X
تبلیغات
روزنوشتهای سید محمد مجابی

روزنوشتهای سید محمد مجابی

رزمنده

 

                                                                     

یاد و خاطره دلاوریهای تمام آنان که جان برکف برای حفظ استقلال وتمامیت ارضی کشور جنگیدند وجان خود را در طبق اخلاص گذاشتند گرامی باد

اگرچه عده ای علاقه دارند همه چیز را به نام خود مصادره کنند! ولی این افتخار آفرینی ها متعلق به تمام زنان ومردان سلحشور این کشور است

14سال پیش سفری به روسیه داشتم مترجمی بنام علی اف همراه ما بود برای بازدید به محلی رفتیم که صف طویلی در آنجا بود بلحاظ کمبود وقت از بازدید منصرف شدیم علی اف متوجه موضوع شد کارتی ازجیب خود درآورد وبه کسانی که درصف بودند نشان میداد وآنها هم اکثرا با احترام به او راه میدادند تا توانست بلیط را بگیرد  متعجب از او پرسیدیم این چه کارتی بود که اینقدر ترا مورد احترام قرار داد  او جواب داد من رزمنده جنگ میهنی در جنگ جهانی دوم هستم واین کارت افتخاری نشانگر این موضوع است.

                                      توجه داشته باشید که آن موقع 50سال از جنگ جهانی گذشته بود  

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 13:39  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بخورید وبیاشامید ولی اسراف نکنید

                                       

نمی دانم شما هم در بعضی افطاریها دچار افسردگی میشوید که چرا اینقدر پر زرق وبرق واسراف گونه است؟

خوب است بعضی ها فلسفه روزه را از یاد نبرند

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 4:6  توسط سیدمحمد مجابی  | 

محض اطلاع

قابل توجه رقبای قدیمی پویان وآيدين و شهاب امشب ۵ كيلومتر را در كمتر از ۴۰ دقيقه دويدم.
+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 23:38  توسط سیدمحمد مجابی  | 

شایعه

نمی دانم کدام شیر پاک خورده ای مطرح کرده بود که بنده قصد دارم کاندیدای نمایندگی مجلس شوم واین موضوع توسط دوستان زیادی از من سوال شد.

خیر قربان بنده نه تصمیم به این کار دارم ونه هیچ علاقه ای به نماینده شدن

ولی در عوض خیلی دلم می خواهد ادامه تحصیل بدهم که متاسفانه شرایطش فراهم نمی شود

بار عشق ومفلسی سخت است می باید کشید

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 9:41  توسط سیدمحمد مجابی  | 

رضازاده

نمی دانم چرا ولی از این آقای رضازاده خوشم میآید  شاید به خاطر این که خودم هم وزنه بردار بودم !ولی نه !بعضی ها واقعا دوست داشتنی هستند

یک روز در لندن در نزدیکی راسل اسکور دیدم یک نقاش طرح بزرگی از او کشیده بود  از نقاشیش عکس گرفتم.

از اینکه در این دوره نتوانست وزنه بزند متاثرم .آرزو میکنم سالم وموفق باشد وهیچوقت در بازی های سیاسی خود را بدست سیاست بازان ندهد و پهلوان همه مردم ایران باقی بماند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 1:15  توسط سیدمحمد مجابی  | 

دل خونين

خوش به حال آنها که جز خدا هیچ کس را ندارند چون وقتی دلشان می شکند صدای شکستنش را فقط خدا می شنود وتنها اوست که از هر نهانی آگاه است

بادل خونیُُُُُُُُُُن لب خندان بیاور همچو جام      نی که چون زخمت رسد آیی چو چنگ اندر خروش

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 20:38  توسط سیدمحمد مجابی  | 

رتبه

                        

 

یکسال و خرده ای پیش مطلبی منتشر شد مبنی بر اینکه ایران در میان 146 کشور رتبه 132 در شاخص پایداری محیط زیست را داراست.

اگر چه وضعیت فعلی محیط زیست ایران تا رسیدن به وضعیت مطلوب راه زیادی در پیش دارد ولیکن این رتبه حق ایران نبود.

خوشبختانه چندی پیش در جلسه ای شرکت کردم که  این موضوع به بحث گذاشته شد، گفتم شاید برای دوستان جذاب باشد لذا خلاصه ای از آن را تقدیم میدارم:

                                             Environmental  Sustainable Index      

 یا شاخص پایداری زیست محیطی ،چند سال پیش توسط چند دانشگاه از جمله دانشگاه کلمبیا مورد بررسی و در سال 2005 در مجمع عمومی اقتصاد در داووس سوییس ارایه و مورد ارزیابی قرار گرفت.

این شاخص از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و پیش بینی میشود در آینده در سطح شاخص تولید ناخالص ملی کشورها مورد رتبه بندی قرار گیرد.

با استفاده از این شاخص عملکرد زیست محیطی دولتها و فعالیت آنها در زمینه بهبود وضعیت موجود بین کشورهای هم گروه و کل جهان مورد ارزیابی قرار میگیرد.

در این شاخص از 76 متغیر در مجموعه 21 ایندکس یا نماگر که حول 5 محور اصلی  طراحی شده است استفاده میشود و وضعیت هر یک از این متغیرها با دادن نمره و سپس جمع کردن آنها نشانگر نمره نهایی هر کشور میشود.

5 محور اصلی در ESIعبارتند از:

1- وضعیت موجود سیستمهای زیست محیطی شامل : کیفیت هوا، تنوع زیستی، زمین، کیفیت و کمیت آب و ...

2- کاهش تنشهاوفشارهای زیست محیطی شامل: آلودگی هوا، زیست بوم ها، کنترل رشد جمعیت، کاهش مصرف مخصوصا (انرژی ، آب)، مدیریت منابع طبیعی و ...

3- کاهش آسیب پذیری انسانی شامل: سلامت محیط زیست، رفع نیازهای اولیه بشر برای امرار معاش ، کاهش اثرات بلایای طبیعی و ...

4- ظرفیت سازمانی و اجتماعی شامل قوانین زیست محیطی ، کارایی زیست بوم، تعهد بخش خصوصی در رعایت مسایل زیست محیطی، علم و فن آوری و ...

5- مشارکتهای بین المللی در زمینه های منطقه ای و بین المللی برای بهبود وضعیت محیط زیست

 

از آنجائیکه اطلاعات لازم برای درج در متغیرها باید از کشورها گرفته شود در صورتیکه کشوری اطلاع ندهد آمارگران از روش داده های گمشده استفاده می کنند، به نظر من در رتبه بندی سال 2005 متاسفانه اطلاعات ایران بیشتر به این شکل تنظیم شده والا با توجه به فعالیتهای وسیع زیست محیطی کشور از جمله تدوین برنامه چهارم که بیش از 20% آن به محیط زیست بر میگردد و قانون مدیریت پسماندها و ... و همینطور افزایش مناطق حفاظت شده و سایر اقداماتی که دیگر دستگاهها انجام داده اند  از حذف سرب از بنزین گرفته تا اجباری شدن رعایت استاندارد زیست محیطی برای خودروها ونیز  بهبود وضعیت پتروشیمی های جدید، نگاه زیست محیطی در مدیریت بنادر و سواحل کشور و فعالیت بهره برداری مسئولانه در صید و صیادی ایران  همه وهمه میتوانست باعث شود تا ایران به رتبه بهتری دست پیدا کند.

رتبه اول در این رنکینگ به فنلاند داده شد و رتبه آخر از آن  کره شمالی است و کشورهای بسیار مشکل داری چون افغانستان و عراق و ترکمنستان بعداز ایران قرار گرفته اند.

فکر میکنم باید هر چه زودتر بررسی شود که ایا این رتبه ایران و امتیازش درست بوده است یا خیر؟  خوشبختانه شنیدیم یکی دانشگاههای داخلی با حمایت یکی مراکز روی این موضوع فعال شده است .

به نظر من تمامی دست اندر کاران لازم است بر این موضوع همت گذارند ونیز لازم است اطلاع رسانی دقیقی در این زمینه صورت پذیرد اهمیت این موضوع بسیار زیاد است

                                                  آرزو میکنم سازمان محیط زیست پرچم دار این کار باشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 14:11  توسط سیدمحمد مجابی  | 

لب جانان

چندی پیش  کتاب حافظ به روایت کیارستمی توسط یکی از دوستان عزیز به من هدیه شد امروز  خواستم تفالی بزنم وتقدیم به شما دارم این آمد:

قصد جان است طمع در لب جانان کردن

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 10:57  توسط سیدمحمد مجابی  | 

برهان قاطع

به نظر من قرون ۴تا ۷ هجری قمری در کشور ما از اهمیت ویژه ای برخوردار است وقایع مهمی مانند حمله مغولها در این دوره صورت گرفته ودر این دوره دانشمندان و ادیبان و سیاستمداران بنامی زندگی میکردند. امروز یاد داستانی  که در یکی از کتب مر بوط به حسن صباح خواندم، افتادم که تقدیم میدارم.

نقل است یکی از بزر گان در کلاس درس خود به اقوال فرق مختلف پرداخته و زمانی که به باطنیون میرسیده است دشنام داده و میگفته : قال الباطنیون لعنهم الله......

خبر این توهین به حسن صباح میرسد وی برآشفته شده و یکی از فداییان مطلق را ماموریت می دهد که برود و این قائله را ختم کند.

فدایی مطلق به مدرس استاد میرود و چون قبلا تمام این دروس را خوانده بوده بسیار می درخشد و مورد توجه و احترام استاد قرار میگیرد بطوریکه استاد او را به کتابخانه و اندرونی خود دعوت میکند.

یک بعدازظهر فدایی و استاد به تنهایی در کتابخانه در حال بحث بودند ناگهان فدایی حمله برده و استاد را نقش بر زمین می کند وخنجر خود بر سینه استاد می فشارد و پس از معرفی خود میگوید: اگر تنها یک بار دیگر به  باطنیون توهین کنی این خنجر تا دسته در سینه ات فرو میرود ولی اگر جبران کنی مورد لطف قرار می گیری.

فردا در کلاس درس، استاد پس از ذکر اقوال مختلف وقتی به باطنیون میرسد با احترام می گوید : قال الباطنیون ایدهم الله و وفق هم الله.......

طلاب تعجب زده می پرسند : استاد تا دیروز لعنهم الله بودند چطور امروز ایدهم الله شدند؟

استاد می گوید دیروز غروب قبل از نماز مغرب در کتابخانه مشغول مطالعه و مباحثه بودم که برهان قاطعی دیدم و پی به اسرار بردم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 12:44  توسط سیدمحمد مجابی  | 

انصاف نکو نیست!مگر...

چند وقت پیش مدیر کل محترم محیط زیست استان تهران که در زمان خانم ابتکار مدیر کل استان خراسان شمالی بود در مصاحبه با روز نامه کارگزاران اعلام کرد :

۸۰ ٪ انرژی ایشان و همکارانشان برای اصلاح مدیریت گذشته صرف شده و به عبارتی خانم دکتر ابتکار درمورد مناطق با تسامح برخورد میکردند

این موضوع مرا متعجب کرد چون قطعا مدیر کل محترم از حساسیت خانم ابتکار در دورانی که با ایشان کار میکردند مطلع بوده اند البته شاید فراموش کرده باشند. ولی یاد خاطره ای افتادم که اگر ننویسم در حق خانم ابتکار نامردی کردم!دور از جان بقیه!

وزارت صنایع ومعادن در داخل یکی از پناه گاههای حیات وحش به یکی از بنیاد هایی که فعالیت عام المنفعه داشت و کارهای خیری از جمله احداث بیمارستان میکرد مجوز معدنی را داده بود که در صورت بهره برداری از آن معدن کل پناه گاه با مشکل جدی مواجه میشد لذا رییس سازمان محیط زیست بشدت نسبت به بهره برداری موضع گرفت.

یک روز یکی از مقامات قضایی با ایشان تماس گرفت ودر خواست مساعدت برای حل مشکل را نمود که مورد پذیرش وی قرار نگرفت

چند روز بعدجناب آقای کروبی ریس محترم وقت مجلس با ایشان تماس گرفت ودر خواست حل مشکل را نمودکه باز مورد پذیرش وی قرار نگرفت وآقای کروبی به شوخی گفت خانم با رو حانی ها در نیافت!خانم ابتکار هم به شوخی جواب داد چون عروس روحانی هستم جای نگرانی ندارد.

پس از چند هفته جناب آقای خاتمی رییس جمهور وقت طی نامه ای دستور به حل مشکل معدن دادو رییس سازمان در پاسخ طی نامه ای با ارایه ادله مخالفت خود را با دستور ایشان اعلام وتصریح کرد اگرچه رییس جمهور طبق ماده ۷ قانون حفظ و بهسازی اختیار دارد دستور اقدام بدهد ولی سازمان به هیچ عنوان با چنین اقدامی موافق نیست وآن را به صلاح محیط زیست ورییس جمهور نمی داند.و رییس جمهور قبلی(آقای هاشمی رفسنجانی) هم تنها یک بار از این اختیار استفاده کرده است که خوشبختانه آقای خاتمی با شجاعت از دستور خود صرف نظر کرد

جمله ای از زمانی که خط تمرین میکردم در یادم مانده که:

وجدان یگانه محکمه ایست که احتیاج به قاضی ندارد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 14:31  توسط سیدمحمد مجابی  | 

توکل

امشب تلفنی با یکی از دوستان صحبت می کردم پرسید اوضاع واحوالت چطوره ؟ گفتم ای  بد نیستم.

گفت : خب مثل اینکه چاره ای نداری جز اینکه توکل کنی!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 1:44  توسط سیدمحمد مجابی  | 

دعای نیکان

دعای جالبی در وب یکی از دوستان خواندم نوشته بود:

آمدن ماه مبارک رمضان برآنهایی که از آمدنش شاد میشوند مبارک باد وآنهایی که شادی دیگران را خراب میکنند کوفتشان باد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 10:59  توسط سیدمحمد مجابی  | 

دایی دمت گرم

روزی که دایی آخرین بازیش را برد به همکاران شیرینی دادم ودیشب هم برای بردش در مقابل استقلال کیف کردم متا سفانه خیلی از قهرمانانی که برای مملکت زحمتهای زیادی کشیدند با برخوردهای بسیار سبک کنار گذاشته میشوند ولی دم علی آقا گرم که روی خیلی ها را کم کرد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 10:40  توسط سیدمحمد مجابی  | 

باز گشت شیر به وطن

 

                                              

خوشبختانه روزنامه همشهری مطالب خوبی راجع به محیط زیست می نویسد روز بیستم شهریور در روی جلد این تیتر را زده بود:

  هویت با شکوه ترین زیستمند آسیا تغییر میکند و شناسنامه هندی برای شیرایرانی صادر میکنند

            در مطلب نگارش شده نکاتی به چشم می خورد که به نظر من نیاز به اصلاح دارد.

                      درمقاله اشاره کرده بودند:"شیر های ایرانی منتقل شده به هند"

در گذشته رسم بوده که شیر را به بزرگان هدیه میدادند و در زمان نادر شاه نیز ممکن است چنین اتفاقی افتاده باشد وچند قلاده شیر ایرانی از کشور به هندمنتقل شده باشد ولی زیستگاه شیر آسیایی را از بین النهرین تا هندوستان برآورد کرده اندو این زیر گونه که یکی از دو زیر گونه شیر دنیاست در عراق وعربستان وایران تا هند وجود داشته است لذا شیر های موجود در هند تنها شیر های منتقل شده از ایران نیستند ولیکن اسم علمی این گربه سان شیر ایرانی است.

متاسفانه نسل شیر ایرانی در کشور ما  بیش از ۵۰سال است منقرض شده این شیر با شکوه در اطراف دزفول  ودشتهای خوزستان ودشت ارژن فارس زیست می کرده وحتی یکی از دوستان به نام آقای دکتر معزی صدای غرش این شیر را در اطراف دزفول بیاد دارد.

سازمان حفاظت محیط زیست ایران همواره بدنبال آوردن چند قلاده از این شیر به ایران بوده است ولی از آنجاییکه هندی ها در ازای آن چند قلاده یوز پلنگ آسیایی طلب میکردند هیچ وقت چنین اتفاقی صورت نپذیرفت.

سید مانی میر صادقی که یکی از مستند سازان بنام طبیعت ایران است روزی به من مراجعه کرد وگفت:

رییس سابق باغ وحش دوبلین از دوستان اوست وبا توجه به اینکه افزون بر پارک ملی گیر واقع در گجورات

               هند  شیر ایرانی در باغ وحش انگلیس نیز نگهداری می شود از او خواسته تا برای

                                     باز گشت شیر ایرانی

                                                       به وطن کمک کند

 و او نیز با پیگیریهایی که کرده گفته است به شرطیکه شرایط استنداردی را برای نگهداری شیر ایرانی

    فراهم کنید میتواند موافقت باغ وحش انگلستان را برای اهدای ۳قلاده شیر ایرانی به ایران بگیرد.

از شنیدن این موضوع بسیار خوشحال شدم وموافقت خانم دکتر ابتکار را که مشروط بر موافقت دفتر حیات وحش و سایتس بود گرفتم و آقای دکتر دبیری نماینده ایرا ن در سایتس هم استقبال جدی کردندو در پارک پردیسان هم فضای مناسبی برای استقرار آن با تلاش آقای مهندس مهاجر تهرانی ایجاد شد که در بازدید نماینده باغ وحش انگلیس مورد تایید قرار گرفت .حال فقط مانده بود اقدام احرایی برای آوردن شیرها صورت بگیرد.

دراین موقع بود که دولت تغییر کرد  بنده چند باری  خدمت رییس جدید سازمان حفاظت محیط زیست رسیدم نکاتی را که فکر می کردم ممکن است به درد سازمان بخورد خدمتشان گفتم از جمله همین داستان را . نمیدانم پس گذشت دو سال چقدر امکان انجام آن باقی است؟

              ولی آرزو میکنم مدیریت کنونی سازمان محیط زیست این مو ضوع را جدی بگیرند

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 14:58  توسط سیدمحمد مجابی  | 

توسعه به چه قیمت

 

                        

 

دیروز در روزنامه همشهری در کنار خبر احداث جاده از وسط "جنگل ابر" یادداشت آقای دکتر کرمی که انتقاد طنز گونه ای در آن بکار رفته بود را خواندم ایشان در این یادداشت کل سوابق شورای عالی محیط زیست را بی اثر دانسته بودند. علاقه مند شدم این مطلب را برای دوست داران محیط زیست بنویسم ودر آینده اگر عمری بود خاطراتی را نقل کنم.

قرن بیستم با تمام  فراز ونشیبی که داشت بزرگترین دستاورد آن مدرنیسم و دستیابی به تکنولوژی برای بشریت بود.

همین مو ضوع باعث شد که صاحبان امکانات و سرمایه با داشتن تکنولوژیهای برتر به برداشت هر چه بیشتر از منابع طبیعت بپردازندودر نتیجه آن را مورد تخریب بیشتر قرار دهند افزون بر آن هر فعالیت صنعتی تولید آلودگی هم میکند که وقوع بحرانهای ناشی از آلودگی که منجر به مرگ ومیر انسانها شد کم نیست در کناراین عوارض وقوع جنگ های کو چک وبزرگ منطقه ای وبین المللی وضع محیط زیست را بحرانی تر کرد.

ظهر الفساد فی البر والبحر

همه این ها باعث شد که جامعه جهانی توجه خود را به حفظ محیط زیست جلب کند. جلسات و اجلاس متعددی در جامعه جهانی  برای حفظ محیط زیست صورت پذیرفت.در ایران برای این امر شروع خوبی را داشتیم بطوریکه در  ۲۸/۳/۵۳قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست  به تصویب رسید که در نوع خود قانون بسیار ارزشمندی بود بعد از انقلاب اسلامی با همت مرحوم دکتر تقی ابتکار پیشنویس اصل پنجاهم قانون اساسی تهیه شد و به تصویب رسید با تصویب این اصل مترقی، ایران جزو انگشت شمار کشورهایی قرار گرفت که در قانون اساسی خود به حفظ محیط زیست پرداخته است اگرچه پس از آن سازمان حفاظت محیط زیست با فراز و فرودهای فراوانی مواجه شد وحتی یک بار تا سر حد انحلال پیش رفت که با تلاش وافر مرحوم ابتکار در زمانی که معاون نخست وزیر ورییس سازمان بود جلوی این کار گرفته شد ولی به هر صورت این سازمان کار خود را پی گرفت در سال ۱۳۷۱مجلس قانون حفاظت و بهسازی را اصلاح کرد.

در ماده ۱ این قانون آمده است:سازمان حفاظت محیط زیست وابسته به ریاست جمهوری است وزیر نظر شورایعالی حفاظت محیط زیست انجام وظیفه می نماید ومسولیتهای مهمی در ماده ۳ بر عهده این شورا گذاشته است که مهمترین آن تعیین  مناطق چهار گانه است.در همین مورد اقدامات موثری در شورایعالی صورت پذیرفت ومیزان مناطق چهارگانه ایران را که جزو مناطق حساس زیست کره است افزایش داد وبه نرم جهانی نزدیک کرد.در جلسات همین شورا بود که با موضع گیریهای سنگین خانم دکتر ابتکار که حتی ایشان در خواست اخطار قانون اساسی کردند بحث جنگلهای شمال  وجلو گیری از تخریب آن مطر ح ومنجر به تصویب طرح صیانت از جنگل گردید به نظر من این شورا در حد وظایف خود مصوبات قابل طرح ودفاع فراوانی دارد که امیدوارم با انحلال این شورا  که در ماه گذشته صورت پذیرفت خدشه ای به مسولیتهایش وارد نشود.

به نظر من دولتمردان باید به این نکته توجه کنند که:

توسعه حق جامعه است ولی توسعه ای که مبتنی بر پایداری باشد چه بسا ما برای توسعه اقداماتی میکنیم که برای رفع اثرات سوءاشدر صورتی که امکان پذیر باشد باید هزینه هایی به مراتب بیشتر انجام دهیم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 12:0  توسط سیدمحمد مجابی  | 

تنبیه

 

یکی از شاهزادگان چینی فعل خطایی انجام می دهد بزرگان جمع می شوند تا مجازات سنگینی برای او در نظر بگیرند .هر یک عذابی را پیشنهاد می کنند تا این که سخت ترین عقوبت انتخاب میشود.

او محکوم میشود هر روز یک گوی سنگین سنگی را بر روی دوش بگذارد وتا بالای تپه ای ببرد وپس از اینکه با کلی مشقت به آنجا رسید وگوی را بر زمین گذاشت یک نفر گوی را هل میدهد تا ظرف مدت کو تاهی به سر جایش بر گردد .خدا هیچ کس را در چنین مو قعیتی قرار ندهد

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 19:2  توسط سیدمحمد مجابی  | 

نیت

چندی قبل یادی از استادم مرحوم سید جلیل زرآبادی کردم در نزدیکی ایام ماه مبارک رمضان یاد خاطره ای از ایشان افتادم:

یک بار بعد از نماز شنیدم که آهسته وزیر لب گفت: خدایا این را از گناهان ما ننویس!

عبادت گفتگوی بین عابد و معبود است وفاصله بین صواب وگناه خط باریک ریاست

اعمال با نیت سنجیده می شود

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 20:12  توسط سیدمحمد مجابی  | 

چرا؟

چند روز پیش خبری را خواندم مبنی بر اینکه :

برای اولین بار در جهان...... بااین اقدام مبتکرانه..... مشکل ......حل شد!

وقتی موضوع را پیگیری کردم فهمیدم یک کار تحقیقی است که هنوز  مراحل اولیه خود را طی میکند ومسایل متعددی در حاشیه آن باید مورد مطالعه قرار گیرد.از آنجاییکه برای محقق و تحقیقات ارزش بسیاری قایلم متاثر شدم از اینکه چرا با بیان نا بهنگام این خبر یک کار تحقیقی را خدشه دار می کنند.

راستی چرا اینقدر ما به ترین فکر میکنیم آیا کارهایی که ترین نباشد ارزش ندارد؟

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 19:57  توسط سیدمحمد مجابی  | 

مشاور

 

پس از مطلبی که روز گذشته در باره دل درد نوشتم یکی از عزیزان فرمودند بعضی ها به درد مشاور بودن می خورند این مو ضوع مرا یاد خاطره ای از یکی از عزیزترین دوستانم که متاسفانه ایشان را از دست داده ام انداخت . روزی خدمت استادم مرحوم سید جلیل زرآبادی رسیدم مانند شاگردی که می خواهد موفقیت خود را به استادش اعلام کند عرض کردم :من مشاور در امور ....شده ام.ایشان لبخندی زد و فرمود :

جانا یک روز حضرت سیدالشهدا در مسیر عمرو عاص را می بیند و از او سوال میکند کجا  می روی؟عرض می کند  می روم فلان خانم را که دختر فلانی است و شوهرش را از دست داده برای یز ید خواستگاری کنم.حضرت می فرمایداز طرف من هم خواستگاری کن. عمروعاص به نزد خانم میرسد ومیگوید خانم من آمده ام از طرف سه نفر از شما خواستگاری کنم  اول از طرف یزید بن معاویه دوم حسین بن علی سوم خودم.

خانم مکثی میکند و رو به عمروعاص میپرسد : از تو به عنوان مشاور نظر می خواهم که کدام یک بهتر است؟

عمرو عاص لبخند تلخی میزند و میگو ید :من در مقام مشورت خیانت نمی کنم.اگر دنیا را می خواهی با یزید بن معاویه ازدواج کن اگر آخرت را میخواهی به نکاح حسین بن علی درآ و اگر هیچ کدام را نمی خواهی بنده در خدمتم.

البته خانم آخرت را انتخاب میکند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 8:13  توسط سیدمحمد مجابی  | 

خمیر دندان

 

امروز در جلسه ای شرکت کردم که باعث شد شدیدا دلم بگیرد آنهم نه بخاطر نتیجه جلسه بلکه به خاطر اینکه بعضی ها چقدر ازجایگاه کارشناسی خود عدول میکنند به نظر من یک کارشناس وظیفه دارد نظر کارشناسی خود را با صراحت بیان کند تا اثر مناسب را بر روی تصمیم گیری ها بگذارد البته بماند!

خواستم این دوستان را نصیحت کنم یاد خاطره ای که یکی از عزیزان تعریف میکرد افتادم واز خیر نصیحت گذشتم

او به نقل از دکتر هشترودی که استادش بود می گفت :

بعضی از آدمها به خمیر دندان می مانند تا دست بهشان میزنی نصیحت ازشان تراوش میکند

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 18:47  توسط سیدمحمد مجابی  | 

جانا چه گو یم شرح فراقت

چقدر سخت است دردی داشته باشی و مجال آهی نباشدچقدر سخت است ستم بینی واجازه شکوه نباشد

ای امام همام ای مهدی موعود ای آنکه هر کسی در هر آیینی ترا میجو ید

مهدی وهادی وی است ای راه جو

بیا که در فراقت می سوزیم ومی سازیم وبا اشک برای تو غبار چهره می زداییم وهر لحظه در غیاب تو که غیبت عدل است آه از جان خود بر می آوریم 

جاناچه گوُُُُیـــــــــم شرح فراقت      چشمی وصد نم جانی و صد آه

آری ماانسانیم ونیازمند کرامت انسانی وهیچ چیز برای انسان ارزشمند تر از انسان بودنش نیست بیا که این انسانهایی که روح خدا در جانشان است تشنه جرعه عدالتند وکرامت

+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 12:39  توسط سیدمحمد مجابی  | 

وجدان درد

امروز یکی از همکلا سان دوره فوق لیسانس که دکتری قبول شده لطف کرده و ما را به نهار دعوت کرده بود .جای شما خالی دیدم دیگر وقت رژیم گرفتن نیست و دلی از عزا درآوردم.شب از اضافه وزنی که پیدا کردم دچار وجدان درد شدم وبه ناچار ۷ کیلومتر دویدم خوشبختانه جبران شد.امیدوارم برای قبولی ترم اولش به وزن مناسب رسیده باشم تا بتوانم راحتتر بخورم.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 0:22  توسط سیدمحمد مجابی  | 

دمتان گرم

 

                      

تیم والیبال نوجوانان ایران قهرمان جهان شد

 خیلی خوشحال شدم هم برای این پیروزی هم برای اینکه بالاخره برای اولین بار در یک ورزش تیمی در جهان اول شدیم .امیدوارم آنهاییکه فکر میکنند فقط خودشان درست میگویند وحاضر به انجام کار گروهی نیستند برای سربلندی ایران از این جوانان بیاموزند

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 0:12  توسط سیدمحمد مجابی  | 

رابین ویلیامز و معصومه ابتکار

امروز در وبلاگ خانم ابتکار مطلبی دیدم که نوشته بودند بیدار شوید وخود را به خواب نزنید.

<توصیه میکنم حتما این مطلب را بخوانید>

و امشب فیلمی زیبا بنام بیدارگری را دیدم که رابین ویلیامز در نقش پزشک و رابرت دنیرو در نقش بیمار با بازیگری فوق العاده شان آنرا جذاب تر کرده بودند.

موضوع فیلم تلاش فراوان پزشکی بود که  سعی در  بهبود بیمارانی داشت که دچار آماس مغزی بودند خیلی ها با او مخالفت میکردند و جلوی کارش را می گرفتند اما با مقاومت و پشتکار فراوان بالاخره موفق شد  بیمارانی که چند دهه از عمرشان را در خواب بودند، بیدار کند.

بیدار شدگان دچار مشکلات فراوانی شدند.

یکی از آنها که از ۱۱سالگی به  بیماری مبتلا  و در ۴۵سالگی بیدار شده بود دچار بحرانی شد که بیدارگرش هم از آن بی نصیب نماند .

 آری بیدارشدن وبیدارگری هزینه دارد! 

تو اهل دانش و فضلی همین گناهت بس

                                                                                           (حافظ)

بیدار شدن لذت بخش است ولی این وجدان بیدار است که چه بخواهیم وچه نخواهیم بیدار میماند و تا قیام قیامت لحظاتی راکه به ناحق چشممان را بستیم به رخمان خواهد کشید.

 امیدوارم برای آسایش وجدان خود نصیحت ایشان را گوش کنم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 1:13  توسط سیدمحمد مجابی  | 

یوزپلنگ آسیایی ماریتا دختر خجالتی

 

امروز در روزنامه همشهری خواندم که تعدادی از دوستداران محیط زیست روز ۹ شهریور را روز حفاظت از یوزپلنگ ایرانی اعلام کرده اند.از این اقدام ابتکاری خوشحال شدم ولی تعجب کردم چرا در حالیکه نمونه این گونه در حال انقراض در موزه تنوع زیستی واقع در پارک پردیسان نگه داشته می شود چرا این برنامه در دار آباد برگزار میشود؟

نمیدانم چقدر با این موجود زیبا وبا وقار آشنا هستید؟من توفیق رفاقت با یکیشان را داشتم شوخی نمیکنم ماریتا دختر مهربانی بود که در خشکسالی سال ۷۳ بهمراه دو خواهر و برادر ومادرشان برای خوردن آب به نزدیکی روستایی می روند ومتاسفانه در آنجا مورد هجوم افراد نا آگاه و بی رحم قرار میگیرند که دو عضو خانواده کشته میشوند و مادر زخمی میگریزد و ماریتا شانس زنده ماندن را به مدد محیط بانان پیدا میکند ماریتا نزدیک به۱۰سال در پارک پردیسان بود ومن روزهای فراوانی تک تنها  به نظاره او مینشستم مدت زیادی گذشت تا این دختر محجوب مرا پذیرفت وحاضر شد در نزدیکی من بایستد ویا بر روی زمین بنشیند .حیف که فردای مرگ او مصادف شد با فاجعه زلزله بم وغم دوم چنان عظیم بود که نتوانستم حق رفاقت را بجا آورم.

امروز خواهر وبرادر او بصورت تاکسیدرمی در موزه تنوع زیستی نگهداری میشوند.

یوزپلنگ از نظر شکل تفاوتهای زیادی با پلنگ دارد:

یوز پلنگ دارای اندامی کشیده ودستانی بلندو کمری باریک وپوستی باخالهای تو پر میباشد.گفته میشود سریعترین دونده جهان است که سرعتش به  ۱۲۰ کیلومتر در ساعت میرسد.به انسان حمله نمیکند ودر مدتها پیش همراه او در شکار بوده است.از دو گوشه چشم او دو خط باریک مشکی مانند دو اشک کشیده شده است.این پستاندار بسیار خجالتی است وبه همین صفت شهرت دارد.

عادات غذایی جالب ومنش خاصی دارد که بسیار شنیدنیست.از بزرگترین نعمات این است که هنوز این گونه در طبیعت ایران یافت میشود ولی با جمعیتی بسیار کم ودر خطر جدی انقراض. ضمن ارج گذاردن به این اقدام ابتکاری طرفداران محیط زیست آرزو میکنم نام این گونه ارزشمند در کنار شیر ایرانی وببر مازندران قرار نگیرد.

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 15:58  توسط سیدمحمد مجابی  | 

اندیشه آزاد

 متاسفانه خیلی از انسانها اجازه بیان نظربه مخالفان نظر خود را نمیدهند حتی اگر تا حد زیادی با هم همنظر باشند.کاری هم به روشن فکر وغیر روشنفکرندارد.

خیلی ها دوست دارند همه چیز را خودشان  تجربه کنند واز تجارب دیگران استفاده نمیکنند.

مگر تفاوت انسان با حیوانات ناطق بودن وداشتن قدرت تفکر نیست/یکی از بهترین تعاریف فکر این است که :  الفکر حرکت من المبادی ومن مبادی الاالمرادی

ومگر برای رسیدن به یک مقصد تنها یک راه وجود دارد. دکارت میگوید فکر کن ممکن است نظر تو درست نباشد.

اگر انسان این فرصت را به خود بدهد که نظر دیگران را بررسی کند دیگر در نقطه صفر نخواهد بود. اساس توسعه هم همین است. در این صورت انسان دچار تعصب هم نمی شود.

سخت گیری و تعصب خامی است        تا جنینی کار خون آشامی است

چقدر خوب است همه انسانها شنیدن و خواندن نظر سایر انسانها را تجربه کنند و بدانند دیگران هم انسانهایی هستند مانند او دارای قدرت تفکر.

فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 1:5  توسط سیدمحمد مجابی  | 

لاغری

 

چند هفته پیش به اصرار دوستان تلاش برای لاغری را آغاز کردم ظرف ۴۰ روز ۱۰ کیلو کم کر دم خیلی هم سخت نیست اگه خواستید بعنوان مشاور در خدمتم

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 1:47  توسط سیدمحمد مجابی  | 

پزشک

 خیلی دلم  می خواست پزشک بشم ولی نشد.

پدر زنم پزشک است احترام بسیاری برایش قایلم در تمام عمرش به تنها چیزی که اهمیت نداده پول وثروت واین قبیل چیزهاست. در زمانی که کمبود پزشک در کشور بشدت احساس میشد در بندر طاهری از توابع عسلویه کار خود را آغاز کرد.بعضی اوقات که همسرم خاطرات آن زمان را که او هم از مادرش شنیده برایم تعریف میکند  هم تعجب میکنم هم به وجود این پزشک با وجدان واز خود گذشته افتخار میکنم. عسلویه آن موقع با آنچه امروز است بسیار متفاوت بوده بطو ریکه آب را صاف می کردند می جوشاندند وسرد میکردند تا بتوانند آنرا بنوشند. گفتنش آسا ن است ولی اینکه پزشکی در سال ۱۳۴۸بیاید در محرومترین مناطق با عشق وایثار کار کند وچشم را بر روی خیلی چیز ها ببندد وتا آخر دوران خدمتش بعنوان یک پزشک متخصص فقط در بیمارستان کار کند قابل تامل است.

حیف امروز که او در بستر بیماری است کسی نیست که به او  بگوید پدر جان خسته نباشی روزت مبارک

کم نیستند پزشکانی که در اقصا نقاط دنیا به سوگند خود وفادارند وبرای بیمار ان از جان ودل تلاش میکنند

روز پزشک مبارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 1:21  توسط سیدمحمد مجابی  |