X
تبلیغات
روزنوشتهای سید محمد مجابی

روزنوشتهای سید محمد مجابی

اشکی که در دریا گم شد

جسد سه صیاد که هفته پیش در طوفان گرفتار شده بودند وعلیرغم اعزام بالگرد وکشتی ناجی نجات نیافتند،توسط یک لنج ماهیگیری در منطقه راس المطاف از آب گرفته شد

                                                                                        خدایشان بیامرزد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 13:31  توسط سیدمحمد مجابی  | 

کورش کبیر

مطلب جالبی در وب گفت وگوهایی پیرامون اسلام دیدم که خواندنی است
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 10:8  توسط سیدمحمد مجابی  | 

پنج قانون خوشبختی

مطلب زیبایی در وب آناهیتا ایزدبانو دیدم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 9:54  توسط سیدمحمد مجابی  | 

robotwisdom

امروز در وب گنبد مینا خواندم که اولین بار وبلاگ توسطRobot Wisdom  استفاده شده جستجو کردم و آنرا برایتا میگذارم شاید جالب باشدrobotwisdom

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 19:4  توسط سیدمحمد مجابی  | 

اتوبوس 20 تومانی

وقتی در جلسه کمیته محیط زیست شورای شهر آقای بیژنی گزارش میداد نکاتی را گفت که امروز قسمت زیادی از آنرا در ایسنا خواندم

برایم بسیار جالب بود وقتی صحبتهای آقای قالیباف راخواندم که سهمیه بندی بنزین اثری بر روی ترافیک تهران نداشته است!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 18:25  توسط سیدمحمد مجابی  | 

دانش آموزش

امروز خبری را در وب آقای افشاری به نقل از ایسنا خواندم مبنی بر ترک تحصیل ۱۱۵ هزار دانش آموز!

بسیار تعجب کردم چون بشدت بدنبال مذاکره با متولیان آموزش وپرورش هستم که بتوانیم برای جلوگیری از خشونت در دانش آموزان کاری بکنیم ولی فهمیدم مثل اینکه مسایل مهمتری باید دنبال شود

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 18:7  توسط سیدمحمد مجابی  | 

آتش بدون دود

آتش بدون دود نمی شود ،جوان بدون گناه

                                                                              یک مثل قدیمی ترکمنی

امروز کتاب ۷جلدی آتش بدون دود اثر نادر ابراهیمی را شروع کردم .با نادر ابراهیمی ۱۱ سال پیش آشنا شدم واز ایشان تقاضا کردم نامه ای برای بچه هایی که کلاس اول را شروع میکنند بنویسد واو پذیرفت

آن سال به تمام بچه های همکارانم که کلاس اول را شروع می کردند تبریک گفته واین نامه را دادم امروز تمام آنها باید سال آخر دبیرستان باشند

برای تمام بچه های جهان آرزوی شادی ونشاط وموفقیت می کنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 10:2  توسط سیدمحمد مجابی  | 

مبارزه با شانه دار

یکی از گونه های اقتصادی دریای خزر کیلکا است

با براورد اولیه، سرمایه گذاری بالایی برای برداشت آن صورت گرفت بطوریکه در سال ۷۸ میزان برداشت به ۹۵ هزار تن رسید با ورود شانه دار آسیب جدی به این ذخیره وارد شد بطوریکه میزان برداشت تا ۱۳هزار تن کاهش یافت

اگرچه هرگونه ورود به اکوسیستم را بسیار حساس میدانم ولی محققان مبارزه بیولوژیک را توصیه کردند

اخیرا بحث استفاده از امواج صوتی نیز مطرح شده که امروز برای بازدید به مرکز پیشنهاد دهنده میروم ببینم چه می فرمایند

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 8:37  توسط سیدمحمد مجابی  | 

شجاعت

در ابتدای سال جاری با جلسات سنگینی مواجه شدم که در آن اجازه صید دامگستر در دریای خزر مطرح بود

تقریبا هم کار تمام شده بود

طی جلسات متعدد وطولانی توانستیم با ادله کارشناسی جلوی این کار را بگیریم

نکته بسیار جالب موضع گیری شجاعانه استاندار سابق گیلان که همکنون استاندارسمنان است بود

آقای عبداللهی در جلسه کمسیون دولت مطرح کرد :

من قبلا بدنبال آزاد کردن دامگستر بودم ولی در جلسات با شیلاتی ها پی بردم این کار اشتباه است و نباید دامگستر را آزاد کرد بلکه برای حل مشکلات صیادان گیلان باید راه کار های قابل دفاع کارشناسی ارایه داد

در دل به این مدیر آفرین گفتم چون کمتر مدیر سیاسی که توان قدرت گفتن اینکه اشتباه کردام راداشته باشد دیده ام

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 10:13  توسط سیدمحمد مجابی  | 

پسابندر

 

امروز در نظرها دوستی بنام حمید این مطلب را نوشته بودند

راستی شما میدانید پسابندر کجاست ؟لطفا روی نقشه نگاه کنید آخرین نقطه جنوب شرقی  ایران در استان سیستان وبلوچستان است به آنجا خیلی علاقه دارم انشالله مطلبی در رابطه اش می نویسم تا اگر خواستید به سوال استاد کیوان جواب دهید بتوانید موفق باشید

باسلام استاد دکتر کیوان مرد خستگی ناپذیر در علوم شیلاتی یاد شان بخیر هفته گذشته پنجشنبه در پایان کلاس فرمودند: هر کس آمد و عمارتی نوساخت --- رفت و منزل به دیگری پرداخت. و گفتند ما می رویم و عرصه را برای جوانان می گذاریم . باور بفرمایید برایم باور نکردنی بود که شنبه بیایم و این خبر بد را بشنوم. ایشان با کوله باری تجربه از سالهای سخت و پر مشقت در جنوب کشور در کلاس می گفتند. یادم است در اولین روز کلاس ایشان یک سئوال مطرح نمودند: اگر امروز به شما حکم مسئولیت شیلات پسابندر را بدهند شما چه می کنید؟ به هرکس اشاره میکردند هر کس یک چیزی می گفت اما ایشان می گفتند: خیر غلط است. حال اگر این سئوال را از شما بکنند چه می گویید و با آن مسافت دور و نبود امکانات در آنجا چه می کنید؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 1:37  توسط سیدمحمد مجابی  | 

آخرشه

اینم برای شهرداری تهران آخرشه
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 16:20  توسط سیدمحمد مجابی  | 

موسسه تحقیقات شیلات ایران

امروز در برنامه بزرگداشت هفته پژوهش دعوت داشتم در آنجا از من خواستند صحبت کنم که از تمام صحبتام تنها یک چیزش ارزشمند بود وآنهم دو بیت شعر حافظ که همه را به تحقیق دعوت میکنه:

                        دونصیحت کنمت بشنو وصد گنج ببر      از در عیش درآ و به ره عیــب مپوی

شکر آنرا که دگر بار رسیدی به بهار      بیخ نیکی بنشان و ره تحقیق بپوی 

در این مراسم آقای دکتر نیکوییان وآقای مهندس رضوی صیاد دو خاطره از دو بزرگ مرد شیلات گفتند که برایم جالب بود یکی از مرحوم دکتر کیوان که تحقیقات شیلات جنوب راپایه گذاری کرد ودیگری از مرحوم فر ید پاک که این نقش را درشیلات شمال ایفا کرد       خدایشان بیامرزد

به جرات می توانم شهادت دهم که مرحوم رحمان دادمان و آقای لاهیجانیان در بسط وتوسعه آموزش وتحقیقات شیلات نقش بسیار ارزنده ای را ایفا کردند 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 16:12  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بادبادک آبی

امروز در مسیرکتاب باد بادک باز اثر خالد حسینی،ترجمه زیبا گنجی و پریسا سلیمان زاده  را میخواندم،به فصل ۷ رسیدیم اشکم در آمد :دوست هزاره ای امیر برای قولی که به دوستش داد تا حد مرگ جلو رفت وبادبادک آبی را برای او آورد ولی.... لطفا این کتاب را بخوانید 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 13:59  توسط سیدمحمد مجابی  | 

استیصال

تقاطع خیابان کارگر ،سر بیمارستان دکتر شریعتی چند ماشین بهم کوبیده بودند 

زیر باران شدید راننده تاکسی که دیگر ماشینش امکان حرکت نداشت ،ایستاده بودودر حالی که قطرات باران از تمام بدنش میچکید خیره برزمین نگاه می کرد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 9:44  توسط سیدمحمد مجابی  | 

یوشت فریان

این مطلب خیلی جالب است یوشت فریان
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 8:22  توسط سیدمحمد مجابی  | 

نامردا

امان از دست این دوستان نامرد!

اینقدر باهم به استخر صدف تو خیابان شیخ بهایی میریم ولی یک دفعه محض رضای خدا من را به استخر شمیران نبردند!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 22:55  توسط سیدمحمد مجابی  | 

جانباز

در مراسم اختتامیه همایش بزرگداشت پژوهش در شهرداری پستی گذاشتم با عنوان :تنها او نشسته بود

خیلی دلم می خواست اسم این محقق جانباز را بنویسم تا اینکه آقای همت زاده او را به من معرفی کرد:

نورعلی میرزایی شاغل در شهرداری منطقه ۵

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 19:11  توسط سیدمحمد مجابی  | 

امانپور

البته منظورم کریستین امانپور نیست !

منظورم محمد تقی امانپور یا بقول بچه های قدیمی جهاد سازندگی همان آقا تقی است فردی که خستگی نمی شناسد و یک مدیر تمام کمال ایده پرداز واستراتژیک است عاشقانه کار میکند و نگاهش به افقهای دور دست است وهدفهایش آرمانی که اگر او را نشناسی ،به دستیابی اهدافش با دیده حیرت نگاه خواهی کرد

روزی که در جهاد مسولیت آموزش را پذیرفت تمام تلاش خود را برای ارتقا آن اعمال کرد وبا همکاری همکاران ارزشمندی چون علی اکبر مهرفرد کارنامه بسیار درخشانی در آموزشهای رسمی  وغیر رسمی و آموزش بخش و طراحی واجرای آموزشهای علمی کاربردی از خود بجا گذاشت

وتحقیقات جهاد را در جایگاه بسیاررفیعی قرار داد ودر دوره مسولیتش در تمام حوزه های کاریش از تولید واکسن گرفته تا مهندسی و آبخیزداری و...با همت پژوهشگران تحقیقات کاربردی اثر بخشی تقدیم کرد

حتی در حوزه پشتیبانی تحقیقات نیز مانند اطلاع رسانی نیز بسیار موفق بود

اما چی شد که اینها را گفتم ؟

چندی قبل یکی از دوستان در کامنت ازم راجع به او پرسیده بود ،عرض کردم که بعدا جواب تقدیم می کنم

تا اینکه با برگزاری خوب هفته پژوهش و ارتقا جایگاه آن در شهرداری تهران بگونه ای که قرار است سرلوحه فعالیتهای اجرایی قرار بگیرد،دیدم زمان خوبی است که پاسخ آن دوست عزیز را بدهم

خوشحالم که آقا ی امانپور در شهرداری هم در فاصله زمانی شش ماه اینقدر خوب درخشید  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 18:54  توسط سیدمحمد مجابی  | 

گازهای گلخانه ای

امروزه یکی از مهمترین کارهای زیست محیطی کاهش گاز های گلخانه ایست در تعجبم چرا در کشور ما کارهایی که برای این موضوع صورت میگیرد اینقدر بی سر وصداست

نمونه بسیار مهم آن اجرای طرح آماک وزارت نفت است که مطالعات آن از سال۷۸شروع شده بود واز سال ۸۴ اجرایی شد وبر اساس آن بجای سوزاندن گازهای همراه نفت به تزریق در زیر چاه نفت می پردازند  که گذشته از عدم تولید انواع آلودگی منجر به کاهش قابل توجه گازهای گلخانه ای نیز می شود واز طرفی چون باعث بالا آمدن سطح نفت می شود استخراج آن را اقتصادی تر میکند

سعی میکنم اطلاعات دقیق تری بدست آورم و تقدیمتان کنم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 17:46  توسط سیدمحمد مجابی  | 

اساتید محیط زیست

مرگ دلخراش دکتر امین کیوان مرا به این فکر فرو برد که:

در کشور طی دهه اخیر شاهد تجلیل از فرهیختگان در زمینه های مختلف بودیم که کار بسیار ارزشمندی است چرا با وجود این همه تشکلها وطرفداران محیط زیست بدنبال تجلیل از بزرگان واساتید زحمت کش این حوزه مانند :دکتر شر یعت،دکتر عمرانی ،دکتر کیابی،دکتر معطر ،دکتر عریان،دکتر مخدوم و.........نباشیم؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 17:33  توسط سیدمحمد مجابی  | 

کیوتو

هفته پیش در جلسه کمیته محیط زیست شورای اسلامی شهر تهران که آقای دکتر نور یان رییس سازمان هواشناسی در آن حضور داشتند پیشنهاد کردم با توجه به تلاشهای زیادی که برای کاهش گازهای گلخانه ای در شهر تهران دنبال می شود مناسب است کار پژوهشی جدی صورت بگیرد واثرات آن ارزشگذاری اقتصادی شود تا بتوان پایلوت مناسبی را تهیه کرد وبعدها برای محیط زیست کشور بسیار با اهمیت خواهد بود 

ایشان استقبال کرد و الان هم دارم به جلسه ای می روم که انشالله جدی شود

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 13:33  توسط سیدمحمد مجابی  | 

قونیه

همین الان به علت ارادتی که به حضرت مولانا داشتم به خانم فهیمه راشد که برای بزرگداشت مولوی به قونیه سفر کرده تماس گرفتم

در همین لحظه سر مزار مولانا بود وگفت :

افرادمشهوری از ایران اینجاهستند مانند :شهرام ناظری ،الهی قمشه ای،کتایون ریاحی،افسانه بایگان،مهین ترابی و....

روز گذشته هم در مراسمی خانم چلبی که گفته می شود از نواده های مولوی است ریاست مولوی شناسی را به شهرام ناظری اعطا کرده است

برایم خیلی جالب بود چون دیشب الهی قمشه ای را خواب دیدم وبرای یک موضوع مهم ایشان به من معرفی شد وامروز فهمیدم او کجاست

اگر عمری بود برایتان نقل می کنم 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 13:20  توسط سیدمحمد مجابی  | 

پوست تمساح

شاید اگر کسی با آقای مظاهری رییس کل بانک مرکزی آشنا باشد باور نکند که می شود با ایشان شوخی کرد

ولی من دوبار اینکار را کردم

یکبار وقتی که لایحه  بررسی تجمیع عوارض در مجلس بحث میشد ومن در کنار ایشان نشسته بودم وبا پیشنهاد نمایندگان واحدهای آلاینده محیط زیست را اضافه کردیم

ویکبار هم وقتی در جلسات برنامه چهارم در وزارت اقتصاد شرکت میکردم

در سالن جلسه یک پوست درسته تمساح افریقایی بود که به وزیر هدیه شده بود به ایشان گفتم زیبنده نیست که چنین چیزی دز اینجا باشد وپیشنهاد می کنم آنرا به موزه تنوع زیستی محیط زیست هدیه نمایید

ایشان پذیرفت واین کار را کرد

ماهم بلافاصله در زیر این نمونه نوشتیم : توسط وزیر اقتصاد آقای مظاهری هدیه شد

جالب اینکه زمانی اینکار را کردیم که ایشان در حال تغییر بود

در این موزه تنها اسم سه نفر را آوردیم:۱-آقای مظاهری ۲-آقای آقامیری که تنها پوست ببر ایرانی را به ما داد۳-مرحوم مهندس منتظری که دراجرای این پروژه فداکارانه زحمت کشید وجان خود را از دست داد 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 0:27  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بیست

خدا اموات شما را بیامرزد ،پدرم مرحوم سید محمود مجابی هر وقت آدرس خانه را میداد به پلاک خانه که می رسید می گفت مثل نمره بچه هایم بیست است!

امروز که آقای مظاهری رییس کل بانک مرکزی اعلام کرد :تورم به نوزده رسیده یاد پدر خدا بیامرزم افتادم وگفتم در این مورد خداکند بیست نشود 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 0:13  توسط سیدمحمد مجابی  | 

کامیسمای

زمانی که روی  زمین نشستی استاد فریاد می زند: کامیسمای یعنی بلند شو ! وتو باید همانطور که چهار زانو نشستی بدون اینکه دست روی زمین بگذاری بایستی وبه تمرین های بدون شوخی ادامه دهی از شیرجه وروی زمین غلط زدن گرفته تا با مشت روی موزاییک شنا رفتن

فقط یادتان باشد اگر ۴۲ ساله شدید وبه عشق پسر۱۴ ساله تان به کلاس آموزش کونگ فو رفتید رویتان را زیاد نکنید وبا پررویی همه تمرین ها را انجام ندهید چون آخر شب خیلی جاهایتان درد خواهد گرفت!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 0:5  توسط سیدمحمد مجابی  | 

نان شب

در بازدیدی که از پره گیلان داشتم آقای نیکی هم حضور داشتند مطلبی نوشتند که عینا تقدیم می کنم


برادر گرامي جناب آقاي مهندس مجابي
ضمن تشكر از جنابعالي كه در تاريخ 15/9/86 به استان گيلان تشريف آورديد. آنچه در وبلاگ شما بعنوان «قطره اشكي كه خشكيد» در خصوص پره هاي صيادي گيلان بيان گرديده كاملاً صحيح است. حتماً ميدانيد حدود 45- 40 درصد از پره هاي صيادي گيلان با همان مشكل مواجه هستند كه حمايت از اين قشر زحمتكش، سخت كوش و كم توقع كه تعدادي از آنها واقعاً به نان شب محتاجند، همت والاي دولت خدمتگزار را مي طلبد
باتشكر
مرتضي نيكي
معاون صيد و بنادر ماهيگيري شيلات گيلان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 23:56  توسط سیدمحمد مجابی  | 

دکتر امین کیوان

امروز در ایام هفته پژوهش پژوهشگری عزیز بنام دکتر امین کیوان در همایش علمی وپژوهشی(مطالعه تالابهاوآبهای داخلی شمال کشور )که در انزلی برگزار شد ،مقاله خودرا ارایه داد  وس از آن جان به جان آفرین تسلیم نمود

بنظر من برای یک پژوهشگر سرنوشتی بهتر از این نیست که تا آخرین لحظه حیاتش تحقیق کند

 صمیمانه این درگذشت تاثر آور را تسلیت عرض می نمایم                     خدایش بیامرزاد

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 18:10  توسط سیدمحمد مجابی  | 

نمایشگاه محیط زیست

امروز یکی از مسولین سازمان محیط زیست با من تماس گرفت و گفت :قرار است برای بهمن ماه  هفتمین نمایشگاه محیط زیست برگزار شود

ایده برگزاری این نمایشگاه ایده خوبی بود که چندین سال برگزار شد و مدتی تعطیل بود خوشحال  شدم که مجددا قرار است برگزار شود

امیدوارم دستگاهها وتشکلها درآن حضور خوبی پیداکنند و ازاین فرصت برای طرح بیشتر مسایل محیط زیست وتلاش برای بهبود آن استفاده شود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 18:2  توسط سیدمحمد مجابی  | 

غمی که مرهم است

 

روزی که به مجتمع آموزشی غیر انتفاعی ملاصدرا در منطقه ۵ رفتم وموضوع محمد ومرحوم منصور را گفتم بچه ها متاثر شدند ویکی از آنها بنام آقای پورداد وفایی این نامه را برای پدر ومادر منصور داد:

به نام آنکه بود، هست و خواهد

((خداوند بخشنده مهربان))

 

پدر و مادر عزیزتر از جانم!

سلام، این اولین بار است که نامه ای می تویسم. من فرزند شما هستم، فرزندی که تا بحال ندیده اید، صدایش را نشنیده اید، و او را نمی شناسید. من فرزند شما هستم ، برادر منصور و سوگوار از مرگش .

وقتی خبر درگذشت منصور را شنیدم ، قلبم از جا کنده شد.

پدر و مادر عزیزم، فراموش نکنید، شما به اندازه تمام ایران، فرزندانی دارید که آنها را می شناسید و یا نمی شناسید. محمد یکی از آنها است. فرزندی که از دستش ناراحت شده اید و حالا، او را نمی خواهید و این حق شماست .

او برادر من هم هست و وقتی شنیدم ممکن است دیگر نباشد بغض گلویم را گرفت.

من شعار نمی دهم! تمام پدران ایران، پدران منند. تمام مادران ایران، مادران منند و تمام فرزندان ایران زمین، برادران و خواهرانم هستند که از صمیم قلب به آنها عشق می ورزم.

آیا می دانید چه احساسی دارم؟ پدر! مادر! به من رحم کنید! داغ از دست دادن یک برادر به قدر کافی سوزناک هست! آیا شما می خواهید داغ دیگری بر دلم بگذارید؟ امروز سرکلاس درس اصلاً به درس گوش نمی کردم تمام فکرم پر از اندیشه های هولناکی بود که در گوشم زنگ می زدند.

پدر و مادر عزیزم، آیا شما عکس تقاضای ما را دیده اید؟ من و برادران دیگر منصور دستانمان را به طرفتان دراز کرده ایم.

ما به حصرت محمد(ص) و نسلش، سلام فرستادیم و شما را به ایشان قسم دادیم که بیشتر فکر کنید. پدر و مادر آیا این دستانی را که از شما تقاضا می کنند، دستان این فرزندانتان را پس می زنید؟ آیا قسممان بر نبی اکرم را رد می کنید؟ آرزو می کنم که ما را بپذیرید. پدر و مادر به خاطر خدا رحم کنید.

پدرم! مادرم! شما را به بالهای فرشتگان به تمام قطرات باران قسم می دهم او را ببخشید. مولانا چه زیبا گفت:

قند شادی میوه باغ غم است

این فرح زخم است وان غم مرهم است

دوستتان دارم

برادر داغدار منصور

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 11:30  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بربادرفته

  

شاید برایتان قابل تصور نباشد رفتن به خانه کسی که نوجوان ۱۶ساله اش  را از دست داده واز آنها طلب بخشش کنید چقدر سخت است

براستی چرا باید دو نوجوان براثر خشونت زندگی خود را ببازند،نوجوان ۱۶ ساله برومندی که نگاه به عکس قاب شده اش همراه با لبخند دلنشینش قلبت را از جا می کند

ونوجوانی که از ۱۴سالگی ۳سال است درزندان با کابوس طناب دار میخوابد وصبح که بیدار می شود داستان تلخ زندگی اش را مرور میکند ومی داند که اگر جان سالم هم در ببرد باز زندگی اش برباد رفته است

با این سابقه آیا انگشت نما نخواهد بود؟آیا انگیزه درس خواندن خواهد داشت؟آیا کاری به او خواهند داد؟آیا کسی با او ازدواج خواهد کرد ؟

این دو نوجوان هردو زندگی خود را باختند ولی یکی هنوز کور سوی نوری به چشمانش می رسد تا شاید از این تاریکی مبهم بیرون بیاید

براستی چه کسی می تواند دردداغ وسوز جگر پدر ومادر منصور را زمانی که در بیمارستان به او گفتند هرکار میتوانستیم کردیم! ولی...متوجه شود

فرزندرعنایی که صبح به دبیرستان رفت وشب به سردخانه

وچه کسی می تواند رنج پدر محمد را تصور کند زمانی که فرزندش کنج زندان زانوی بغل گرفته ودر معرض انواع مسایل است

 واو هیچ آری هیچ کاری ازدستش ساخته نیست

جه کسی در این خشونت مقصر است؟آیا با نوجوانان این سن ارتباط داشته اید ؟

چرا باید ده ها نوجوان در شرایط محمد باشند؟

آیا باید تنها بعد از وقوع حادثه دنبال نجات طرف دوم رفت؟آیا نمی توان برای جلوگیری از تکراراین حوادث کاری کرد؟

این تمام حرف ما به خانواده داغدار منصور بود !

که شما می توانید به این مسئله نگاه دیگری داشته باشیدوخون ریخته شده منصور وغم جگر سوز خود را به پیامی تبدیل کنید که:

خشونت در نوجوانان مذموم است واین نقل را در هر کجا بیاورید مطمئن باشید بسیاری با شما همنوا خواهند شدواگر تلاش شما مانع ریخته شدن خونهای نوجوانان دیگر شود ومانع پرپر شدن زندگی های پر آرزو شود دیگر منصور خونش به هدر نرفته است

خانواده منصور را خانواده فهیمی دیدم این حضور وگفتگو در تصمیمشان بی تاثیر نخواهدبود آرزو میکنم به تصمیم خوبی برسند

ولی بر ماست که برای کمک به رفع این ناهجاری وخشونت در نوجوانان همت کنیم

                                                                                     هرکس به قدر همت خود

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 17:50  توسط سیدمحمد مجابی  | 

ملاقات

نیم ساعت دیگر به اتفاق آقای افشاری وخانم علی اکبری برای ملاقات خانواده منصور حرکت میکنم

خانم ابتکار وآقای هاشمی وخانواده ایشان زودتر راه افتادند ودر قم هستند واز آنجا حرکت میکنند

دیشب با آقای مصطفایی وکیل محمد صحبت کردم و او گفت که دادستان با پدر منصور در باره ملاقات صحبت کرده

امیدوارم با دعای شما این ملاقات نتیجه خوبی داشته باشد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 8:2  توسط سیدمحمد مجابی  | 

تنها او نشسته بود!

امروز اختتامیه جشنواره برترین های پژوهش در حوزه مدیریت شهری بود که به همت آقای مهندس محمد تقی امانپور رییس مرکز مطالعات وبرنامه ریزی شهر تهران برگزار شد

در مراسم همه نمونه ها معرفی شدند وبروی جایگاه رفتند وجایزه در یافت داشتند،بجز یکی از محققان از شهرداری منطقه ۵برروی صندلی نشسته بود

آقای قالیباف از جایگاه پایین آمد و جایزه را تقدیمش کرد به احترام این محقق که جانباز جنگ بود تمام حاضرین سالن ایستادند  و او تنها کسی بود که نشسته بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 23:26  توسط سیدمحمد مجابی  | 

اجازه دارم ازطرف شما تقاضای عفو کنم؟

 

امروز طی تماس با داد ستان محترم جناب آقای شاه کرمی، قراری را با خانواده مرحوم منصور تنظیم کردم. قرار است فردا به شهرستان ... سفر کنیم

 از آنجاییکه خودم کسی نیستم تا صحبتم اثر داشته باشد ،درحاشیه جلسه دوشب گذشته کمیته محیط زیست شورای اسلامی شهر تهران موضوع را با خانم دکتر ابتکار در میان گذاشتم .ایشان با استقبال کامل گفتند :آمادگی دارند برای تقاضای بخشش محمد به دیدار خانواده منصور بیایند

قبل از سفر، امروز به مجتمع ملاصدرا واقع در منطقه ۵که مدرسه پسرم است رفتم ودر جمع دانش آموزان دبیرستانی تمام قضیه را برای دانش آموزان توضیح دادیم آقای محمد خزائی ریس مجتمع گفت:فرزندان عزیزم اگرچه شخصیت والای شما برایم روشن است ولی بدانید صحبتهایی که بین آن دو نوجوان رد وبدل شد ممکن است در هر جایی بین همسالانشان اتفاق بیافتد باید همه ما مراقب رفتار خود باشیم وعواقبش را بدانیم. از آنجاییکه بابررسی متوجه شدیم محمد سابقه بزهکاری نداشته ونا خواسته گرفتار چنین سر نوشتی شده بهم سهم خود علاقه مندم برای نجاتش از خانواده محترم منصور تقاضای بخشش کنم واز خانواده مرحوم دعوت کنم به اینجا بیایند و ببینند همسالان آنها در چه حال وهوایی هستند باشد که موثر افتد و از آقای مجابی میخواهم که دعوت مرا فردا اعلام کند

بعد از آقای خزائی من هم صحبت کردم و خیلی خلاصه صحبتهای خودم را با خانواده محمد، وکیل اوآقای مصطفایی ودادستان آقای شاه کرمی گفتم واینکه قرار است فردا برای تقاضای رضایت بروم

گفتم: تعداد زیادی از شما همسن محمد در زمان حادثه بودید وتعداد زیادی از شما همسن مرحوم منصور وهمینطور همسال الان محمد

محمد متولد ۱۳آبان ۶۸هست او در روز دانش آموز بدنیا آمده و در زمان دانش آموزی گرفتار شد آرزو میکنم در دانش آموزی از دنیا نرود

بجه ها من فردا برای تقاضای بخشش می روم ،اجازه دارم از طرف شما هم تقاضا کنم ؟

همه دستشان را بالا گرفتند واز خانواده منصور تقاضای عفو کردند

پسرم سید امیر محمود مجابی در همان لحظه با موبایلش شکار لحظه کرد تا این حرکت انسان دوستانه ثبت شود

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 14:2  توسط سیدمحمد مجابی  | 

70 نوجوان در انتظار....

سه روز قبل یعنی یکشنبه عازم جلسه بررسی علل مرگ ومیر بیش از ۷۰ دلفین که در شهریور اتفاق افتاد،بودم خوشبختانه با پیگیری جدی طرفداران حیات وحش می رود تا به یک اقدام اساسی برای حمایت از آنان تبدیل شود ونمونه بارز آن انتشار بیش ۷۰۰۰موضوع خبری در این باره بوده است

درست قبل از رفتن به جلسه روزنامه اعتماد را می خواندم که با خواندن حکم قصاص یک نو جوان که در 14سالگی طی درگیری کودکانه او با یک نوجوان 16 ساله وی کشته شده بود  بر سرجایم میخکوب شدم

من یک پسر 1۴ ساله دارم وبا روحیات آنان کاملا آشنا هستم واقعا بچه ها دراین سن وسال اصلا معنی مرگ و کشتن را نمی فهمند وجدی ترین جدیها برایشان جدی نیست

شاید این نوجوان هنوز هم نمی فهمد قصاص یعنی چی؟

این حس پدرانه باعث شد موضوع را با جدیت پیگیری کنم تا شاید بتوانم قدمی در راه اخذ رضایت خانواده مقتول بردارم

با خانواده نوجوان زندانی تماس گرفتم خواهرش که دانشجوی فوق لیسانس بود برایم ماجرا را تعریف کرد

برادرش محمد متولد 13 آبان 1368 است در سال 83 زمانی کلاس اول دبیرستان بوده در یک نزاع کاملا بی هدف و کودکانه این حادثه برایش اتفاق می افتد  ومنصور در اثر خونریزی وعدم توانایی بیمارستان جان می سپارد

از آن روز تا کنون وی در زندان است و نظریه کمسیون پزشکی در عدم بلوغ عقلانی او باعث نجاتش نمی شود

با دادستان محترم شهر آقای شاه کرمی تماس گرفتم با گشاده رویی او مواجه شدم و ازاو تقاضا کردم شرایط ملاقات مارا با خانواده منصور فراهم کند او پذیرفت

قرار است جمعه به آن شهر برویم

محمد توان مالی گرفتن وکیل نداشته ودارای وکیل تسخــــــــــــــیر ی بوده ولی وکیل دیگری بنام آقای محمد مصطفایی داوطلبانه وکالت او را پذیرفته است

با وی تماس گرفتم وبا استقبال فراوانش مواجه شدم او گفت :وکالت 14 نوجوان دراین شرایط را داوطلبانه پذیرفته است

ازاو پرسیدم آیا در کشور بجز این موارد هم هست ؟گفت :70 نوجوان یا حکم گرفتند ویا در انتظارحکمند

ناخود آگاه یادمرگ 70 دلفین افتادم  که دلم را خون کرده 

ایکاش خانواده منصور رضایت دهند ،ایکاش بشود دلشان را بدست آورد ،ایکاش........

                                                   شمارا بخدا دعا کنید مرگ وزندگی این نوجوان به مویی بند است

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 23:10  توسط سیدمحمد مجابی  | 

جارو!

در اطاقم مشغول یک بحث کاملا جدی بودم که ناگهان درب باز شد ویکی از همکاران یک جارو دستی شارژی روی میزم گذاشت وگفت : این مال شماست!

تقریبا داشتم شاخ در می آوردم

گفت : اداره رفاه برای کسانی که سابقه جبهه دارند نفری یک جارو دستی شارژی هدیه داده!

این اولین باری بود که برای چنین موضوعی هدیه می گرفتم وتقریبا یادم رفته که ماهم یک زمانی...

البته دور جان کسانی که رنگ جبهه را ندیدند ولی....

اما حقیقتا از آن موقع در فکرم که کجا را باید جارو کنم؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 16:23  توسط سیدمحمد مجابی  | 

مبارک

امروز سالروز ازدواج حضرت فاطمه وحضرت علی میباشد

مجابیها شعری بمناسبت این ازدواج دارند که در عروسی فرزندان خود دست جمعی می خوانند

متاسفانه روی کرد به جشن وشادی کمرنگتر است امید وارم به هر بهانه ای بتوانیم همدیگر را شاد کنیم

این مناسبت عزیز را که حاصل آن رادمردان شرف وانسانیت وبزرگی وبزرگواری وپیشوایی بودند بحضور شما تبریک عرض میکنم

درست در لحظه ای که داشتم این مطلب را می نوشتم  خانم جرنگی به من زنگ زدند و گفتند خانم ابتکار تلفن آقای او ینی را می خواهند که حال ایشان را بپرسند با خانم ابتکار صحبت کردم وایشان نیز شعری را که خانم زهرا شجاعی برایشان فرستاده بودند برایم خواندند که تقدیم میدارم جالب این بود که خانم محمدی هم برای تبریک آنجا بودند ُگویا خیلی ها از این موضوع با خبرند 

ایوب دهر از شوق امروز بی قراری کرده است            دست خدا وجیه خدا را خواستگاری کرده است

امروز علی آن عدل کل برعقل کل داماد شــد            شاگرد ممـــــــــــــــتاز نبی داماد بر استاد شد

خوشا بحال کسی که از پدرعروس صله بگیرد 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 16:10  توسط سیدمحمد مجابی  | 

دریا بس

همین الان جلسه ای داریم برای اجرایی شدن دریا بس در یک مدت محدود

خبرش تقدیم خواهد شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 10:12  توسط سیدمحمد مجابی  | 

آوا

تقدیم به آوا البته نمی دانم خانم یا آقا!تا مشکل قبلی پیش نیاید وتوسط خانم مهرزاد عقوبت نشوم

گفته شده :بعداز اینکه انیشتن در کلاس درس آزمون را برگزار می کند ،یکی از دانشجویان می گو ید :تمام سوالات مثل سال قبل است!

انیشتن پاسخ میدهد:دقیقا همین است که میگو یی ولی جوابها فرق می کند!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 0:51  توسط سیدمحمد مجابی  | 

وایو

دوست عزیزی در حال ساخت یک فیلم هستند ایشان وب جالبی دارند حیفم آمد مطلب سمتا را نخوانید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 23:54  توسط سیدمحمد مجابی  | 

اینهم نتیجه 25 کیلو کاهش وزن

سید محمد مجابی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 16:51  توسط سیدمحمد مجابی  | 

دو بازنده

دیروز در روزنامه اعتماد مطلبی خواندم که با تمام وجود متاثر شدم

نوجوانی که در سن ۱۴ سالگی در یک دعوای ساده نوجوان ۱۶ ساله ای را بقتل رسانده محکوم به قصاص شده و پرونده روی میز رییس قوه قضاییه است

آلام خانواده مقتول غیر قابل بیان است ولی در این نزاع کودکانه می توانست عکس این قضیه اتفاق بیافتد آنوقت آنها چه میکردند ؟حیف که نه آنها را می شناسم نه چنین آبرویی دارم که این نوجوان را به التماس من ببخشند

یکبار خانم ابتکار در آخرین لحظه ها که حکم قصاص یک محیط بان صادر شد از مقام رهبری درخواست وساطت وتوقف حکم برای جلب رضایت اولیا کرد که خوشبختانه با موفقیت مواجه شد

این نوجوان چه کند که ۱۷ سال بیشتر ندارد و۳سال آنرا در زندان گذرانده وپای چوبه دار است

شما را بخدا اگر دستتان میرسد برای نجات او کاری کنید ودل خانواده مقتول را بدست آورید تا این بازی کودکانه که دو بازنده داشت یک زنده داشته باشد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 3:51  توسط سیدمحمد مجابی  | 

سعید آقا

در کامنت ها ،جناب آقای سعید نظر من را در باره مرگ ومیر دلفینها سوال کرده بودند

اگر فرصت داشتید حتما سوال وجواب های جناب آقای دکتر کیابی که در شماره اخیر مجله آبزیان منتشر شده رامطالعه و ضمنااخبار را نیز با گوش خریدار دنبال فرمایید!

آنچه مهم است در تمام دنیا چنین اتفاقاتی می افتد نمونه آخرش  مرگ ومیرحدود ۲۶۰ دلفین در افریقا بود در این موارد علل های مختلفی بررسی می شود که یکی از آنها صیادی است

در جلسه ای که با جناب آقای فرناندز ذاشتم در رابطه با دو مورد مرگ ومیر ایشان مورد دوم را غیر صیادی میدانستند

ودر مورد اول عامل صیادی را بیش ازباقی عوامل محتمل می شمردند

در حال حاضر بدنبال تجزیه وتحلیل نیستم ولی این نکته را عرض میکنم که در  مورد اول جنازه دلفین ها بیش از چهار روز پس از حادثه دیده شدند که اولا امکان نمونه گیری از آنها وجود نداشت و در ثانی این احتمال وجود دارد که با مد بعدی مجددا بدریا برگشته وسپس به صورت پراکنده برگشته باشند

آنچه مهم است اگر عامل انسانی باعث چنین اتفاقی شده باشد طبق قانون شکار وصید و جریمه در نظر گرفته شده در شورایعالی محیط زیست و نیز آیین نامه قانون حفاظت و بهره برداری از منابع آبزی با متخلف برخورد خواهد شد

اما بحثها و موارد نیاز به بررسی دقیق تری دارد تا بتوان به نتیجه رسید

آنچه به آن معتقدم اینست که ما باید از این واقعه درس بگیریم که برای نجات پستانداران دریایی: نهنگ و دلفین در چنین شرایطی چه کنیم  تا دیگر بعداز چند روز متوجه نشویم ومانند مورد دوم اگر زنده بودند آنها رادرست بدریا برگردانندو...که بنده در پیشنهادات قبلی عرض کردم 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 3:13  توسط سیدمحمد مجابی  | 

تسامح وتساهل

همین الان رسیدم خانه !

وقتی برادر مهربانی داشته باشی که بخواهد هر طوری هست به راز دلت پی ببرد چاره ای نداری جز اینکه بری قزوین وبه سه متخصص قلب مراجعه کنی وسه متخصص رادیولوژی درباره سی تی آنژ یویت اظهار نظر کنند!

البته نظرشان برایم خوب بود هرسه وضع قلبم را خوب دانستند یکیشان برای احتیاط آنژیوگرافی را پیشنهاد کرد ولی دو تای دیگر گفتند:مشکلی نداری وکاهش وزنت خیلی خوب بوده به ورزش ادامه بده خلاصه بروصفا کن !

بنده هم با نظر آن دو تای دیگر کاملا موافقم!خوب وقتی میشود گره ای را با دست باز کرد مگرآدم.....

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 2:39  توسط سیدمحمد مجابی  | 

کی دنبال چیست؟

یادتان باشد بعد ا عرض کنم!
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 8:23  توسط سیدمحمد مجابی  | 

حمایت از پستانداران دریایی

در ادامه جلسه صبح موارد متعددی عرض کردم ولی در پایان چند پیشنهاد تقدیم داشتم:

- پایش دایمی خلیج فارس ودریای عمان،اشاره کردم که با حمایت بسیار جدی جناب آقای سید محمد خاتمی در جلسه شورای اقتصاداجازه فاینانس ۵۳ میلیون دلار از محل تبصره بودجه به سازمان محیط زیست داده شد که در دولت جناب آقای احمدی نژاد نیز این اجازه ها تمدید شده است.بنده چندین بار حضورا به سرکار خانم دکتر جوادی متذکر این موضوع شدم و امیدوارم که این موضوع را دنبال کنند وبا انجام آن ایران حرف اول پایش را در منطقه خواهد زد

- منطقه خلیج فارس ودریای عمان به عنوان منطقه حساس شناخته شود وبر اساس تعاریف محدودیتهایی در آن اعلام شود

- برای حمایت از پستانداران دریایی مقررات تهیه وتدوین وبه دستگاهها داده شود

- کمیته ای برای جلوگیری از مرگ ومیر پستانداران دریایی تشکیل شود تا اگر اتفاق مشابهی افتاد مانند شهریور ماه پس از ۴روز متوجه نشوند یا در مورد واقعه مهر ماه ۵ عصر که متوجه می شوند فردا یش برای کمک اقدام نکنند وذلفینها را روی زمین نکشند یا با پوزه بلند نکنندو جوامع محلی آموزش داده شوند

- منطقه بشدت نظامی است و زیر دریایی های امریکایی در گشتهای خود برای کور کردن ردیابها از سونار های قوی استفاده می کنند وافزون بر آن نیز سوخت اتمی در ناوگان امریکایی وجود دارد که بشدت برای منطقه تهدید محسوب می شود ،ازآنجاییکه صلح بزرگترین آرزوی طرفداران محیط زیست است  همه با هم باید برای صلح پایدار در منطقه تلاش کنیم خصوصا که دومین ناو عازم منطقه شده است

در پایان نیز مراتب تشکر عمیق خود را از خبرنگاران وتشکلهای زیست محیطی که جانانه از محیط زیست حمایت می کنند اعلام داشتم وپیشنهاد کردم که یک تشکل برای حمایت از پستانداران دریایی از فک خزر گرفته تا دلفین ونهنگ براه بیافتد

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 23:47  توسط سیدمحمد مجابی  | 

حقیقت مهم است

بنظر بنده خیلی مهم است که ما برای دستبابی به حقیقت تحقیق کنیم

اینکه اگر معلوم شود یک موضوعی توسط مرحوم پرفسور حسابی نقل نشده چیزی از ارزش ایشان نمی کاهد ،مطلب زیر با پیام خصوصی برایم آمده بود برای اینکه همه بدانند که اگر نقل قول می کنند باید مراقب صحت وامانت باشند عیناآوردم با این تفاوت که نام نگارنده محترم را محفوظ داشتم که اگر اجازه دهند نام ایشان را هم ذکر میکنم واز دقت وپیگیری ایشان به سهم خود سپاسگذارم.

آقای مجابی عزیز سلام.
همانطور که فرمودید مهم این است که از آن جمله تاریخی بیاموزیم.
اما به دو جهت برای من مهم بود بدانم این جمله معروف از آن کیست؟

یکی اینکه دانش آموخته جغرافیا هستم و بسیار علاقمند به این رشته.
و دیگر اینکه این جمله را بارها در وبلاگ های مختلف به نام مرحوم پروفسور حسابی میدیدم در حالی که از زبان اساتیدم شنیدم که این خاطره مربوط است به استاد پاپلی یزدی. (این جمله صدها بار در وبلاگ‌های فارسی نقل شده و اغلب به دکتر حسابی نسبت داده می شود http://tinyurl.com/ysbh5n )

خوشبختانه از طریق یکی از دوستانم نسخه ای از نشریه تحقیقات جغرافیایی به دستم رسید که دکتر پاپلی یزدی در آن به صورت خلاصه آن خاطره را نقل کرده است.
تصویری از صفحه مذکور را در ذیل میبینید.
http://i11.tinypic.com/6u4rc4z.jpg
امیدوارم پیگیری بنده را حمل بر جسارت و بی احترامی نکنید. دلیل پیگیری چنانکه عرض کردم علاقه است به جغرافیا و مکتب دکتر محمد حسین پاپلی یزدی که دارم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 23:23  توسط سیدمحمد مجابی  | 

دلفین ها

جلسه صبح بررسی عوامل مرگ ومیر دلفین ها و نگاهی به آینده با صحبت آقای دکتر مطلبی رییس موسسه تحقیقات شیلات آغاز شد وآقای دکتر مرتضوی رییس پژوهشکده اکولوژی خلیج فارس و دریای عمان و آقای دکتر نگارستان رییس بخش اکولوژی موسسه وآقای دکتر فاطمی و آقای دکتر شاهی فردوس وآقای دکتر هوشمند ادامه دادند در پایان جلسه صبح بنده هم صحبتی کردم:

در ابتدااهفته پژوهش را تبریک گفته ومراتب تشکر خود را از خبرنگاران دلسوز محیط زیست و تشکلهای مردمی طرفدار محیط زیست خاشعانه اعلام کردم 

 دیدگاهای کاملا جدی زیست محیطی و نگاه به توسعه پایدار و مدیریت ماهیگیری مسولانه را بیان کردم

واشاره کردم در طی این دوسال اجازه هیچگونه افزایش تلاش صیادی را ندادیم در خزر:

 با تمام مشکلات اقتصادی کیلکا گیران ممنوعیت صید کیلکا را از یک ماه به دو ماه افزایش دادیم

مدت زمان صید ماهی خاویاری را در سال جاری کاهش داده وممنوعیت صید دو گونه فیل ماهی و شیب را اعلام کردیم وصید با مونوفیلامنت را ابلغ واعلام نمودیم

میزان زمان صید ماهیان استخوانی را کاهش دادیم واز ساعت ۱۱شب به ساعت۹رساندیم  

در جنوب :

طی دو سال گذشته با صدور هرگونه موافقت اصولی گوشگیر مخلفت نمودیم

استفاده از ابزار کاهنده صید میگو را در کشتی ها در سال جاری اعمال نمودیم

و........سه دوره شورای شهر تهران تصویب نموده تاکسیمتر اجباری شود تا بحال نتوانستند انصاف خواهید داد که برای اعمال این موارد چه تلاشی شده وچه میزان جامعه صیادی همراهی کردند

در کل منطقه ایران تنها کشوری است که یگان حفاظت از منابع آبزی دارد

در کل منطقه ایران تنها کشوری است که گونه های مهم را تکثیر ورها سازی می کند

لازم به توضیح است سازمان شیلات ایران یک سازمان حاکمیتی وخود هیچ گونه فعالیت صید یا اقتصادی ندارد و اگر تخلفی از جامعه صیادی ببیند در کمسیون تخلفات خود با آن برخورد می کند که بسته به تخلف میتواند تا ابطال پروانه صیادی پیش برود

اگر در این مورد نیز گزارش قابل طرح بر علیه صیادی برسد کاملا برخورد خواهیم کرد در آخر صحبت به چند پیشنهاد برای آینده پرداختم

با اجازه چون جلسه شروع شده برگشتم می نویسم ضمنا برای این نگارش از زمان نهار استفاده کردم!

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 13:57  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بخندید

امروز در روزنامه اعتماد ملی تیتری دیدم:

                                             به احترام گل آقا یک دقیقه بخندید

خیلی خوشحالم که در کشور روحیه شادی وشاد بودن تبلیغ می شود

دور از مرحوم کیومرث صابری که احترام زیادی برایش قائلم،خوشبختانه چیزهای بسیار زیادی دور و برمان هست که به احترامشان نه تنها یک دقیقه بلکه ساعتها می شود از ته دل خندید!

باور ندارید ؟لطفا یک کمی دقت فرمایید

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 8:28  توسط سیدمحمد مجابی  | 

یخ زیبا

امروز تمام کوههای شمال تهران پوشیده از برف است و دماوند زیبا و سربلند زیباتر از همیشه خود نمایی میکند جای تمام آنهایی که در تهران نیستند خالی! البته از اینکه در ترافیک و شلوغی نیستند خوش بحالشان!

تصاویر بسیار زیبایی از یخ را ببینید

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 8:20  توسط سیدمحمد مجابی  | 

مرگ ومیر دلفین ها

موسسه تحقیقات شیلات فردا کارگاهی بنام: بررسی مرگ ومیر دلفین ها  و نگاه به آینده، را برگزار می کند انشالله مطالبی که در آنجا مطرح شد تقدیم خواهم کرد

آرزو می کنم هرگز شاهد چنین حوادث تلخی نباشیم

البته هفته پیش همزمان با مرگ بیش از دویست پنجاه دلفین در افریقا کارگاهی در آفریقای جنوبی برگزار شد که شنیدم یکی از سخنرانان فردا، در آنجا حضور داشته است

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 22:28  توسط سیدمحمد مجابی  | 

مطالب قدیمی‌تر