X
تبلیغات
روزنوشتهای سید محمد مجابی

روزنوشتهای سید محمد مجابی

سفر به ژاپن در مسیر دیپلماسی محیط زیست


امروز بعد از ماراتن جلسه در سه روز گذشته از ژاپن به دبی وارد شدیم تا بعد از دو ساعت به تهران وارد شویم.

سفر به ژاپن نمونه بارزی از دیپلماسی محیط زیست بود در این سفر دکتر معصومه ابتکار ریاست سازمان محیط زیست با مقامات عالیرتبه ژاپن نخست وزیر ، رییس مجلس ، قائم مقام وزیر خارجه ، وزیر محیط زیست ، رییس جایکا ، هیات رییسه انجمن دوستی ملاقات داشت .

همچنین در جایکا و دانشگاه سازمان ملل ، بنیاد صلح ساساکاوا سخنرانی نمود .

در ملاقات با نخست وزیر ژاپن دکتر ابتکار پیام رییس جمهور را تقدیم نمود و آنچه که بسیار اهمیت داشت درخواست کمک نخست وزیر ژاپن از دکتر ابتکار بود که پس از رسیدن به تهران خواهم نوشت

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم فروردین 1393ساعت 6:19  توسط سیدمحمد مجابی  | 

سال نو مبارک


سال نو بر همه مبارک شاید از ابتدای سال با نداشتن اینترنت درست و حسابی در سفر و از طرفی مشغله کار نتوانستم تبریک سال نو را بگویم سال نو بر همه مبارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393ساعت 15:50  توسط سیدمحمد مجابی  | 

ادغام سازمان محیط زیست

شاید هیچ وقت تصمیم به نگاشتن مذاکره خود با یکی از طرفداران در خصوص ادغام سازمان محیط زیست در سازمان جنگلها و منابع طبیعی نمی گرفتم ولی امروز صبح قبل از رفتن به سرکار تصمیم گرفتم بنویسم اما دیدم شاید ننویسم بهتر باشد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392ساعت 6:56  توسط سیدمحمد مجابی  | 

ادغام

سالهای سال است که در کشور عزیز ایران اصلاح ساختار دستگاههای دولتی صورت می پذیرد در طی سه دهه گذشته وزارتخانه های متعددی متولد و منحل گردید یکی از نمونه های آن تفکیک وزارت صنایع و معادن به دو وزارت صنایع - معادن و فلزات بود که مجددا وزارت صنایع به دو وزارت صنایع و صنایع سنگین تبدیل و در اصل سه وزارت تشکیل شد مجددا دو وزارت صنعتی با هم ادغام و وزارت صنایع شکل گرفت سپس مجددا وزارت صنایع با وزارت معادن و فلزات ادغام شد و وزارت صنعت و معدن شکل گرفت یعنی پس از نزدیک دو دهه نه سلطانی آمد و نه سلطانی رفت !

مجددا وزارت بازرگانی نیز در این وزارت خانه ادغام شد و وزارت صنعت و معدن و تجارت شکل گرفت و این داستان احتمالا ادامه خواهد یافت.

نکته مهم این است در هریک از این ادغامها و تشکیل ساختارها که تا پایین ترین سطوح نیز هزینه گذاشته چه میزان وقت و سرمایه هزینه شده و چقدر این دستگاهها در حل مشکلات بخش خود موفق عمل کرده اند.

بد نیست در این مدت سری به کشورهای مشابه در سه دهه گذشته مثل مالزی کره جنوبی ویا ترکیه بزنیم و میزان موفقیت آنها را با تغییر ساختار وزارت متولی بررسی کنیم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392ساعت 6:49  توسط سیدمحمد مجابی  | 

ادغام


سالها پیش در جلسه شورای مدیران وزارت جهاد سازندگی حضور داشتم بحث ادغام دستگاههای موازی مطرح شد یکی از مدیران قدیمی جهاد بنام مهندس آعبدالله که مدیرعامل شرکت سهامی گوشت کشور بود آمادگی خود را برای ادغام شرکتش با شرکت آب اعلام داشت و گفت با این ادغام شرکت آبگوشت تشکیل خواهد شد!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392ساعت 6:36  توسط سیدمحمد مجابی  | 

مسیر سبز شاحل پاک

یکی از مناظر نامناسب جادههای زیبایی است که با زباله بد منظر شده است امسال را با گردشگری مسولانه آغاز کنیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392ساعت 4:40  توسط سیدمحمد مجابی  | 

به بهانه روز جهانی حیات وحش

من یکی از مخالفان شکار هستم و در طول عمر خود هرگز نه شکار کرده ام و نه در این مسیر با کسی همراهی نموده ام در شرایط حاضر نیز هرگونه فشار بر حیات وحش را تهدیدی جدی برای بقای نسل گونه های ارزشمند جانوری ایران می دانم.

سالها قبل یکی از دوستان با اصرار تفنگ ساچمه ای قلمکار و نفیسی را به من هدیه نمود که از پذیرفتن آن سر باز زدم ولی نهایتا برای اینکه با این تفنگ شکاری صورت نگیرد آنرا نگه داشتم.

امروز به بهانه روزجهانی حیات وحش این تفنگ را با شرط اینکه از آن برای شکار استفاده نشود به موزه تاریخ طبیعی هدیه می کنم تا با این اقدام حمایت خود را از حفاظت حیات وحش اعلام دارم.


+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1392ساعت 22:4  توسط سیدمحمد مجابی  | 

یازدهمین اجلاس ارزیابی

روز گذشته به دعوت دکتر مخدوم و دکتر لیاقتی برای تجلیل  موثران محیط زیست در یازدهمین اجلاس ارزیابی انجمن ارزیابی شرکت کردم  در مراسم از صاحبان آثار برتر تجلیل شد و در انتها از مهندس جزیره ای  دکتر محقق داماد دکتر شامخی تجلیل شد .

آنچه در صحبت جناب جزیره ای که هم در قبل از انقلاب و هم بعد از انقلاب ریس سازمان جنگلها و مراتع کشور بود و برایم جذابیت داشت آرزویی بود که برای باز کردن گره ای از گرههای کشور بیان داشت.

دکتر محقق داماد هم بر اخلاق محیط زیست تاکید کرد و دکتر شامخی علیرغم تمام مشکلاتی که داشت خدمت برای محیط زیست را ارزشمند دانست. در پایان مراسم نیز از یک محیط بان و یک جنگلبان فداکار قدر دانی بعمل آمد

+ نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1392ساعت 14:28  توسط سیدمحمد مجابی  | 

آسمان زرد کم عمق

دیشب بهمراه خانواده به پردیس سینمایی رفتیم در میان انبوه فیلمها آسمان زرد کم عمق را انتخاب و به تماشا نشستیم

فیلم داستان زوج جوانی است که در مدتی کوتاه لحظات زندگی گذشتشان را مرور می‌کنند و این مرور خاطرات، زندگی حالشان را تحت تاثیر قرار می دهد

کارگردان:
تهیه‌کننده:
آنچه باعث انتخاب این فیلم شد نگاه روشنفکرانه ای بود که به کارگردان توکلی و علاقه به بازیگری  ترانه علیدوستی داشتیم.
داستان جذاب نبود و در نیمه های فیلم ۶ نفر از ۳۰ تماشاگر سالن را ترک کردند.
فیلمنامه قدرت بالایی نداشت و داستان با نریشن جلو میرفت  تا با نمایش  . ابهامهی فیلمنامه بی دلیل بود و تلاشی در بیننده برای برطرف کردن آن ایجاد نمی کرد .
بهرصورت ۹۰ دقیه جالبی بود که نمی توان داستانش را تقل کرد

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1392ساعت 14:21  توسط سیدمحمد مجابی  | 

سرما


امروز بر اساس تماس رییسم در جریان بحران سرما در بیجار کردستان قرار گرفتم و در تماس تلفنی با مهندس قادری مدیرکل استان از خطر یخ زدگی و تلف شدن حیات وحش در دمای بیست درجه زیر صفر آگاه شدم امیدوارم این بحران در آنجا و سایر مناطق کنترل شود

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1392ساعت 23:39  توسط سیدمحمد مجابی  | 

آرامش در معنای خوشبختی است


THE BUCKET LISTنام فیلمی بود که امشب بهمراه یکی از اقوام نزدیکم که دچار سرطان است و درحال شیمی درمانی است نگاه کردم.

داستان مربوط به دو مرد سرطانی است که بعد از عمل جراحی با هم در اطاق بیمارستان آشنا می شوند یکی معتقد و از طبقه متوسط و دیگری بدون اعتقاد و ثروتمند . هردو سرطان بدخیمی دارند که متاستاز داده و عمر طولانی برایشان متصور نیست.

با هم رفاقت می کنند و لیستی از آرزوهایشان را می نویسند تا قبل از مرگ انجام دهند بدور دنیا می روند و بر روی هر کدام از آرزوهایی که انجام می دهند خط می کشند . تا به اختلاف نظر بر روی معنی خوشبختی رسیدند هر کدام دیدگاه خود را در مورد خوشبختی داشتند ولی نهایتا هریک از دیگری معنی کاملتر این واژه را فرا گرفت و هر دو با آرامش به ادامه زندگی پرداختند .

شاید طول زندگی زیاد تفاوتی نداشته باشد مهم آنست که چقدر رضایت وجود دارد.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1392ساعت 23:29  توسط سیدمحمد مجابی  | 

پیدا کردن راه جدید در ایجاد تغییر است

بسیاری از ما زمان کم یازیادی می برد تا به نقطه ای برسیم که احساس عدم  رضایت از فعالیتهای خود بکنیم و بعد از آن احساس غیر مفید بودن وقتی به این احساس برسیم موقعیت بحرانی می شود و موتور محرک وجودی در جا کار می کند و اگر تغییر جهت اتفاق نیافتد شاید موتور رو به خاموشی رود فرق نمی کند چکاره باشی خانم خانه دار ،معلم،کارمند ،مدیر شرکت ،مدیر عالیرتبه دولتی .....به جایی می رسی که دیگر زندگی خاکستری است .

فکر می کنی کارهایت بی نتیجه بوده بی ثمر بوده و عمرت هدر شده برای آنهاکه تلاش کردی قدرت را نمی دانند این حس زیاد دور نیست و به راحتی می توانم در افراد مختلف با شدت و ضعف گوناگون دید سعدی می گوید :                    ای که پنجاه رفت و در خوابی      مگر این چنــــــــــــــــد روزه دریابی

این موضوع در فیلم در درباره اشمیت ABOUT SCHMIDT  اساسی ترین مطلب است.قهرمان داستان همسرش را از دست داده و هر چه تلاش می کند دخترش را از فکر ازدواج با پسری که بقول او بچه ننه است در بیاورد نمی تواند و در مراسم ازدواج وقتی می خواهند سخنرانی کند مثبت حرف می زند و خانواده همسر دخترش را با الفاظی که نیستند و صفاتی که ندارند بسیار خوب جلوه می دهد او به شهر و خانه اش بر می گردد و همچون گذشته نامه ای به کودک 5 ساله ای که مورد حمایت مالی اوست و تاکنون هم را ندیده اند می نویسد و در این نامه تمام شکستهایش را بیان می کند و اینکه خاکستر نشین است و در زندگی هیچکس اثری نداشته است.

تا اینکه نامه ای از دختر مورد حمایتش که توسط یک پرستار نوشته شده برایش می رسد دختر کوچولو نقاشی برایش فرستاده بود که در آن دست همدیگر را گرفته بودند و گفته بود همه نامه هایش را می خواند و دوستش دارد. آقای اشمیت راه جدید زندگیش پیداشد امید در دلش جوانه زد و بار دیگر خود را مفید احساس کرد که قابل دوست داشتن است.


+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1392ساعت 10:44  توسط سیدمحمد مجابی  | 

حکایت سوم


مرد دهقانی همسایه شکارچی داشت و همسایه او سگ قدرتمندی داشت که مرتبا به مزرعه دهقان می رفت و به او خسارت وارد می کرد !

دهقان مرتبا از دست سگ به همسایه شکارچی گله می کرد و شکارچی هر بار او را آرام می کرد و قول می داد دیگر تکرار نشود تا اینکه دهقان نزد قاضی رفت و شکایت کرد و شرح واقعه داد قاضی گفت من می توانم شکارچی را محکوم کنم ولی با تو دشمن می شود و با دشمن همسایه بودن سخت است پس نصیحت مرا بشنو و برای او بره ای ببر تا نتیجه دهد .

دهقان با تمام تنفری که از سگ داشت ولی به در خانه همسایه رفت و شکارچی گفت باز چه شده ؟ دهقان گفت شکایتی نیست بره ای برای بچه هایت آوردم .

شکارچی تشکر کرد و بعد از آن سگ را می بست

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1392ساعت 0:17  توسط سیدمحمد مجابی  | 

حکایت دوم


شاگردی از استادش مرتب می پرسد هدف چیست ؟ یک روز استاد در کنار حوض با قدرت تمام سر شاگرد را داخل حوض فرو می برد و تا مرحله خفگی او را نگاه می دارد بعد که او را رها می کند از او می پرسد زمانی که زیر آب بودی هدفت چه بود؟ چقدر برای هدفت تلاش کردی ؟

هدف این است

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1392ساعت 0:10  توسط سیدمحمد مجابی  | 

حکایت اول

در یک آزمایش ماهی گوشتخواری را در آکواریم می گذارند و غذای مورد علاقه اش را در گوشه ای قرار می دهند و بین ماهی و غذا شیشه ای تعبیه می کنند و ماهی هرچه تلاش می کند به غذا برسد نمی تواند !

بعد از مدتی شیشه بر می دارند ولی ماهی از گرسنگی می میرد

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1392ساعت 0:3  توسط سیدمحمد مجابی  | 

شبکه 4

فردایکشنبه ساعت 10 صبح شبکه 4در مورد محیط زیست صحبت می کنم
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1392ساعت 20:10  توسط سیدمحمد مجابی  | 

نمایشگاه نقاشی بازگشت پرندگان


امشب بهمراه همسر و دخترم بدعوت خانم مینا محیطیان به نمایشگاه نقاشی بازگشت پرندگان که در خانه هنرمندان برگزار شد رفتم .

کار بسیار جالبی بود و 25 پرنده مهاجر به تصویر کشیده شده بود و نقاشان هریک ایده خاصی داشتند کار نمادین محمد علی حجازی در مخالفت با شکار ،قوی آزاد مینا محیطیان، سهره جنگلی مسعود مجاوری آگاه، وپرنده ای که خود را در آیینه نگاه می کرد توجهم را بیشتر جلب کرد اما اثر هما رستمی شاهواری مرا به خاطرات عمیق برد و یاد کتاب تیستو سبز انگشتی انداخت که در 9سالگی خوانده بودم.

کارشان جالب و ارزشمند بود اگر بتوانیم محیط زیست را هرچه بیشر در هنر امروز نشان دهیم موفق تر عمل کرده ایم

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1392ساعت 21:21  توسط سیدمحمد مجابی  | 

نیمرو

دلم گرفته برای خیلی چیزها ! دیروز در راه بازگشت از ساری چند دقیقه ای در فیروزکوه توقف کردیم و چایی و دوغ کدوک خوردیم روی در قهوه خانه نوشته بود نیمرو! خیلی جالب بود تابحال به این غذای با این نگاه توجه نکرده بودم با افراد دورو و سه رو و بیشتر زیاد دیدار داشتم خصوصا بعد از بازگشت به کار قبلی ولی واقعا دیدن نیمرو خیلی لذت بخش است شاید بیشتر از آدم های دورویی که فکر می کنند روی دیگرشان را نمی بینی !

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1392ساعت 21:5  توسط سیدمحمد مجابی  | 

حکایت گوزن زرد پردیسان

فردا می نویسم


+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1392ساعت 2:45  توسط سیدمحمد مجابی  | 

نامه سیداحسان حسینی فرزند مرخوم سید حسام الدین حسینی


دوشنبه 30 دی1392 ساعت: 1:21 توسط:سید احسان حسینی
سرور ارجمند جناب آقای دکتر مجابی
معاونت محترم سازمان حفاظت محیط زیست
با سلام
مصیبت از دست دادن پدری مهربان و دلسوز که در عمر پربرکت خود با تکیه بر پرهیزگاری و دیانت همراه همیشگی خانواده خود بود ضایعه ای درد ناک برای این خاندان بود. مع الاسف سبز پوشی در خاک آرمید که لحظه ای از اندیشه حفاظت و حراست از محیط طبیعی کشور غافل نبود و چه عاشقانه دوست داشت آهوان و گوران استان یزد ، هوبرگان کویر، یوزپلنگان بافق و کل وبز و قوچ و میشهای استان فارس را.
و چگونه میشود مردی که حیات وحش را اینگونه دوست داشت نسبت به حیات انسانها و بخصوص محیط انسانی بی تفاوت باشد؟ در سالیانی که وجود پربرکت ایشان را درک کردم به وضوح می دیدم که نسبت به مسائل محیط انسانی و تاسیس کارخانجات در محلهای منطبق با ضوابط محیط زیست چقدر حساس است و ذره ای قصور در این خصوص را برنمی تابید. از طرف دیگر همکاران خود را همچون خانواده خود تکریم می نمود و آنان را دوست داشت و حل معضلات ایشان را دغدغه اصلی خود میدانست. بنده به عنوان فرزند ایشان که در واپسین روزهای عمر پربرکتشان در کنارشان بودم شهادت میدهم که فکر و یاد محیط بانان دربند از مهم ترین دغدغه های ایشان بود و خوشبینانه و با کوله باری از امید وضعیت ایشان را پیگیری مینمود.
و چه زیبا تجلیل نمودند سبزجامگان محیط زیست کشور آن عزیز سفر کرده خویش را و چه با محبت تکریم نمودند خانواده داغدار آن مرحوم را.
اینجانب ضمن تسلیت به حضرتعالی که برادر و همکاری قدیمی خود را از دست داده اید و همدردی با تمام محیط بانان سبز پوش خدوم کشور که در این مصیبت سیاه پوش شده اند، از محبتهای جنابعالی و مجموعه سازمان حفاظت محیط زیست که در این مصیبت بزرگ ما را تنها ننهادند کمال تشکر را دارم و از خداوند متعال بقای عمر شما را مسئلت مینمایم.
امید آنکه راه آن عزیز از دست رفته در رفع مشکلات محیطبانان شریف کشور همچنان مستدام باشد.

ومن الله التوفیق
سید احسان حسینی

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1392ساعت 2:43  توسط سیدمحمد مجابی  | 

ماجرای هویج

یک فیلم کوتاه کارتونی بنام PERESTOتوسط والت دیسنی ساخته شده که داستان یک شعبده باز و خرگوشش است خرگوش گرسنه است و یک هویج می خواهد و شعبده باز نمی دهد با هم بروی صحنه می روند باز خرگوش هویج می خواهد و شعبده باز نمی دهد خرگوش هم تلافی می کند و بلاهای زیادی در صحنه بر سر شعبده باز می آورد تماشاچیان نمی دانند این کارها پیش بینی نشده است و فکر می کنند جزیی از برنامه است و حسابی تشویق می کنند و شعبه باز بیچاره با تمام وجود در حال جان کندن است و مردم هم تشویق ولی هیچکس نمی داند دعوا تنها برای یک هویج است!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1392ساعت 11:14  توسط سیدمحمد مجابی  | 

مرگ پلنگ پر ابهت تنکابن

پلنگ پر ابهت و زیبای تنکابنی ذهنم را بسیار مشغول کرده است .در دوهفته گذشته دو پلنگ آسیب دیده داشتیم ماده پلنگ دو ساله ای که در لرستان مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود ، برای انتقالش به تهران با استاندار لرستان مذاکره کردم که بعلت نبود هلی کوپتر این انتقال با خودرو انجام شد و دیگر ی پلنگ نر 8 ساله تنکابنی بود که  دستش در تله قطع شده بود و هم آماجی از گلوله ها در بدنش بود و یکی از گلوله هابه نخاعش اصابت کرده و کار در مان را دشوار کرده بود .

بدیدن هر دو پلنگ رفتم و از اینکه نتوانسیم پلنگ تنکابنی را نجات دهیم بسیار متاسفم با دردی که می کشید و راهی برای درمانش نبود شاید راهی جز آرام کردنش باقی نمانده بود .

ولی چرا ؟چرا اینقدر نسبت به پلنگها..........بی رحمی می شود نه گوشتشان قابل استفاده است نه کار خاصی می توان انجام داد .

شاید نگرانی اصلی از تهاجم آنها به گله چوپانهاست اگرچه در گزارش های جانور شناسان و محیط بانان منطقه شمال ذکر می شود که در مدفوع پلنگ موی گراز به چشم می خورد ولی حتی اگر گوسفند و حیوان اهلی مورد شکار این حیوان در معرض خطر انقراض قرار گیرد باید صاحبش از نگرانی خسارت آسوده باشد .

این بحث مهمی است که باید در قالب بیمه انفال دنبال کرد که بعدا بیشتر خواهم نوشت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1392ساعت 0:47  توسط سیدمحمد مجابی  | 

لارس و یک دختر واقعی


فیلم دوم لارس و یک دختر واقعی بود داستان مربوط به دو برادر است که لارس دچار بیماری روحی است و ضمن اینکه زندگی عادی دارد کار می کند و در اجتماع حضور دارد ولی بیمار روحی است و یک عروسک را بعنوان دوست انتخاب می کند بیانکا نام این عروسک است که همه جا با اوست و دیگر همه او را می شناسند و علیرغم اینکه در ابتدا تمسخر می کردند و یا اعتراض ولی دیگر با او همراهند و لارس با حمایت جامعه دوست عروسکی خود را مانند یک انسان در جامعه نشان می دهد با او همراه است بیمارستان میبردش و .....

نکته جالب توجه در این فیلم مرز بین سلامتی و بیماری روحی است در عین سطحی و ساده بودن فیلم بیننده به فکر فرو می رود که چقدر خود ما با هنجارها و ناهنجارها و واقعیات و اوهام برخورد مشابهی می کنیم ؟ و بیانکا که از اول تا آخر فیلم حتی یک کلمه حرف نمی زند چقدر در درمان و یا اوهام ذهن درگیر لارس اثر گذار است؟ لارس تنها بود و او درمان تنهایی لارس .

اگرچه این سوژه در ایران هم استفاده شده ولی این فیلم وجه تمایزی داشت که آنرا مبرز می کرد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1392ساعت 0:34  توسط سیدمحمد مجابی  | 

فیلم برنی تیدی قاتل تگزاسی

در این دو روز دو فیلم نگاه کردم هردو امریکایی و هردو بنظر سطحی ولی با نکات با اهمیت!

اولی برنی که داستان واقعی برنی تیدی قاتل زن سالمند و ثروتمند تگزاسی بود . تهیه کننده این فیلم ريچارد لينكليتر اهل تگزاس است و چون به محل تولد خود اهمیت می دهد مورد علاقه هم ایالتیهایش است .

داستان مربوط به مردی 39 ساله است که کارش برگزاری مراسم تدفین و ترحیم است.یکی از مراجعینش مرد ثروتمندی است که قبل از مرگ بهمراه همسرش برای سفارش تابوت به او مراجعه می کند.

وقتی همسر این زن ثروتمند را بخاک می سپارد با این بیوه ارتباط عاطفی برقرار می کند و در زمانی ناخواسته او را بقتل می رساند و با سرپوش گذاشتن بر روی قتل با استفاده از اموال او به انجام امور خیر می پردازد زمانیکه ماجرا رو می شود اکثر مردم از تیدی حمایت می کنند و می گویند اگر هیات منصفه بشوند او را تبرئه خواهند کرد و دادستان نگران می شود تا حدی که تقاضا می کند بلحاظ محبوبیت بسیار مجرم هیات مکنصفه از خارج شهر بیایند .

نهایتا تیدی محکوم به حبس ابد می شود.

شاید مهمترین نکته ای که در ذهن من جای گرفت این بود چطور وجدان عمومی می تواند اینقدر نسبت به یک جرم مهم و آنهم قتل منعطف بشود .

دیگر آنکه واقعا دل بستن به مردم به هر میزان قابل اتکا نیست ضمن آنکه بسیار مهم است چونکه برنی میان آزادی و یا حبس ابد قرار گرفته بود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1392ساعت 0:21  توسط سیدمحمد مجابی  | 

سفرهای استانی رییس جمهور


امروز اولین سفر استانی رییس جمهور کلید خورد و او بهمراه تعدادی از اعضای دولت به استان خوزستان سفر کرد اگرچه تاخیر فرود هواپیما در اثر وجود گرد و غبار باعث تاخیر برنامه ها خواهد شد ولی اهمیت این موضوع را برای دولتمردان بیشتر روشن خواهد کرد.

در طی سالیان خدمتم سفرهای متعدد و زیادی را همراه هیلت رییس جمهور بوده ام البته بجز دولتهای نهم و دهم.

آنچه در تمامی این سفرها اتفاق می افتاد اکثرا سخنرانی و افتتاحیه و کلنگ زنی و بازدید است و وقت زیادی از رییس جمهور برای این موارد گرفته می شود همیشه در این فکر بودم که چطور می توان این مسیر یکنواخت را تغییر داد .

البته خوشحالم که جلسات استانی دولت آقای احمدی نژاد خاتمه یافت در این سفرها که در دولتهای نهم و دهم انجام میشد مصوبات متعددی که برخی از آنها بدون مطالعه دقیق به تصویب می رسید اثرات منفی بر مدیریت خرد و کلان می گذاشت یکی از مواردی که من برای لغو مصوبه سفر دولت قبلی انجام دادم مصوبه ای در مورد آزادی روش صید دامگستر در آبهای جنوبی دریای خزر بود که خوشبختانه ثمر به نتیجه رسید.

بهر صورت شاید بتوان طرحی برای نوآوری سفرهای آقای روحانی ارائه داد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1392ساعت 10:32  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بار عشق و مفلسی سخت است می باید کشید

در جلساتی که با نمایندگان ، مسولین اجرایی دارم قسمت عمده مطالبات مربوط به موافقت با فعالیتهای عمرانی و توسعه ای و اشتغال زایی و مشابه آن است در این میان شهرهای صنعتی از میزان آلودگی خصوصا آلودگی هوا گله مندند و محیط زیست را بلحاظ اینکه تنها ذکر مصیبت می کند بی خاصیت می دانند و لی خیلی از شهرهای غیر صنعتی می گویند ما چرا صنعت نداریم و محیط زیست را عامل جلوگیری از رشد و توسعه خود ذکر می کنند.

پارادکس عجیبی است و سازمان محیط زیست پاسخگویی است که با انبوهی از مسولیتها و در اختیار داشتن تنها چهارده صدم درصد از بودجه کشور باید پاسخگوی مسولیتهای قانونی خود باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1392ساعت 7:1  توسط سیدمحمد مجابی  | 

جلسه با فراکسیون مجلس

امشب با جمع کثیری از نمایندگان فراکسیون محیط زیست جلسه داشتیم .

یادش بخیر در مجلس ششم بر اساس مذاکره ای که با خانم دکتر ابتکار داشتیم تشکیل فراکسیون محیط زیست را به نمایندگان پیشنهاد دادیم و با استقبال آنها مواجه شدیم متن اولیه را تهیه کردیم و در حاشیه مجلس به امضای نمایندگان رساندیم و تحویل خانم طالقانی شد در این فراکسیون افراد فرا جناحی حضور داشتند .

بعد از دوره ششم دکتر تابش نماینده اردکان که از فعالان این فراکسیون بود پرچم فراکسیون را افراشته نگاه داشت و امروز نیز یکی از تشکلهای پر تعداد مجلس بشمار می رود.

موارد مختلفی توسط 21تن از نماینگان مطرح شد و دکتر ابتکار نکاتی را بیان داشت و من هم تقاضاهایی را مطرح کردم از جمله توجه به لایحه قضا زدایی ویا افزودن محیط زیست به نام کمیسیون کشاورزی آب و منابع طبیعی.

نتایج جلسه را بعدا خواهم نوشت

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1392ساعت 23:40  توسط سیدمحمد مجابی  | 

عیادت دو پلنگ


امروز برای ملاقات دو مجروح آسیب خورده به کلینیک حیوانات پارک پردیسان رفتم . پلنگ تنکابنی که جثه درشتی داشت حدود 8 ساله و سه بار آسیب دیده بود یکبار ازناحیه مچ در تله گرفتار شده بود که منجر به قطعی مچش شده بود و زیر پوستش آثار ساچمه دیده می شد که نشان از قدمت آن داشت و آخرین مجروحیتش که ورود تیر به ستون فقراتش باعث ایجاد فلج در آن شده بود..

این پلنگ آسیب دیده با تمام سختی که کشیده بود راضی  نشد ضعفی از خود نشان دهد و با غرش از ما استقبال کرد.

پلنگ دوم دختر دو ساله ای بود که در لرستان مجروح شده بود و علیرغم اینکه از دو پا فلج است ولی احتمال بهبود دارد و سه شنبه قرار است برای MRI برود .

از دیدار این دو پلنگ زیبا بسیار اندوهگین شدم حیوانات ارزشمندی که در معرض خطر انقراضند و اینقدر بی خردانه مورد تهاجم قرار می گیرند

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1392ساعت 23:25  توسط سیدمحمد مجابی  | 

هیس دخترها فریاد نمی زنند

فیلم زیبایی بود از پوران درخشنده ، اگرچه این تهیه کننده را در سطح بالایی نمی دانستم ولی فیلم قوی و قدرتمندی ساخته بود که گذشته از چند اشکال فنی موضوعی ،قابل تحسین بود .

داستانی از تابو شکنی ها و بیان واقعیات و عبور از خطوط بظاهر غیر مجاز که در فیلم به آن پرداخته شده بود .

این فیلم مرا به شدت احساساتی کرد و خاطرات شبی را که برای جلو گیری از اعدام و قصاص صفر انگوتی به زندان اوین رفتم را برایم تداعی نمود شب خاصی بود که شش نفر آماده اجرای حکم قصاص و اعدام می شدند و من به خواست یکی از محکومین به مرگ به آنجا رفته بودم خوشحالم که وی آن شب از مرگ رهایی یافت و با رضایت اولیائ دم اجرای حکم به تعویق افتاد.

اما آنچه در فیلم هیس وجود داشت شکستن سکوتی بود که لازم به شکستنش بود

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1392ساعت 21:52  توسط سیدمحمد مجابی  | 

اسب حیوان نجیبی است

فیلم جالبی بود که بعد از مدتها از دیدنش بخاطر رک گویی هایش خوشم آمد. خصوصا از بازی زیبای رضا عطاران .

شاید آنقدر بازی و داستان روان بود که بذهنت می رسید در همین نزدیکی این طنز تلخ شکل گرفته و اگر قدرت دخالت در فیلمنامه را داشتی بعضی مطالب را به آن اضافه می کردی !

ولی واقعا اسب حیوان نجیبی است البته کلا حیوانات نجابت قابل تحسینی دارند

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1392ساعت 21:35  توسط سیدمحمد مجابی  | 

مطالب قدیمی‌تر