودمان خیلی عقبیم. خیلی زیاد. | |||||
| وب سایت پست الکترونیک | |||||
| از قزوین تا سانفرانسیسکو واز هلند تا کانادا | |||||
بالاترين
|
یکی از دوستان درباره پست لجن حاصل از بازیافت روغن مطلبی نوشتند که به لحاظ اهمیت تقدیم می کنم: یکشنبه 1 اردیبهشت1387 ساعت: 15:36 |
توسط:ح | ||||
| واحدهاي بازيافت روغن كاركرده در کشور حدود 300 کارخانه در حال فعالیت می باشند که متاسفانه روشی که در ایران بومی شده است بوسیله گل رنگبر و اسید است که در نتیجه پسمانده به نام لجن اسیدی را دارد که حاوی مواد نفتی اسید و گاهی فلزات سنگین می باشد. در این راستا به لحاظ حفظ سرمایه و اقتصادی بودن بازیافت این مواد محققین به فکر حل این موضوع افتاده و اکنون روشهای همچون تبدیل این مواد به قیر و مواد سوختی را ابداع و ثبت اختراع نیز در ایران نمودنند . هماکنون نیز شرکت زنیط در خراسان این روش را انجام می دهد. | |||||
بالاترين
اما امروزمقدمه کتابی را که برای که برای هدیه تولد ! به یک روز نامه نگار خوب گرفتم ،میخواندم .
نام این کتاب :فرهنگ سیاسی ایران
نوشته :دکتر محمود سریع القلم
نویسنده در پیشگفتار چنین آورده:
در سال ۱۳۷۸طی کنفرانسی در آلمان شاهد آشنایی دو استاد دانشگاه هلندی وکانادایی شدم که برای اولین بار با یکدیگر ملاقات می کردند.در مدت کنفرانس سه روزه ،این دو استاد دانشگاه با مباحث فکری ونظری که با هم داشتند به طرح مشترک کتابی رسیدند که یک سال ونیم بعدبه چا رسید .بعد از آنکه از چا پ کتاب باخبر شدم ،پرسشهای فراوان نظری پیرامون نحوه تعامل انسانها به ذهنم خطور کرد.
چطور دو نفر بدون هیچ آشنایی قبلی با یکدیگر ،توانستندبا هماهنگی وتفاهم کتابی را منتشر کنند؟ چرا آنها در کار جمعی موفق ترند؟ چرا طرحها و پروژههای آنها اعم از فکری واجرایی با سرعت قابل توجهی به مرحله اجرا میرسد؟ چرا بدگویی ،منفی بافی واتهام در میان آنها کمتر است؟ چرا سریع بهم اعتماد می کنند؟چرا آنها راحت تر باهم مصالحه می کنند ودر مجموع حداقل در نظام داخلی خود قابل اتکاتر هستند؟
بالاترين
| یکشنبه 1 اردیبهشت1387 ساعت: 8:57 | توسط:مسعودي | ||||
| واحدهاي بازيافت روغن كاركرده خود بعنوان شمشير دو دم عمل ميكنند يعني از يك طرف محيط زيست را پاك ميكنند و از طرف ديگر محيط زيست را آلوده ميكنند. تعريف موضوع اينكه اين واحدها با جمع آوري روغن كاركرده مانع از آلودگي خاك،نهرها و محيط زيست خواهند شد ليكن همين واحدها با توليد لجن اسيدي به مقدار زياد و دفع ناصحيح آن باعث آلودگي و تخريب محيط زيست خواهند شد. براي كاهش اثرات سوء زيست محيطي هم ميتوان لجن اسيدي را به چندين نوع خنثي نمود و هم روش گرانتر و البته با تكنولوژي بالا حذف اسيد در فرآيند است. | |||||
| وب سایت پست الکترونیک | |||||


