ومن تنها تقاص دردهای دیگران بودم
فکر می کنید راجع به چیست؟
ومن تنها تقاص دردهای دیگران بودم
فکر می کنید راجع به چیست؟
ولی عاشق شبم.
به همین خاطر همین الان با خانواده به طرف شیراز حرکت می کنم.
جای شما خالی نهار مهمان آقای کهنمویی، بریانی اعظمی می خوریم بعد به شیراز می رویم واگر عمری بود به استهبان خواهیم رفت .جای همه شما در سی وسه پل وحافظیه وسعدیه و تخت جمشید وشاه چراغ و....خالی
سال خوبی داشته باشید ونه تنها مهر ورزی کنید بلکه مهربان باشیم!

عید مبارک
بابهترین آرزوها
نوکین سال شما را شادباش گوشم
سال نوات موارک وا
جیژنی نوروزتان پیروز بی
ینی تزه ایلیگی سیزه تبریک دیرم
امروز آخر وقت همکار خوبم یک برگه بمن داد وگفت شماره کد ملی را بنویسید ، به برگه نگاه کردم دیدم رسید بن کالا است و در زیر آن بجای امضا نوشته اثر انگشت!
بن هایی که وزارت بازرگانی و ستاد بسیج اقتصادی کشور برای کلیه کارمندان هدیه کرده اند عبارت بود از:
بن کارمندی نخود
بن کارمندی عدس
بن کارمندی شکر
بن کار مندی روغن
بن کارمندی مواد پروتیینی
جالب است بدانید او بعد از آزادی اولین کارش شستن مزار مرحوم منصور با گلاب بوده وبعد به مشهد رفته ودوباره ازمشهد به مزار منصور مراجعه کرده است.
در دفترم برایش تفالی به حافظ زدم غزلی آمد که گویا خواجه خواست بفهماند لسان الغیب است:
گر می فروش حاجـــــــــــــــــت رندان روا کند ایزد گنه ببخشـــــــــــــــــد ودفع بلا کند
حقا کــــــــــــــــــــزین غمان برسد مژده امان گر ســـــــــــالکی به عهد امانت وفا کند
گر رنج پیــــــــــــــــش آید وگر راحت ای حکیم نسبت مکـــــــن به غیر که اینها خدا کند
مطرب بســــــــــاز عود که کس بی اجل نمرد وآن کو نه این ترانه ســـــــــراید خطا کند
جان رفت در سرمی وحافظ به عشق سوخت عیسی دمی کجاست که احــیای ما کند
آرزو میکنم در زندگی جدیدش موفق باشد
میگریم
به پیچ نمی رسم
دور زدن ممنوع!
سبقت ممنوع !
توقف ممنوع!
بوق زدن ممنوع!
آه ایکاش چراغ قرمزی اینجا بود
سید محمد مجابی -امشب
سلام ودرود بر فرزند ایران.
در ابتدا مراتب تشکر وسپاس مرا بپذیرید.
مدت مدیدی است که ذهنم در پی ایجاد یک رابطه بین وبلاگ نویسان است ،حقیقتا این عرصه بسیار مهم است ودر آینده نقش آفرینی های بیشتری خواهد داشت.
اقدام جناب عالی و آقای دولتشاهی وهر اقدام دیگری برای ایجاد ارتباط بیشتر در این دنیای ارتباطات در خور تحسین است.
در خصوص این بنده هیچ نیارزنده ، لطف شما و دوستان برایم بسیار دلنشین است.
اما دو پیشنهاد تقدیم می کنم:
1_ دایره شمول وانتخاب را کاملا باز کنید
2_ از هر شرکت کننده 3وبلاگ برتر را سوال نمایید وبهترین پست را
حقیقتا نویسندگان ارزشمندی در میان وب نویسندگان زیست محیطی هستند که جایشان در نظر خواهی شما خالی مانده .
فکر می کنم مناسب است نقش اثر گذار GREENBLOG نیز مورد توجه قرار گیرد.
پیروز وسربلند باشید
همه با هم تلاش کنیم برای محیط زیستی .....
این نامه ارزشمند ترین و لذت بخشترین نامه ای بود که بدستم رسید.اگرچه در خداحافظ ماهی ها علت رفتن را نوشتم ولی از اینکه توفیق اجابت این نامه را نداشتم شرمنده ام.
خواستم مطلبی برای دوستانم بنویسم ولی فقط این بیت خواجه را تقدیم می کنم:
قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز ورای حد تقریر است شرح آرزو مندی


گفت :تا ظهر اکثریت شرکت کنندگان به اصول گرایان متمایل بودند ولی از ظهر به بعد وخصوصا ساعت ۴بعداز ظهر به بعد طرفداران خاتمی واصلاح طلبان بیشتر آمدند.
بنابراین فکر می کنم طرفداران اصلاح طلبان دیر از خواب بلند می شوند
البته داخل مسجد چند نفر از من مشورت گرفتند ! خیلی شرایط برایم با آنچه فکر می کردم متفاوت بود شاید این حوزه این طور بود
یک روز در کامنتی به من اطلاع داده شد که قرار است تورهای ماهیگیری یک شرکت دولتی به مزایده گذاشته شود .من هم روی پرینت همان کامنت برای پیگیری ارجاع نمودم وجلوی کار گرفته شد و موارد از این قبیل برایم زیاد اتفاق افتاد .
امروز در وب گردی با وب معاون محیط زیست مواجه وخوشحال شدم که فضایی برای گفتگو ایجاد کرده است .
در طول بیست سال خدمت همواره به کارم عشق می ورزیدم وبا همکارانم همچون خانواده ای صمیمی ارتباط داشتم.از تدریس در دبیرستان گرفته تا جهاد سازندگی کردستان وبعد قسمتهای مختلف وزارت جهاد سازندگی وسپس سازمان حفاظت محیط زیست وامروز هم سازمان شیلات ایران،در تمام این مدت روز هایی را یا همکاران عزیزی سپری کردم که عشق خدمت به آرمانهایی مقدس را داشتند از آنها بسیار آموختم وبا آنها زندگی کردم .در این دو سال اخیر توفیق آشنایی با مردمی پر تلاش وزحمت کش وبی ادعا بنام صیاد را یافتم که این آشنایی از جنس دیگر بود .
نمی دانم در کارهای خود تا چه حد قادر به انجام وظیفه بودم وتا چه توانسته ام برای خود توشه خیر بردارم ولی این را میدانم که کوله باری از دوستی ومحبت بهمراه دارم که چیزی از آن عزیزتر برایم وجود ندارد.
خواستم از قول کلیم کاشانی بنویسم :
افســـــــــــانه حیات دو روزی نبود بیش آنهم کلیم با تـــو بگویم چسان گذشت
یک روز صرف بستن دل شد به این وآن روز دگر به کندن دل زین وآن گـــــذشت
اما دیدم قرار نیست دل از کسی وجایی کنده شود .به نظر من تنها ظرفی که هیچگاه پر نمی شود دل است حتی برای من که مشکل قلبی دارم!
پس از قول اقبال لاهوری می نویسم :
ساحل افتاده گفت :گرچه بسی زیستم هیچ نه معلوم شد آه که من کیستم
موج زخود رفته ای پیش خـــرامید وگفت: هستم اگر می روم گر نروم نیســـتم
مدت مدیدی بود که قرار به ماموریت در دستگاه دیگری را داشتم ولی موافقت با آن همزمان با تغییر ریاست سازمان صورت پذیرفت ومن علیرغم اینکه از اتمام ماموریت گذشته بود ولی در سازمان ماندم وطی چند جلسه با آقای مهندس زارع مذاکره نمودم در این جلسات ایشان را فردی با ذکاوت وبا تجربه و درایت یافتم که بکار خود بسیار علاقمند است وشور شوق وتلاش جدی را سرلوحه کار قرار داده است.
بالاخره دیشب پس از ساعتها گفتگو ایشان عذر مرا پذیرفت ومن نیز در جواب وی گفتم هر زمان که لازم باشد با تمام وجود در خدمتم
چه چیزی از این لذت بخش تر که انسان برای علاقه اش کار کند؟
برای آقای زارع ومدیر محترمی که قرار است تقبل زحمت نماید وتمام همکاران عزیزم وجامعه صیادی آرزوی توفیق روز افزون دارم.
اگر من به شیلات آمدم به خاطر علاقه ام به محیط زیست بود ودر این مدت ،توسعه پایدار وبهره برداری مسولانه از منابع آبزی سرلوحه کارم قرار داشت از همین جا با تمام ماهیان هم خدا حافظی میکنم .
خدا کند دل کسی را نیارزده باشم وجفایی نکرده باشم واگر چنین است وای برمن !
امید دارم بزرگی بندگان خدا که نشانی از روح خداست قلم عفو براعمالم بکشد .
عزت زیاد ـسید محمد مجابی
من بهشت خود را فروختم
وبجایش جهنمی به اندازه دنیا خریده ام
تا بفرستم تمام دشمنان خود را درون آن
اما کسی داخل نمی رود
ومن اینجا نشسته ام
تنها
اوووووووه ببین دو روز نیامدم اینترنت شما چه کردید!! البته اصلا هنری نیست
چون همسر گرامی تون گفتن که به جای کمک در امر خطیر خانه تکانی مشغول وب گردی و وب نویسی هستید و این گناهی است نابخشودنی. به هر حال امیدوارم هرچه سریعتر توبه نموده و در کارهای خانه مشارکت فعالتری داشته باشید. یادتان باشد که من یک روز در میان همسرتان را می بینم.
خانم جمشیدی این کامنت را برایم گذاشتند که جهت استحضار تقدیم میکنم سعی می کنم فردا باز پیگیری نمایم.
| یکشنبه 19 اسفند1386 ساعت: 22:53 | توسط:مژگان جمشیدی | ||||
| ممنون از پیگیری تان ، اما این جناب فرود شریفی هفته گذشته طبق گزارشی که روز چهارشنبه در کارگزاران چاپ کردم ، اذعان نمودند. فردی از منابع طبیعی به عنوان ناظر حضور نداشته نه د رهنگام قطع نه در هنگام جابجایی؟ چرا ؟ چرا را ایشان هم پاسخ هم ندادند . خب قرار شده بود درخت قطع نشود پس چرا قطع شد ؟! از کی تاحالا درختان را نیمه شب در تاریکی جابجا می کنند ؟ چرا پنهانی ؟ چرا هر بار یک رقم در مورد قطع در ختان اعلام می شود ؟ سازمان جنگل ها مطابق قانون می بایست اول تعداد درختان راشمارش کند . بعد چکش طره تهیه کند . بعد چکش بزند ، بعد قطع کند اون هم با اره نه با لودر که چوب درختان قابل استفاده باشد . کدام یک از این کارها انجام شده بود ؟ اصلا درختان شمارش شده بودند ؟ چرا هیچ صورتجلسه ای از تعداد کنده ها و تعداد قطع شده ها و تعداد جابجا شده ها موجود نیبست ؟ چرا جای درختان جابجا شده مشخص نیست ؟ این هم محرمانه و سری است ؟ اینهاست که درد آور است . نامه جناب شریفی است که درد آور است که خود رسما دستور قطع را صادر کرده ، ایشان هیچ دستوری برای جابجایی نداده و فقط قطع بوده ، نامه را روی وبلاگ می ذارم تاهمه باور کنند . وقتی این همه چرای بی پاسخ وجود دارد اینجاست که به غیر قانونی بودن کار پی می بریم و گرنه اگر مراحل قانونی طی شده بود مگر ما عقب افتاده ایم که مخالف جاده و اتوبان باشیم ، مگر من خودم از این جاده استفاده نخواهم کرد ؟ آقای مجابی گرامی ، اشکال کار اینجاست که آقایان مدیر جنگل و شهرداری فقط حلوا حلوا می کنند و بر این باورند که با حلوا حلوا کردن دهان شیرین می شه ، اینکه یکی بگه جابجا کردیم از حرف تا عمل کلی فاصله دارد . چرا نشان نمی دهند اینجا را ؟ چرا مانع از ورود ما به منطقه می شوند ؟ چرا ؟ مگر اونجا سایت انرژی اتمی است ؟! | |||||
آقای حیدر زاده گفت:
برای اتصال بزرگراه همت به بزرگراه آزادگان از دوره قبل مصوبه بوده است واین طرح اجرا شده تا نهایتا برای اتصال به خرگوش دره رسیدند با تفاهمی که با منابع طبیعی استان تهران داشتند قرار شد تا جاییکه می توانند درختها را جابجا کنند و آنهاییکه نمی توان جابجا کرد چند برابر جایش درخت بکارند.که شهرداری به تعهد خود عمل می نماید ودر این راستا بیش از ۲۳۰۰ درخت را جابجا کردند وچندین برابر نزدیک به ۱۳۰ درختی که نتوانستند انتقال دهند درخت خواهند کاشت.
بعد از صحبت با ایشان به آقای دکتر فرود شریفی معاون وزیر ورییس سازمان جنگلها ومراتع کشور زنگ زدم وجویای موضوع شدم.ایشان گفت:
برخی از طرحهای شهرداری از داخل پارکهای جنگلی عبور می کند ازجمله همین طرح اتصال دو بزرگراه همت وآزادگان که ضرورت اجرای آن دیده شده است وباید برای انجامش راه حلی پیدا کرد لذا در نشستی که با شهرداری داشتیم ضمن تاکید فراوان بر حفظ پارکهای جنگلی تفاهمی رادر ۹ بند امضا کردیم .
-عبور از پارکهای جنگلی با هماهنگی باشد
-پوسته به حداقل برسد
-حتی المقدور از معابر موجود استفاده شود
-از قطع درخت اجتناب شود
-درصورت قطع درخت برای جبران خسارت به میزان ۲۰ برابر بن درخت(یعنی قطر درخت قطع شده) در دامنه جنوبی البرز درخت کاشته شود
-تمام درختها باید با نظارت منابع طبیعی جابجا وقطع شود
در آخر صحبت آقای شریفی حساسیت جدیش را نیز تاکید کرد.
من هم از خانم جمشیدی ودیگر دوستان سپاس گذارم که این حساسیت را در من ایجاد کردند وهم از آقای دکتر شریفی و آقای حیدرزاده که با حوصله به من جواب دادند تشکر مینمایم
.عین مطالب را هم جهت استحضار تقدیمتان میدارم

یکی از کارهایی که در دوره کاریم انجام میدادم تهیه کاریکاتور برای موضوعات مختلف بود تا شاید در جلسه از حرف حساب موثر تر باشد .در یکی از جلسات با آقای دکتر ستاری فر رییس سازمان مدیریت وبرنامه ریزی وقت با همت افشین سبوکی او را بالای دماوند فرستادیم تا برای کاهش آلودگی هوا کمک کند!
الان که چند سال از این موضوع میگذرد فکر می کنم موارد زیر برای کاهش آلودگی هوای تهران بسیار موثر است:
-داشتن مدیریت یکپارچه شهری که هم برنامه ریزی وهم توان اجرا را با اختیار داشته باشد
-تقویت جدی حمل ونقل شهری
-استفاده از ابزار مناسب مدیریت شهری برای کاهش تردد
-افزایش آگاهی های عمومی ومشارکت همه جانبه
-در نظر گرفتن اعتبارات مناسب برای اجرای طرح جامع کاهش آلودگی
البته مسایل مهم دیگری وجود دارد که فراتر از مدیریت شهری است ماتنند اصلاح نظام مدیریت انرژی
اگه بهشت وجهنم نبود مامان بزرگا چی کار میکردند ؟
هممون یه جوری باهاش سرگرمیم و تفریح میکنیم... نباشه که حوصلمون سر میره
اگه نباشه دیگه حتی مزه ی غذارو نمیفهمیم
تصور کنید نیکی ی مطلق بود... همه خوب بودند و جهان خالی از ستم بود
و به تبع آن ... جشن نیکوکاری هم نبود تا من نوعی روح خیرخواهم را سیراب کنم...
اون بادی که تمام کسالت ها و پوچی ها و خالی هارا با خود میبرد... از اختلاف حرارت خیر و شر وزیدن میگیرد...
و خیر با وجود شر وجود میابد...
چندی قبل در محفلی صحبت از کسی به میان آمد گفتم:من ایشان را می شناسم ،انسان بسیار محترم ،خوش برخورد ،دقیق ودر کار خود سرآمد است.
خانمی که درجلسه بود گفت :آقای مجابی می دانید این مرد چه بلایی به سر همسرش می آورد ؟
متعجب شدم واو ادامه داد همسراین آقا بیش از ۱۵ سال از او کوچکتر است ویک فرزند هم دارند .این آقا فردی بسیار بد بین وتهدید کننده است وشبیه آنجه در فیلم قرمز دیدید با زنش رفتار می کرده بطوریکه زن دچار افسردگی فراوان شده وبه خانه پدر پناه می برد ولی بیچاره نمی دانسته که این موضوع چه نقطه ضعفی برایش ایجاد می کند.
شوهرش فردی مسلط به قوانین وحقوق است وهر ماه برایش پول می فرستد وبه بهانه عدم تمکین اورا طلاق نمی دهد وبه صراحت گفته تا پیر نشوی ودیگر کسی سراغت نیاید ترا طلاق نخواهم داد.وخودش نیز همسر صیغه ای نه یکی ....اختیار کرده.
یاد قضیه دیگری افتادم مربوط به خانواده محترمی در قزوین که دخترشان را به عقد جوانی درآوردند وبعد از مدتی این جوان که در امور مختلف مشکل داشت راهی زندان شد وپدر بیچاره این دختر بیش از ۵سال دوندگی کرد تا بتواند طلاق او را بگیرد.
از این خاطرات بسیار است واین مشکلات یک شبه حل نمی شود چراکه همان کسانی که این ستم ها را روا می دارند فامیل ،همسایه ،همشهری،هموطن ویا حتی خود ما هستند.
زمانی که خود زنها هم خود را کمتر باور می کنند باید چه گفت؟
یک روز در جلسه مشترک مجلس ودولت نشسته بودم سرکار خانم شجاعی در صندلی کنار من بودند .آقای حداد عادل نیز مشغول صحبت بودند .خانم شجاعی که در جریان بیماری قلبی مادرم قرار داشت حال مادرم را از من سوال کرد.
گفتم :فردا عمل دارد.
خانم شجاعی با آرامی گفت :چندی قبل یکی از والدینش را به بیمارستان برده وزمان اخذ رضایت برای عمل به او گفته اند شما نمی توانید رضایت دهید وباید پسر ایشان بیاید !
واقعا نمی دانستم چه باید بگویم .
با اعتقاد به فرهنگ وتمدن وآموزه های مذهبی معتقدم باید تلاش مضاعفی برای حل این مشکلات صورت پذیرد
از این مباحثه بین دو نویسنده لذت بردم ولی ایکاش موضوع بحث را قطع نمی کردند چون حداقل هردو در این موضوع اتفاق نظر داشتند .
برای هردو این عزیزان آرزوی موفقیت دارم
شماره حساب : 0116407795 (بانك تجارت شعبه چهارراه پارك كد032 ) به نام فرامرز فرازمند و داریوش مهرجویی، اگر فیلم سنتوری را دیده اید و می خواهید به سینمای بدون سانسور و حقوق مولف و فیلم سازان مستقل و خلاصه هر چیزی که قابل احترام است احترام بگذارید پول بلیت را به حساب این شماره حساب بریزید
با توجه به وبلاگ نویسان خوب زیست محیطی که داریم امیدوارم در این عرصه شاهد حضورشان باشیم
برای اطلاعات بیشتر به اینجا بروید.
هرکسی نغمه خود خواند واز صحنه رود
صحنه پیوسته بجاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارندبیاد
| نرخ فروش | سکه بهار آزادی |
| ۱۹۵۰۰۰۰ | طرح قديم |
| ۱۸۲۰۰۰۰ | طرح جديد |
بلافاصله با یک دوست طلا فروش خود تماس گرفتم وقیمتها را به او گفتم .او گفت:سکه طرح جدید حدود ۲۴۰۰۰۰تومان وطرح قدیم حدود ۲۶۰۰۰۰تومان است .اگر کسی از قزوین این سکه ها را به تهران بیاورد با ۱۰٪سود میخرم.راستی واقعا جای سوال است با توجه به بین المللی بودن قیمت فلزات قیمتی چرا نرخ آن در قزوین اینقدر متفاوت است؟
بنده هم از طرف تمام حیات وحش از گرگ ویوز وقوچ ومیش گرفته تا خودم تولد ایشان را تبریک گفتم

امروز یکی از دوستان به من پبامک داد : اگر بخوای فرار کنی کجا میری؟ بهش جواب دادم :کیش.
ولی اون حواب داد :حوش بحالت چون من به جهنم می رم!
تاحالا فکر نمی کردم جایی بد تر از جهنم تصور شود!برایش خیلی متاثر شدم که بنده خدا در چه عذابی هست که می خواهد به جهنم پناه ببرد .
راستی چرا ما آدمها اینقدر به دیگران ستم می کنیم تا به این مرحله برسند؟
از دوست عزیزی که این آدرس را برایم فرستادند تشکر می کنم
شما را بخدا انصاف است دل این سیداولاد پیغمبر را بشکنید
به او گفتم امروز به شورای شهر تهران واقع در خیابان بهشت می روم تا در جلسه کمیته محیط زیست شرکت کنم از آنجاییکه خانم پروین احمدی نژاد همسایه خانم ابتکار است نامه ای خطاب به او بنویس ومشکلات را بگو شاید مشکل گشا باشد .
نامه را به خانم سلامی مسول دفتر خانم ابتکار دادم وخواهش کردم پیگیری نماید .
این جوان در بیمارستان بستری و مورد عمل پیوند کلیه قرار گرفت چند روزی کلیه بکار نیافتاد وخیلی ها او را در دعاهای جمعی دعا کردند ازجمله دوستان خوبم در سازمان شیلات.خوشبختانه کلیه اش راه افتاد.
در این مدت خانم محتشم مسول دفتر خانم پروین احمدی نژاد موضوع راپیگیری و دستور مستقیم رییس جمهو ر را به خانواده او می دهد در این دستور آمده بود:
تمام هزینه های بیمارستان پرداخت وبیست میلیون ریال وام به او داده شود و شرایط زندگی او نیز مورد بررسی قرار گیرد.
از آنها سوال کردم گفتند تمام موارد انجام شده است .
برایم بسیار جالب بود که آقای رییس جمهور شخصا روی این موضوع ورود کرد و این بیمار نا امید را کمک کرد .
چه خوبست همیشه کارهای خوب قدر دانی شود.
شبی زن تنهایی خدا را در خواب می بیند وبه خدا می گوید :حدایا خیلی تنهام ترا بخدا یک روز به خانه من بیا !
خدا به او می گوید :فردا به خانه ات می آیم!
صبح زن از خواب بر می خیزد وبه شوق دیدار خدا خانه را آماده می کند ودر همین زمان درب بصدا در می آید .زن شتابان در را می گشاید وفقیری را می بیند که از او درخواست کمک دارد زن برآشفته او را می راند .تا شب این قضیه دو بار تکرار می شود.
زن که دیگر از آمدن خدا مایوس بوده به خواب می رود وخدا را در خواب می بیند وبا گله می گوید :چرا نیامدی ؟
خدا می گوید :سه بار آمدم و تو در را برویم نگشودی.
راستی ما چند بار خدارا خواستیم ودر را براو نگشودیم؟
این پزشک محترم وبی ادعا که رییس انجمن حمایت از زندانیان استهبان نیز هست تاکنون با اخذ رضایت دو نوجوان را از قصاص نجات داده وکارهای خیر متعددی را به نتیجه رسانده است.
واقعا اگر این انسانهای بی ادعا و والامقام نبودند چقدر جامعه بد میشد
آنچه مرا بسیار مشعوف کرد برخورد بسیار مدبرانه وهمراه دادگستری استان فارس بود .قبل از رفتن با رییس کل دادگستری آقای سیاوش پور مذاکره کردم آقای نجیبی معاون ایشان بسیار لطف کردند
با رییس دادگستری شهرستان استهبان آقای حسین پور ،امام جمعه وفرماندار استهبان ،رییس انجمن حمایت از زندانیان آقای دکتر رضایی.دو نفر ازقضات دادگستری شورای دهستان وهیات حل اختلاف به منزل پدر بزرگ مهردادرفتیم.
خانم ابتکار خواست که نگویم او هم به همراه خانم محمدی وخانم دشتی پور وآقای مصطفایی با ما بودند.
جلسه بسیار سنگینی بود هیچکس توان درک درد ورنج خانواده رنح کش را که جوان عزیز وبرومند خود را از دست داده اند ندارد.
مادر داغدارش صحبتهای مارا تحمل می کرد و به پدرش که در امارات متحده کار می کند زنگ زد تا با هم صحبت کنیم.
به آنها گفتم:
هیچ چیز جای فرزند عزیز شما را نخواهد گرفت. بیایید با بزرگواری خود این پیام را به جامعه بدهید که خشونت کافی است وچرا باید در جامعه ما اینقدر خشونت افزایش یابد که نوجوانانی که دنیایی از آرزوها را در سر دارند دست به چنین جرایمی بزنند؟
اگر شما با گذشت خود رحم ومهربانی را که در اول هر سوره خدا به رحمان ورحیم بودن خوانده می شود،به جامعه عرضه کنید واگر با این اقدام شما خشونت کاهش یابد ونوجوانان بیدار شوند خون مهرداددارای پیام ارزشمندی شده است.
شما در جایگاه مهمی قرار گرفته اید که می توانید حیات بخش باشید کاری که از دست دیگران ساخته نیست.
احساس ما این بود که با درک ودرایت این خانواده انشالله جامعه شاهد بخششی برای نجات نوجوانان باشد .
آنها به وقت وتامل برای تصمیم مهم خود نیاز دارند خدا کند تصمیم درست و خداپسندانه ای بگیرند
یاهو الطیف التماس دعا

امشب خیلی دلم گرفته بود شاید علتش را بعدا بنویسم.
نشستم وبه قطعه ای برای شب اثر جاودان موتزارت گوش کردم و دو فنجان قهوه خوردم بدون آنکه به زیبایی فنجان توجه کنم تنها به طعم تلخ قهوه ورویای خیال انگیز شب دل سپردم.
موزارت ازشش سالگی به موسیقی پرداخت و کمی پس از سی سال بعد از آن از این دنیا رخت بربست.
فردا برای کار مهمی عازم شیراز هستم کاری که می دانم اگر بدانید چیست دعایتان برانجامش خواهد بود.
نمیگویم تا شاید اثر نگفتنش بیش از گفتنش باشد ولی خاضعانه التماس دعا
زمانی که علی دایی آخرین بازیش را می کرد برایش آرزوی موفقیت کردم وبا بردش به همکارانی که در دفتر بودند شیرینی دادم .
اما عجب دنیاییست،اورا با آن وضع از تیم ملی حذف کردند وامروز جای کسانی می آید که شاید خواب چنین چیزی را نمی دیدند.یاد این شعر افتادم:
گر علـــــــــــــم تو با عمل برابر گردد کار دو جهان تورا میســـــــر گردد
مغرور نشو به خود که خواندی ورقی نگران باش ز روزی که ورق برگردد
من بسیار نگران گفتم :
تمام تلاش ما باید این باشد که ماهیها در مراحل چهار و پنج رسیدگی جنسی صید نشوند!
صحبت که به اینجا رسید دیدم تعدادی از اعضای جلسه در حال خنده اند!
گفتم :آقاجان لطفا به مسایل زیر آب کار نداشته باشید

امشب فیلم زیبای سنتوری کار داریوش مهرجویی با بازی فوق العاده رادان وگلشیفته فرهانی را دیدم.برایم جالب بود چون قرار شد معادل پول بلیط را به حسابی که شاید بدست آقای مهرجویی برسد واریز کنیم.
راجع به فیلم چیزی نمی گویم وتوصیه می کنم آنرا ببینید ولی با نظر آقای بهزادافشاری موافقم که با تمام جراتی که در این دولت وجود دارد نمایش این فیلم نه تنها برای آنان قابل انجام نبود بلکه برای آقای مهاجرانی هم عملی نبود.این فیلم مرا بیاد مفهومی از فیلم ویلون زن روی بام و صحنه ای از فیلم زوربای یونانی انداخت. شعر اثرگذاری که در آن خوانده شد برایتان می گذارم:
رفيق من، سنگ صبور غم هام
به ديدنم بيا، که خيلي تنهام
هيشکي نمي فهمه، چه حالي دارم
چه دنياي رو به زوالي دارم
مجنونم و دل زده از ليلي ها
خيلي دلم گرفته از خيلي ها
نمونده از جووني هام نشوني
پير شدم، پير تو اي جووني
تنهايي بي سنگ صبور
خونه سرد و سوت و کور
توي شبات ستاره نيست
موندي و راه چاره نيست
اگر چه هيچ کس نيومد
به تنهائيت سري نزد
اما تو کوه درد باش
طاقت بيار و مرد باش...
اگر بياي همون جوري که بودي
کم ميارن حسودا از حسودي
صداي سازم همه جا پر شده
هر کي شنيده از خودش بي خوده
اما خودم پر شدم از گلايه
هيچي ازم نمونده جز يه سايه
سايه اي که خالي از عشق و اميد
هميشه محتاجه به نور خورشيد
من نیز این کامنت را گذاشتم :
سلام.
ایکاش زودتر این موضوع را می دانستیم وبرای اخذ رضایت خانواده رستم اقدام می کردیم.حیف اما دوست خوبی که با نام یک نفر برای شما کامنت گذاشتند ،خوبست بدانند همان قدر که برای این نوجوان وسرنوشتش ناراحت هستم همان میزان وبلکه بیشتر برای رستم ناراحتم .این درگیریهای کودکانه که با یک بازی شروع می شود دو بازنده دارد.براستی چرا نوجوانان ما در این سنین دست به چنین خشونتهایی می زنند؟آیا آنها به تنهایی مقصرند یا تک تک اعضای جامعه ای که این خشونت را به آنها القا کرده اند؟از من گرفته که اگر کسی بدون راهنما جلویم بپیچد تا یک دقیقه براش بوق می زنم تا آنی که اگر کسی یک نور بالا بدهد تا چند کیلومتر با نور بالا دنبالش می کند!
آیا این انصاف است جامعه ای که تک تک اعضایش این خشونتها را می بینند ولی در کاهش آن نمی کوشند یک نوجوان 15یا 16 ساله را به حال خود وا بگذارند؟
آنکه در این خشونت کودکانه به قتل می رسد دیگر جز حسرت وآه ودلجویی از خانواده اش کاری نمی شود کرد .
ولی طرف دوم بازی ،بازنده ای است که هنوز کورسویی برای نجاتش وجود دارد تا بتواند حیاتی را که خدای احد و واحد برای یک بار در روی زمین به او داده است پاس بدارد.
نه من ونه هیچ انسان منصفی از یک مرتکب قتل طرفداری نمی کند .
ولی یک نوجوان مستحق رحم است.
یک لحظه فکر کنید در زمانی که برای اعتراض یک دقیقه بوق می زنید راننده جلویی پیاده وبا شما در گیر شود شما در این سن می توانید برخود مسلط باشید ولی یک نوجوان در شرایط بلوغ ونوجوانی با سن من وشما متفاوت است.
سلام بر دوست قدیمی.
یادتون باشه یک صیاد با ماهی کوچولو رفیق بود .
این صیاد از کار صید در آمد. یادت باشه !چون اگر تو تور گیر کردی دیگه کاری از دست من بر نمی آد.
عده ای اعتقاد دارند در این مواقع اصل بر سرعت برداشت است واینکه در برداشت از بقیه عقب نمانیم.
حالا در این میان چه برسر محیط می آید مهم نیست !
نظر شما چیست؟
اگر مسیر حرکت زمین تغییر نیابد ،کره زمین بعد ازمدتی به داخل خورشید خواهد رفت
البته تنها کمی نگران باشید چون به عمر ما وصال نمیدهد .فقط ممکن است جسد خیس نگران شود چون این اتفاق ۶میلیارد وهفتصدمیلیون سال دیگر می افتد!
من جدا از نجوم شناسان تشکر می کنم فقط خواهش دارم مسیر آنهایی که در آینده نه چندان دور به بعضی جاها می زنند را نیز پیش بینی نمایند
در جلسه کمسیون باتوضیحات کامل وتحلیلی دکتر پورکاظمی وگزارش مهندس مجاهدی مدیر کل صید وضعیت بحرانی این گونه ماهیان روشن شد.
من نیز به این نکته اشاره کردم که در سال ۷۲میزان استحصال خاویار بیش از ۳۰۰ تن بود ودر سال گذشته به ۱۵ تن رسید یعنی در ۱۶ سال ۲۰ برابر کاهش یافت این موضوع بسیار مهم است ودر جهان تنها ایران را در بین کشورهای همسایه دریای خزر متعهد وبا برنامه حفاظت از این گونه ارزشمند می دانند .من اعتقاد دارم اگر صید با قصد تجاری امسال متوقف شود دیگر هر نوع خاویاری در بازار داخل دیده شود غیر مجاز است وباید با آن به عنوان کالای غیر مجاز و قاچاق برخورد کرد .وما با تمام امکانات به حفاظت وتکثیر وبازسازی از این منابع بپردازیم .
آنچه برایم اهمیت فراوان داشت برخورد دکتر نظامی در مواجه با این پیشنهاد بود که گفت:
با توجه به توضیحات علمی موسسه تحقیقات وبا توجه به اینکه بخش اجرا باید از نتایج تحقیقات استفاده کند با کلیات این پیشنهاد موافقم و مسایل دقیق آن در نشست کمیته تخصصی بررسی شود.
امیدوارم با این نگاه سازنده ایران همچون گذشته در میان کشورهای منطقه پیشگام باشد .
پیشنهادمی کنم بعضی از تلفن هایی که بهتون میشه جدی بگیرید ! من این کار را کردم!!!!!!!!
۱ـ صید غیرمجاز
۲ـ تخریب رودخانه ها وزیستگاهها
۳ـ آلودگی های با منشا ء مختلف
جمع آوری هزاران رشته تور غیر مجاز ودرگیریهای متعدد با صیادان غیر مجاز نشانی از گستره این فشارها است.تکثیر ورها سازی دهها میلیون بچه ماهی خاویاری وسایر فعالیتها که باعث شده ایران کشور متعهدی بین همسایگان خزر باشد هم نتوانسته بحران را جمع کند .امروز در جلسه کمسیون عالی ماهیان خاویاری مطالب وموارد مهمی مطرح شد که در دو هفته آینده نتایج قطعی آن روشن می شود .
آرزو می کنم همه با هم بتوانیم در حفظ این گونه ارزشمند موفق باشیم
خلاصه صحبت ایشان را در مرکز صلح ومحیط زیست بخوانید
روز گذشته در دیدار باآقای سید محمد خاتمی موضوع گذشت خانواده مرحوم منصور را از قصاص نوجوان دیگر به را استحضار ایشان رساندیم .
ایشان از این اقدام خانواده کهیایی بسیار خوشحال شدند ودر زیر نامه از آنان قدر دانی کردند. امیدوارم که این حرکت برای کاهش خشونت دربین نوجوانان ، این گلهای تازه شکفته موثر باشد.

متن نامه:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجه الاسلام والمسلمین آقای سید محمد خاتمی
باستحضار میرسانددر یک درگیری نا خواسته بین دو نوجوان در شهرستان ساوه مرحوم منصور کهیایی جان خود را از دست می دهد.آقای حسن کهیایی وخانم فریده سعد آبادی پدر ومادر فهیم منصور برای کاهش خشونت بین نوجوانان از قصاص نوجوان دیگر گذشت می کنند تا این گذشت پیامی باشد برای آحاد جامعه که خشونت را کاهش دهند . این گذشت بزرگوارانه کاری بس عظیم ودر خور تحسین است،امید وارم دستخط جنابعالی نشانی از بزر گی این عفو برای خانواده کهیایی باشد.
معصومه ابتکار
عضو شورای اسلامی شهر تهران
متن دستخط آقای خاتمی خطاب به خانواده مرحوم منصور کهیایی:
امر ارزنده ای که قطعامورد رضایت خداوند ونیز نشانه انساندوستی وعدالتخواهی شما است.
سید محمد خاتمی ۲/۱۲/۱۳۸۶

باتشکر از استادمحمدعلی عشقی
این مطلب را یاس نوشته است .امجهت استحضار شما هفته پیش برای انجام یک امر خیر به دفتر یک آقایی رفتم.یکی از مقامات به مسولین محلی نوشته بود این اقدام خیر را انجام دهند وآن مسولین هم به آنجناب اختیار تمام وکمال داده بودند اما آن استاد نه تنها تمام کوچه های بن بست آنجا را می شناخت بلکه معتقد بود حتی انتهای اوتوبانها هم بسته است واقعا برای آن شهر متاسف شدم ولی احتمال می دهم آینده آن شهر خوب باشد چون تنها شهری خواهد بود که تمام خیابانهایش بن بست است !
| پنجشنبه 2 اسفند1386 ساعت: 0:26 | توسط:محمد مصطفایی | ||||
| به نام خداوند جان و خرد محرز و مسلم است که جان آدمی و خرد وی از چنان ارزشی بر خورد دار است که هیچ کس را توان آفریدن آن جز خدای یگانه نیست پس بر ماست که به این دو نعمتی که خداوندگار برایمان ارزانی داشته، اهمیت فراوان داده و ارج نهیم. روزی که محمد لطیف را در زندان ساوه ملاقات کردم و وکالت وی را با احساس خاصی پذیرفتم که از وی دفاع کنم به خود گفتم که واقعا چطور می توانیم چنین اشخاصی که فاقد عقل و شعور بالغین هستند را به بالای دار بریم و نظاره گر جان کندنشان باشیم. چطور می توانیم شاهد اساراتشان بود در حالی که روزانه هزاران بار می میرند و زنده می شوند و صدها مورد دیگر ... امروز بسیار خرسند و خشنودم که موکلم آزاد شده وبه آغوش گرم خانواده باز گشته است . در این آزادی خدادادی از اولیاءدم منصور کهیایی که زندگی دوباره به محمد بخشیدندو نیز بزرگوارانی چون آقایان مجابی، هاشمی و افشاری و نیز سرکارخام ابتکار صمیمانه سپاسگذارم . به امید آنکه مجازات اعدام که خود ترویج کننده خشونت است از قوانین کشورمان زدوده شود. مصطفایی وکیل تعدادی از اطفال در آستانه اعدام | |||||
| وب سایت پست الکترونیک | |||||
این مطلب را جناب آقای مصطفایی برایم ارسال کردند .ایشان انسان ارزشمندی است که برای این امر خیر اقدام کرده ودفاع ۱۶ نوجوان در آستانه اعدام را برعهده دارد.
در رابطه با تشکرایشان باید بگویم من هیچ کاری انجام ندادم .گویا اراده ای ما را به این راه هدایت می کرد.اما آنچه مهم است کودکان ونوجوانانی که دست به این خشونت ها می زنندخود قربانی خشونت جامعه هستندجامعه ای که ناهنجاریهایش آنهارا به این مسیر غلط می کشاندونوجوانی را که همسالانش در نقاط مختلف در تفکرات وآرزوهای دور دراز هستند به خشونتی درحد قتل می کشاند .
آیا تا بحال نوجوان بوده اید ؟ایا تا بحال با نوجوانان در ارتباط بوده اید؟یک نوجوان آیا درکی از مرگ دارد واگر دارد درکش چیست؟
آیا بی انصافی نیست جامعه ای که در این خشونت سهیم بوده خود را کنار بکشد ونظارگر خشونتی دگر باشد؟
سیدمحمد مجابی